۳ پاسخ

ببخشید عزیزم از کدوم کتابخانه؟ من خودم عضو باشم میتونم کتاب برای بچه بگیرم

کدوم کتابخونه رفتی عزیزم من تازه اومدم کرمان نمیدونم کتابخونه کجا هست سمت ابوذرشمالی نیست که برم?

خیلی هم عالی‌موفق باشی جانم😍

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۴ سالگی
تجربه شخصی:من از یک سالگی جیش رو گفتم و یک سال و نیم کلا دیگه پوشک نشدم. ولی الان از دستشویی رفتن بیزارم.شاید اون موقع برام زود بوده. مامانم با خوشحالی میگه حتی شبا اصرار می کردی که حتما ببریمت دستشویی و از پوشک شدن بدت میومد. خب اینا باعث شده مامان من به اشتباه فکر کنه من آمادگی دارم. نتیجه اینکه الان تا جایی که بشه اغلب خودم رو نگه می دارم. یا دائم برای خودم کار ديگه می تراشم که نرم سرویس. مشکلات زیادی ام بابتش پیدا کردم. سنگ کلیه و یبوست و سندروم روده و ...
پس اینکه بچه ها درمقابل پوشک شدن مقاومت می کنن خیلی طبیعی و گذراست و اصلا نشونه آمادگی نیست.
دوستان نه روح و روان بچه رو به بازی بگیرید نه خودتون رو اذیت کنید و نه خونه تون رو به جیش و پی پی بکشید‌
خودش اتفاق می افته همونطور که توی عکس نوشته توضیح دادم.
شما فکر می کنید وقتی بچه مداوم خطا داره همین که سرش داد نمی زنید خوبه ولی اون احساس می کنه نتونسته کار درست رو انجام بده. و کم کم اعتماد به نفسش از بین می ره چون شما دارید بهش می گید نباید توی شلوارت جیش و پی پی کنی باید بریم دستشویی درحالی که اون خودش می دونه فقط بدنش برای این خود کنترلی هنوز آماده نیست و کاری از دستش برنمیاد جز حس ناتوانی و عدم اعتماد به نفس که تا بزرگسالی همراهش خواهد بود و ممکنه باعث خیلی از شکست هاش بشه درحالی که نه خودش و نه شما نمی دونید ریشه ش همین اصرار به زود گرفتن از پوشک بوده. .و اینکه تند تند بردن به دستشویی و اینطور عادت دادن هم از نظر روانشناسی کودک رد شده.
خود بچه کم کم آمادگی پیدا می کنه.
اینجا زیاد دیدم که می گن یهو پوشک نکردیم بچه مون سه چهار روز یا پی پی نکرده‌!
این دیگه اوج نا آگاهی یک مادر هست!
مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
من فکر می کنم ژنتیک بچه تمام آیندشو تعیین می کنه
کودکی که از اول آرام و رام و حرف گوش کنه، احترام و علاقه و آرامش بیشتری دریافت میکنه، مادرش آرام تره، هیچ کسمجبور نیست دعواش کنه، تهدیدش کنه و یا حتی کتکش بزنه. اما کودکی که بیش از حد توان والدینش شیطون و لجباز و حرف گوش نکنه مسلما از این نعمت ها بی بهره خواهد موند مثلا من خودم تمام تلاشمو کردم تمام اصول روانشناسی رو روی بچم پیاده کنم اما به هیچ وجه جوابگو نبود و متاسفانه اخیرا دیگه کارم به خشونت و تهدید و ترسوندن هم‌کشیده چون هیچ راهی برای متوقف کردنش وجود نداره😔
اینجا الان تاپیک یکی از شماها رو دیدم که نوشته بودید بچتونو زدید و ناراحتید و مادر بدی هستید
می خواستم بگم شمایی که توی شرایط سخت کم میارید مادرای بدی نیستید. گاها خودم در شرایطی بودم‌که هم خودم هم اطرافیانم بهم گفتن ایوب جای تو بود کم میارد.
اما فقط خواستم بگم تمام تلاشتونو بکنید که صدتونو بزارید اما فکر نکنید شما بد هستیدو مادری که یک بچه کم چالش داره و خیلی آرامه الزاما از شما بهتره. چه بسا اون اگه جای شما بود اصلا نمی تونست به خوبی شما باشه
من خودم آدمیم که سالها از ترس همین مسائل بچه دار نشدم اما الان که مادر شدم متوجه شدم در بالای ۹۰ درصد اتفاقاتی که در زندگی می افته ما مثل ماشینی هستیم که توی سراشیبی منتهی به دره ترمز بریدیم و مطلقا هیچ راهی جز افتادن توی اون دره برای ما وجود نداره🥲
شخصیت و آینده روحی و روانی آدما نمی دونم بر چه اساسی اما تقریبا حدودا از پیش تعیین شده هست مثل سناریویی که نوشته شده و ما فقط داریم تلاش می کنیم اون نقش رو بهتر بازی کنیم اونم بدون تمرین و روی صحنه تئاتر و در حضورن هزاران تماشاچی
مامان همتا❤️ مامان همتا❤️ ۳ سالگی
سلام مامانا
می خوام یه سوال بپرسم ازتون
باور کنی اصلا نمی خوام توی حرفایی که میزنم کسی روقضاوت کنم یا نفی کنم
همتا یه دوستی داره که تقریبا ۱ ماه ازش بزرگتره
این بچه به شدت لوسه،و هر بار که رفتیم خونشون هر اسباب بازی که همتا برمیداره بازی کنه ازش میگیره و با گریه داد میزنه که ماله منه،حتی وقتی اومدن خونمون هم همین کارو کرد و اسباب بازی های همتا رو ازش می گرفت و می گفت ماله منه
نقاشی که می کشیدن توی صفحه همتا خط می کشید و نقاشی شو خراب می کرد،اگر چیزی به خواستش نباشه همتا رو میزنه یا چنگ میزنه
امروز خونشون بودیم و به شدت عصبانی کرد منو،حتی مامانش هم از دستش کلافه شد،و بهش گفت با این کارات هیچ دوستی پیدا نمی کنی
ولی همتا اصلا از این رفتارا نداره،کسی رو نمیزنه
اسباب بازی هاشو با همه تقسیم می کنه،حتی خوراکیش رو
عاشق بازی کردنه
دوست نداره بچه ایی گریه کنه
حالا مامانش بهم می گفت من دوست دادم دخترم با همتا دوست بمونه و هرجا خواستی مهد ثبت نام کنی به منم بگو
حالا اگر شما باشید این کارو می کنید
با توجه به اینکه این بچه امروز همتا رو کلافه کرد و نمیذاشت بازی کنه و گریه همتا رو درآورد
من حتی تصمیم گرفتم دیگه خونشون نرم
چون امروز بدجور بچم رو زد😭
همتا خیلی گریه کرد
تو رو خدا فکر نکنید من مامانی هستم که ایرادهای بچم رو نمی بینم،نه
ولی هرچی از این بچه گفتم خود واقعیش بود
ببخشید طولانی شد
#بچه
#پوشک
#اعصابخوردکن
مامان 🌺goli🌺 مامان 🌺goli🌺 ۲ سالگی
یه روز دیگه هم گذشت...
مثل برق و باد...
از امروز بخوام بگم یه روز معمولی بود،آروم و ساده...
الحمدلله...
از فردا قراره تمامم رو بذارم تا تربیتم بودن فریاد باشه!
تعدا فریادهای مادرانه من انگشت شماره اما خب باید تمام شه چون ممکنه عادت شه
و هرروزش برای من موفقیته تا کنترلم رو بالاترببرم...
برای حال خودم،صبرخودم و ارامش خودم باید روی خودم کار کنم.
امروز روز وقت گذروندن با گلی جون بود...
این برنامه جدیده که در هفته ،یک روز مادردختری قدم زنون از کوچه سنگ فرش که احتمالا پاییز برگ ریزون و رویاییه بریم کتابخونه ،کتاب برداریم و بعد بیایم تو حیاط کتابخانه روی تخت اهنی که زیر پیشگاه انگورگذاشتن،عین گنجشک آب و دون بخوریم نفس بگیریم و قدم بزنیم بریم سرچهارراه و گلی جان،گلای گلفروشی رو تماشا کنه و من ذوقش رو ببینم...
بعدهم پیاده روی کنیم و برسیم ایستگاه خط واحد و برگردیم خونه...

یه شام آسون بپزیم،بخوریم و ولو بشیم جلو تی وی و ...

شما برای شادی بچه هاتون چه کارایی می کنید؟

+این عکس از مهتاب عاشقانه ی روستاست،ماه در آغوش درختان و دیوار کاهگلی