۴ پاسخ

خدا لعنتشون کنه
من دوسال پیشو ۲۰ نفر دعوت کردم دومدل شام و سه مدل سالاد و خلاصه مفصل گرفتم
امسال نتونستم فقط بعد از شام کیک گرفتیم
فک کنم سال دیگه همینم نتونم بگیرم
ذلیل شین خودتونو طرفداراتون که خو ن مردمو کردید تو‌شیشه
حرفم بزنیم اعدا*م میشیم

درمورد این وضعیت که انقدر گفتیم دیگه هیشکی کشش بحث نداره ولش کن
ولی سورپرایز کردی نتیجه رو اینجا بگو

خدا لعنت کنه باعث و بانیش
من پارسال برای سمت خانواده شوهرم که ۱۵ نفریم جدا تولد گرفتم،فرداش برای سمت خودمون که ۱۰ نفریم جدا گرفتم که دو شبش ۳۰ تومن خرجمون شد چون خیلی مفصل بود غذا و میز فینگرفود و همه چیز بود
ولی امسال فقط پسر جاریم و زنش و بچش و دعوت کردم،یه تولد ۶ نفره ۵,۶ تومن هزینمون شد
بدون کادو که بهش بدیم
خدا لعنتشون کنه که فقط باعث شرمندگی میشن

خدا شاهده شوهرم عصر ۱۴۰۰ زد برام
بادام ۳۰۰ تخمه کدو ۴۰۰
ی لباس زیر برا خودم ۳۰۰ پنیر پیتزا و ۱۰۰ کالباس
تمام شد پولم همه اینا رو فقط برا دخترم خریدم خودمون ی لب نمی‌زنیم بهشون .
یجوری تغییر کرده قیمت‌ها انگار ده سال پیش
من ی سال پیش پسته بادام هندی و درختی گردو همه اندازه ی ماه دخترم می‌خریدم ۱۲۰۰
جان خودم داشتم ب اجیم میگفتم
خدا الان یکی بچه اش دنیا بیاد دیگ از ۶ ماهگش چجور می‌تونه هرروز مغزیجات بده .
خود زن باردار .
واقعا بچه دوم اشتباه محض تو این شرایط ظلم خالصه

سوال های مرتبط

مامان آقا شاهان 👑 مامان آقا شاهان 👑 ۳ سالگی
اولین خرید دفتر نقاشی و مدادرنگی پسر کوچولوم… 🎨❤️
یه وقتایی از بزرگ شدنت ذوق می‌کنم،
یه وقتایی دلم می‌خواد زمان وایسه و همین دستای کوچولوت،
همین شیطنت‌هات و همین صدای بچگیت هیچ‌وقت عوض نشه… 🥹
این روزها خودم خیلی حالِ خودم رو نمی‌فهمم؛
یه روز پر از ذوقم، یه روز پر از بغضم…
گاهی حوصله‌ی خودمم ندارم، چه برسه به دنیا.
اما وسط همین روزهای شلوغ و بی‌حوصله،
هی می‌چسبم به عکس گرفتن و ثبت لحظه‌هات؛
خودمو گم کردم کلا گالریم فقط شده عکس از تو یا هرچی که به تو ربط داره اماهمش حس میکنم بازم کمه
شاید چون می‌ترسم یه روز چشم باز کنم و ببینم
خیلی از این روزهای کوچولویی‌ت رو زندگی نکردم…
پسرکم،
شاید همیشه نتونستم برات خاطره‌های بزرگ بسازم،
اما دلم می‌خواد بدونی خودِ تو، قشنگ‌ترین خاطره‌ی این سال‌های منی. ❤️
بزرگ شو عزیز دلم…
فقط یکم آروم‌تر.
مامانت هنوز داره یاد می‌گیره چطور هم بزرگ شدنت رو تماشا کنه،
هم دلش برای کوچولوییش تنگ نشه. 🥹🎨❤️

«این عکس شاید فقط یه عکس از مدادرنگی و دفتر نقاشی باشه…
ولی برای من یادآور اینه که چقدر زود داره بزرگ میشه؛
چقدر برای بزرگ شدنت ذوق دارم…
و چقدر دلم برای کوچولویی‌ت می‌گیره. 🥹❤️
کاش می‌شد یه کم آروم‌تر بزرگ شی، پسرکم…🥹🥹
واقعا دارم گریه میکنم از بغض 😭😭😭
مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
اگر کودکتون ۲سالشه خدا بهتون صبر بده!

کودک در ۲ سالگی:نقطه عطف زندگی؛به این سن کودک،۲سالگی وحشتناک میگویند.چون کودک نوپای شما فقط میخواهد بگوید نه!
برای توصیف تغییراتی که والدین اغلب در بچه های ۲ ساله مشاهده میکنند استفاده شده است.
یک پدر یا مادر میتواند این سن را به دلیل تغییرات سریع در خلق و خوی کودک و همچنین دشواری برخورد با آنها درک کند‌.یک دقیقه کودک شما ممکن است به شما چسبیده باشد،و بعد او در جهت مخاف فرار میکند. این تغییرات هرچند چالش برانگیز اما بخش عادی رشد کودک هستند.۲سالگی تغییرات عمده ی حرکتی،فکری،اجتماعی و احساسی ایجاد میکند.همچنین،کودکان در این سن میتوانند سخنان بسیار بیشتری از آنچه که میتوانند بیان کنند را درک کنند_فاکتوری است که موجب احساسات و رفتارهایی میشود که برای والدین تفسیر آنها دشوار است. ۲ساله ها با وابستگی خود به والدینشان و میلشان به استقلال مبارزه میکنند. آنها مشتاق به انجام کارها به تنهایی هستند، اما شروع به کشف این موضوع میکنند که انتظار میرود از قوانین خاصی پیروی کنند.سختی این رشد طبیعی میتواند منجر به رفتار نامناسب،سرخوردگی،احساسات بدون کنترل وکج خلقی شود.درطول این مدت،انتظار داشته باشید که شما و فرزندتان گاهی در مواجه با یکدیگر صبر خود را از دست خواهید داد.سعی کنید آرام باشید.
مامان اهورا مامان اهورا ۳ سالگی
دیروز تاپیک زدم تولد اهورا بود،تولدی که زهر مارمون شد با گریه هاش
هر چیزی که تو تاپیکم نوشتم از ته ته قلبم بود ولی...
ولی واقعیتش دارم تموم میشم،دارم له میشم،روانی شدم،درمونده شدم،خسته شدم از این همه گریه الکی ،بهانه الکی،کارای خطرناک،حرف گوش ندادن،لجبازی،و جالبیش اینه که همه منو درک میکنن و میگن حق داری الا مامانم
همش میگه تو بلد نیستی با بچه رفتار کنی،حوصله نداری،حیف این بچه که تو مادرشی🥲
به قران که من خیلی صبر دارم،خیلی مراعات میکنم،خیلی خودمو کنترل میکنم که داد نزنم دعواش نکنم
امروز اینقدر خودمو زدم و گریه کردم دوتا هم زدم رو باسن اهورا، تمام بدنم به هم ریخته،هنوزم دارم گریه میکنم،اشکم بند نمیاد،اینکه مامانم درکم نمیکنه یه طرف حرفاش یه طرف
و جلوی من طرفداری بچه رو میکنه منو تو چشم بچه بد کرده
مامانم خیلی کمک میکنه بهم ولی خیلیم با حرفاش بهم ضربه میزنه
خستم خیلی زیاااااد خستم
مامانم که فقط حرف خودشو میزنه شما اگه راه حلی دارین بگین انجام بدم


فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان
فرزند پروری بارداری زایمان