۳ پاسخ

برعکس بچه منو تو بغل جاریم به ۱۰دقیقه نمیکشه میخوابه

الان مامانم اینجاست لنا رو برد حموم اورد شیر و غذا داد میگفت این که ارومه پس چرا میگی اذیت میکنه واسه خوابیدنش یه بلایی سر مامانم اورد اخر داد به خودم گفت بیا خودت بخوابونش🤣🤣
هرکاری کردیم نخوابید اخر مامانم گذاشت رو پاش آهنگ ( غم تو ) هوش مصنوعی هایده گذاشت خوابید

ولی خدایی خواهر من همینکه بغلش میکنه بچم میخوابه

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی ها🍓🍓 مامان توت فرنگی ها🍓🍓 ۱ سالگی
*خواب مستقل* پارت ۲
بعد از یک هفته بچه ها اون تایم براشون جا افتاده بود که وقت خوابشونه
دیگه ساعت ۷ که اماده میشیدیم برای خواب زودتر میخوابیدن قبلا تا ساعت ۹ شده بود طول میکشید
ولی بعد از یک هفته دیگه تا ۸ بچه ها خواب بودن

حالا وارد مرحله بعدی شدیم »»» باید کمکم رو کم میکردم مثلا تکون دادن رو کم میکردم تا دیگه کلا حذف شه
بعضیا هستن با شیر میخوابونن اونا هم روش دیگه داره (تو پارتای بعدی میذارم)

حالا روش کار چطوری بود؟
بعد از انجام روتین بچه ها رو چند دقه تو بغل تکون میدادیم بعد ک آروم میشدن میذاشتم توی تختشون (چون عادت داشتن به بغل گریه میکردن) دوباره بغلشون‌میکردم تکون میدادم آروم میشدن دوباره میذاشتم رو تخت ، روی تخت با شوش گفتن و دست زدن روی سینه اش آرومش میکردم(اصطلاحا میگن شوش تب) اگه باز گریه میکرد بغلش میکرد این کار رو تا زمانی که بچه ها رو تختشون بخوابن و تو بغلم نخوابن تکرار میکردم

این کار اوایل اصلا راحت نیست، شاید ساعتها طول بکشه
برای من ساعتها طول کشیده

من این کار رو ۳ روز مداوم انجام دادم تا بچه ها تقریبا عادت کردن

ادامه رو پارت بعدی میذارمم
مامان مَهان💗 مامان مَهان💗 ۹ ماهگی
امروز کلاس آنلاین داشتم
همزمان که کلاس داشتم به بچه شیر میدادم
دخترم هم بد قلق یدفه شیر نخورد گریع میکرد
و فقط هم خودم می‌دونم که چطور ارومش کنم که یذرع شیر بخوره محض رضای خدا
این وسط استاد منو صدا میزد
دخترم گریه میکرد
خواهر شوهرم هم بچه رو از بغلم کشید برد میگف بدش من تا تو درست تمام شه...درسته که دوستش داره
ولی همه ی اطرافیان من می‌دونن که من بدم میاد کسی بچه رو یکدفعه از بغلم همینطور بکشه ببره در صورتی که داشتم تلاش می‌کردم بهش شیر بدم
نزدیک بود دیگه بزنم سیم آخر ی چیزی بگم بش🤦🏻🤦🏻تا شوهرم اومد وسط گفت بچه رو بهش بده فقط خودش بلده ارومش کنه پیش تو نمی‌مونه
جالب هم اینجاس بچم تا میبینشون گریه می‌کنه و می‌ترسه چونکه زیاد همدیگه رو نمی‌بینیم
هنوزم حرص میخورم از دستش..مثلا دماغ بچه رو کشیده فشار داد منم بچه رو برداشتم گذاشتم بغل خودم گفتم لطفا نکن
😐من جدی جدی بهشون میگم با بچم باید درست برخورد کنید اینا خودشونو میزنن کوچه علی چپ