یه روز دیگه هم گذشت...
مثل برق و باد...
از امروز بخوام بگم یه روز معمولی بود،آروم و ساده...
الحمدلله...
از فردا قراره تمامم رو بذارم تا تربیتم بودن فریاد باشه!
تعدا فریادهای مادرانه من انگشت شماره اما خب باید تمام شه چون ممکنه عادت شه
و هرروزش برای من موفقیته تا کنترلم رو بالاترببرم...
برای حال خودم،صبرخودم و ارامش خودم باید روی خودم کار کنم.
امروز روز وقت گذروندن با گلی جون بود...
این برنامه جدیده که در هفته ،یک روز مادردختری قدم زنون از کوچه سنگ فرش که احتمالا پاییز برگ ریزون و رویاییه بریم کتابخونه ،کتاب برداریم و بعد بیایم تو حیاط کتابخانه روی تخت اهنی که زیر پیشگاه انگورگذاشتن،عین گنجشک آب و دون بخوریم نفس بگیریم و قدم بزنیم بریم سرچهارراه و گلی جان،گلای گلفروشی رو تماشا کنه و من ذوقش رو ببینم...
بعدهم پیاده روی کنیم و برسیم ایستگاه خط واحد و برگردیم خونه...

یه شام آسون بپزیم،بخوریم و ولو بشیم جلو تی وی و ...

شما برای شادی بچه هاتون چه کارایی می کنید؟

+این عکس از مهتاب عاشقانه ی روستاست،ماه در آغوش درختان و دیوار کاهگلی

تصویر
۴ پاسخ

چقد خوب مینویسی♥️

تو فقط حرف بزن🤭🥰
چقد خوب میگی آخه

وای الی من جدیدا خیلی داد میزنم
مغزم دیگه نمیکشه
دارم تمام تلاشمو میکنم کمش کنم

ماشالله بهت
منم انگشت شمار داد زدم سرش بعدشم فوری ترمیم‌کردم. ترسیدی مامان؟ نمیخواستم بترسونمت عزیزم...

ولی دعواش میکنم میدونم‌ک‌نمیترسه اینبار و سرسختانه جلوم وایمیسته🤣

سوال های مرتبط

مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۴ سالگی
روز دوم ترک پوشک هم آسون نگذشت. از صبح تا عصر یه بار خطا و یه بار جیش توی پاتی داشتیم و خبری از پی‌پی نبود. واضح بود که بچه داره خودش رو نگه می‌داره و تحت فشاره. عصر به ناچار پوشکش کردم و رفتیم بیرون و شب رو هم با پوشک خوابید.
از اون عجیب‌تر و دردناک‌تر اما تجربه‌ی روز سوم (دیروز) بود. از ساعت هفت صبح تا ۵ بعدازظهر بچه‌ک خودش رو نگه داشت و حاضر نشد جیش یا پی‌پی کنه. به‌ش آب‌پرتقال دادم که عاشقشه اما لب نزد. انگورهایی رو که براش گذاشته بودم از بشقاب برمی‌داشت، برای این‌که طعمش رو حس کنه یه گاز می‌زد و زود تف می‌کرد و از دهنش می‌داد بیرون. واقعا حیرت کرده بودم. انتظار نداشتم بدونه خوردن باعث می‌شه دستشویی‌ش بگیره و بخواد تا این حد پا روی خواسته‌هاش بذاره و خودش رو کنترل کنه. ساعت پنج دیگه از شدت فشاری که روش بود به گریه افتاده بود و منم سریع پوشک رو پاش کردم. جیش و پی‌پی رو توی پوشک کرد و با خیال راحت آب‌پرتقال و انگورهاش رو خورد (ادامه در کامنت)
مامان 🌺goli🌺 مامان 🌺goli🌺 ۲ سالگی
سلام از واپسین روزهای تابستان زیبا🥰☀️

امروزمهمان های جدید خونمون،با دستهای مهربان گلی جان به گلدان و خاک جدید سپرده شدن🪴🌿

دستام کمی رنگ قاطی کرد و بافتنی برای مادربزرگم بافت...🧶

به مادر و خواهر همسرم زنگ زدم و کمی گپ زدیم،از دردها گفتن وگریه کردن و من باز حکم آدم امین رو داشتم و سعی کردم درسکوت ،آرامش قلبشون باشم🥲

اولین روز تربیت بدون فریادبودو موفق بودم که خشمم رو کنترل کنم و آروم تر باشم...💪🏻
موقعیت پیش اومده لحظه ای بود که گوشیم از دخترم افتاد و گلس شکست و در مواجه باهاش داد نزدم و با آرامش براش بارها توضیح دادم به گوشی هیچ کس دست نزنه...


این بازی تو تصویر هم که البته با کمترین وسایل ممکن تو خونه آمادش کردیم و لاشه ای بیش نمونده ازش😁،برای افزایش تمرکز بچه ها خوبه و برای دخترم بسیار سرگرم کننده بود و البته آخرش با پرتاب توپا به هم دیگه خالی کردن سبد توپ روی همدیگه هیجان انگیزشد⚾️🥎🏀

و حالا یه مادر خسته و خوشحالم که یه چای در پستوی آشپزخانه توی دستشه و نوش جان می کنه...☕️💟

🦋الحمدلله علی کل حال🦋
مامان رایان مامان رایان ۴ سالگی
تجربه شخصی:من از یک سالگی جیش رو گفتم و یک سال و نیم کلا دیگه پوشک نشدم. ولی الان از دستشویی رفتن بیزارم.شاید اون موقع برام زود بوده. مامانم با خوشحالی میگه حتی شبا اصرار می کردی که حتما ببریمت دستشویی و از پوشک شدن بدت میومد. خب اینا باعث شده مامان من به اشتباه فکر کنه من آمادگی دارم. نتیجه اینکه الان تا جایی که بشه اغلب خودم رو نگه می دارم. یا دائم برای خودم کار ديگه می تراشم که نرم سرویس. مشکلات زیادی ام بابتش پیدا کردم. سنگ کلیه و یبوست و سندروم روده و ...
پس اینکه بچه ها درمقابل پوشک شدن مقاومت می کنن خیلی طبیعی و گذراست و اصلا نشونه آمادگی نیست.
دوستان نه روح و روان بچه رو به بازی بگیرید نه خودتون رو اذیت کنید و نه خونه تون رو به جیش و پی پی بکشید‌
خودش اتفاق می افته همونطور که توی عکس نوشته توضیح دادم.
شما فکر می کنید وقتی بچه مداوم خطا داره همین که سرش داد نمی زنید خوبه ولی اون احساس می کنه نتونسته کار درست رو انجام بده. و کم کم اعتماد به نفسش از بین می ره چون شما دارید بهش می گید نباید توی شلوارت جیش و پی پی کنی باید بریم دستشویی درحالی که اون خودش می دونه فقط بدنش برای این خود کنترلی هنوز آماده نیست و کاری از دستش برنمیاد جز حس ناتوانی و عدم اعتماد به نفس که تا بزرگسالی همراهش خواهد بود و ممکنه باعث خیلی از شکست هاش بشه درحالی که نه خودش و نه شما نمی دونید ریشه ش همین اصرار به زود گرفتن از پوشک بوده. .و اینکه تند تند بردن به دستشویی و اینطور عادت دادن هم از نظر روانشناسی کودک رد شده.
خود بچه کم کم آمادگی پیدا می کنه.
اینجا زیاد دیدم که می گن یهو پوشک نکردیم بچه مون سه چهار روز یا پی پی نکرده‌!
این دیگه اوج نا آگاهی یک مادر هست!
مامان جیک جیک مامان جیک جیک ۲ سالگی
خانما یک سوال دارم
اینکه بچه به کتاب کار علاقه مند بشه باید براش چیزهای ساده و آسون بگیریم یا باید دقیقا سن خودش بگیریم؟
دخترم نزدیک سه سال ۲۰۰ لقمه هوش خریدم
میبینم بلد هست
ولی مایل به کتاب خواندن و این چیزا نیست...
ورق میزنه شانسی یه صفحه میاد نگاه می‌کنه و تمام
یا کتاب ها ی دیگه رو میبینن ورق میزنم و برای خودش روی یک صفحه استپ می‌کنه داستان میگه و تمام...
اصلا که نمیزاره من براش بخونم چیزی...
یا می‌خوام روی خط چین ها خط بکشه ، ولی اصلا کار کن تکرار نمیکنه
فقط خط خطی...
کتاب دایره المعارف کودکانه براش خریدم مثلا تصویر جشن تولد هست عکس کیک هست عکس بادبادک ، میگم نشونم بده
ورق میزنه میخواد صفحه اول عکس شیر نشونم بده صداش در بیاره تا دنبال بازی کنیم...
خیلی بازیگوشه
خب بایدم باشه ولی این باعث میشه باهوش نخواد باشه
نخواد یاد بگیره
عقب تر بمونه و توی مهد و مدرسه جزء شاگرد ضعیفان باشه...

الان ۲۰۰ لقمه هوش و چنتا دیگه داره علاقه نشون نمی‌ده، مثلا اون برچسبی لحظه اول همه ی برچسبی هارو کند و روی میز چسبوند و خراب کرد...

نظرتون راجب کتاب کار پیش دبستانی یک تربچه یک خیلی سبز چطور هست؟
قسمت توضیحات نوشته بچه های چهار و پنج سال
سطح نوشته متوسط

من چطور میتونم به کاربرگ آسون که دخترم علاقه مند بشه. پیدا کنم

اصلا کار من درسته؟

#فایل pdf چند صفحه دانلود کردم صفحات آخر انگار هست بنظرم سخته...
همون صفحات اول هم سخت بود...