سلام مامانای عزیز، نمیدونم چیکار کنم پسرم همش میل به یادگیری حرفا و کارهای زشت داره مثلا چن روز پیش یه نفر دید سبگار میکشه از اون روز همش مداد یا هر چیزی ک شبیه سیگار باشه دستش میگیره اونم طوری میگیره ک انگار سیگار گرفکه دستش لای انگشتاش میگه دارم سیگار میکشم بعد مثل اون مرد نفسشو فوت میکنه بالا هی میگم زشته سیگار کشیدن ببین بابات نمیکشه بابابزرگت نمیکشه اما گوش نمیکنه یا مثلا همش کلمه های زشت و بی ادب از هر کی میشنوه حفظ میکنه همش تکرار میکنه خسته شدم از بس گفتم این کلمات زشت رو نگو بده بی ادبیه اما انگار نه انگار باز بیشتر تکرار میکنه همش از این میترسم نکنه پسر من ممکنه در اینکه پسر بدی باشه و کارهای زشت بکنه اخه پیش همه این کلمات رو میگه همه میگن یا خدا چه بچه بی ادبی موندم چیکار کنم چطوری تربیتش کنم ک کارهای زشت و حرفای زشت رو نگه انگار میل به اینها داره به نظرتون چیکار کنم والاه پبش همه شرمنده میشم

۷ پاسخ

تکرار می کنه چون نمی دونه زشته و ادامه می ده چون زوم می کنی روش و دائم می گی نکن ، اصلا نباید واکنش بدی خودش یادش می ره

عزیزم‌پسرمنم ی مدت این کارو میکرد ی طوری بود که سوارماشینش میشد انگشتشو میذاشت دهنش یا هروسایل دیگه ای میگفت سیگارمیکشم وفوت میکرد اصلا محلش نذاشتیم خداروشکر یادش رفت کلا

بجای اینکه نسبت به حرفای بدش واکنش منفی نشون بدی به حرفای خوبش واکنش مثبت نشون بده. حرفای بدو نشنیده بگیر انگار چیزی نگفته ولی وقتی ی کار خوب میکنه یا ی حرف خوب میزنه تشویقش کن

بی توجهی کن، اصلا انگار ندیدی و نشنیدی

یه چی بگم
بچه ها با گفتن «نکن» انگار بیشتر جری تر میشن نسبت ب انجام اون کار
بهترین کار اینه ک وقتی اون حرفو زد بی توجه باشی و یدفعه سرشو با چیزی گرم کنی و کلا حواسش از اون کار پرت بشه
اینجوری رفته رفته اصلا یادش میره انجام بده

عزیزم همچین گفتی فکرکردم ۲۰ سالشه ولش کن همه بچه ها اکثرا تواین سن اینجورین این چه حرفیه شرمنده چی مطمئن باش چندوقت دیگه یادش میره ماهان هم یه مدت حرفای زشت تکرارمیکردالان یادش رفته یادگرفته دست میزنه به شومبولش میچرخونتش حالابازکمتر شده غصه نخوریادش میره

پسر منم از باباش یاد گرفته بود ادای سیکار کشیدن در میاورد دیدم هر چی توجه میکنم بدتر میکنه بیخیال شدم فراموش کرده..فوشم یاد گرفته بود از بچه های همسایه مامانم اینا بی توجهی کردیم باز اونم فراموش کرد

سوال های مرتبط

مامان درسا جوجه🐣 مامان درسا جوجه🐣 ۳ سالگی
میخام باهاتون دردل کنم نمدونم چرا از وقتی بابام فوت کرده هیچ جا بهم خوش نمیگذره با این که میدونم بابام که رفت هم خودش راحت شد از این دنیا هم مادرجانم چون مادرجانمو خیلی اذیت میکرد بخاطر اعتیادش خودشم گیر بودو همش میگفت من نمتونم ترک کنم دعا کنین من بمیرم الان همش چهرش جلومه میسوزم از این که روزای خوبیو باهم نداشتیم مثل بقیه پدر دخترا هرجا میرم همش گریم میگیره دوستام سعی میکنن بیرون ببرنم که حالم خوب بشه یا ظهر میبرنم بیرون باز شب شوهرم با دوستامون میبرمی بیرون که حالم خوب بشه اما همه جا برام سنگینه همش گریه میکنم قلبم خیلی درد میکنه نفس کشیدن برام سخت شده از نظر جسمی معدم داغون شده اصلا نمتونم درست غذا بخورم خیلی وزن کم کردم همش ترشم میکنه یا حالت تهوع دارم بی حال و کسلم خسته شدم از این وضعیت همش عصبیم بچمو میزنم دعواش میکنم هرکی چیزی میگه سریع جواب میدم میپرم به همه هی چیزی ارومم نمیکنه نه گریه نه سیگار هیچی دلم میخاد دوهفته کامل بخابم بیاین باهام حرف بزنین شاید یکم اروم بشم 🥺🖤