۱۳ پاسخ

وضعیت منم همینه تا پشتموبهش میکنم یه قدم راه برم از پشت بهم آویزون میشه و گریه میکنه جدیدا به خاطر دندوناش بدتر شده به سختی کارامو انجام میدم وقتی روسری سرم میکنم نماز بخونم همش گریه میکنه دستشویی نمیرم مگه خواب باشه چندروز پیش بهم فشار اومده بود زنگ زدم مامانم اومده پیشش تا رفتم دستشویی😅😅

چقد منم...

همشون همینن

منم همینطور فقط وقتی خوابش میگیره میبرم تو اتاق رو پا خوابش میکنم همونجا میذارمش ،در رو بهم میدم صدا زیاد نره میام یه غذایی فووووری درست میکنم😁
بعضی وقتاهم غذانصغه میمونه و بیدار ب میشه بقیش میمونه باباش بیاد بگیرتش و درست بشه

من میزارمش رورئک باهاش حرف می زنم براش شعر می خونم اروم میشه وبه کارهام میرسم

دقیقا پسر منم همینجوری،عاشق بیرون رفتن،ولی تو خونه فقط غر میزنه

این داستان ادامه دارد

وای بخدا پسر منم همین بود و الانم هست یکم
از وقتی خودش تونست چهار دست و پا بره یکم راحت شدم
الانم سر دندونش باز وابسته شده

بغلی شدن 🥲

فعلا ک ادامه دارن😊🫠

پسر منم اینجوریه هروقت میرم ظرف بشورم انقدر گریه میکنه و از پام اویزون میشه مجبورم تیکه تیکه ظرف بشورم
تازگیا در کابینت باز میزارم ک با ظرفا مشغول بشه
مثلا کابینتی ک ظرف پلاستیکیام توشه
امروزم چایی صاف کن دادم دستش مشغول شد تا ظرف شستم از اون ک خسته شد در زودپز دادم😅😅

دقیقا وضعیت منم همینه خونه بهم ریخته میرم غذا درست کنم خودشو میکشه میزارمش زمین خیلی بیقراره فقط میگه منو بچرخونید اونم بیرون خونه نه

من از آینده میام الان ۱۱ ماهمه ولی عادتامو ترک نکردم قصدشم ندارم😫

سوال های مرتبط

مامان نیکان و نفس👶 مامان نیکان و نفس👶 ۱ سالگی
این روزها خیلی خسته میشم دیگه کم آوردم هم جسمی هم روحی یه بچه ۹ ماهه که چهار دست و پا میره باید فقط دنبالش باشم سرش نخوره جایی به خاطر حساسیت و آلرژی روزی ۳ بار غذای جدا درست کنم براش شام و ناهار خودمون کارهای خونه هم که تمومی نداره تمیزی. شستن ظرف گردگیری جارو و طی........ یه پسر کلاس اولی تغذیه آماده کنم به درساش برسم دیسک کمرم بدتر شده دخترم بدقلقی میکنه باید بغلش کنم تو روزم ۲ بار میخوابه اونم نیم ساعت بیدار میشه کافی پسرم دفتر و مداد بگیر یا چیزی بخوره یه سره میره دنبالش شب دیگه بیهوش میشم از خستگی شوهر دیر میاد ولی بیاد کمک حالم نگهش میداره ولی من نمیتونم‌ استراحت کنم تو اون فاصله میرم لباس هاشو میشورم. ظرف میشورم خونه جمع کنم برنامه پسرم آماده کنم. خوبیش این حداقل شوهرم میفهمه خسته میشم میگه سخت غذا درست نکن از بیرون میگیرم ولی نمیشه هرشب غذای بیرون بدم پسرم گناه داره گاهی وقت نشه مجبورم ولی هرشب نه خلاصه دوست دارم با تمام شیرین بازی دخترم زود بگذره این روزها