۴ پاسخ

بعدا كه اومد ي تولد واسش بگيريد كادو بهش بده ي كاري كنيد خوشحال بشه ببرش شهربازي اشكالي نداره غصه نخور

لعنت به این قانون که مادر زجر و بدبختی بچرو میکشیه بزرگش میکنه تر خشکش میکنه و اینجور جاها پدر حق نمیده که بچه مامانشو ببینه

بجاش از ته قلب بخواه خوشحال باشه الان

خوب اذیت شدی عزیزم. تو که همچین روزایی نمی خواستی! خودت رو الکی داری اذیت می کنی

سوال های مرتبط

مامان قند عسل🍯 مامان قند عسل🍯 ۱ سالگی
پیرو تاپیک قبلم بیاین غیبت😀
اینسری هفتع پیش بودیم خونه مادرشوهرم برای ناهار بعد ی حرکتی زد ک خیلی بیشتر از قبل ازش متنفر شدم؛ اینم بگم من خونم تهرانه خانواده هامون بابلن خلاصه گاهی وقتا من یک هفته یا بیشتر میمونم خونه مامانم
هفتع قبلم یک هفته موندم خونه مامانم دس ب سیاه سفیدم نمیزنم معمولا ن شستن ن پختن کلا از مجردی اینطور بودم الان ک ی بچه شیطون دارم دیگه هیچی😁 خلاصه شوهرم اخر هفتع اومد دنبالمون ک ناهار رفتیم خونه مامانش؛ ینی کلا یه وعده خونه مادرش رفتیم یهو سرناهار رو کرد ب من ظرفا رو امروز تو بشور وایتکسم بزن😐😐😐 حالا این وسط پسرم هم هی گریه میکرد ک بخابونمش رو کرد سمت پسرم با حالت اخم گف عه گریه نکن مامانت میخواد ظرف بشوره😠 انقد لجم گرفت بابت این کارش کلی اصابم خرد شد ک من خونه مادرم یک هفته بودم یه بشقاب اونور تر نذاشتم اونوق این زنیکه یه روز اونم یه ناهار اومدیم خونش ب من دستور میده!!!! خلاصه چیزی نگفتم ولی اشکم در اومد واس مامانم رفتم ظرفای نحسشو بشورم خودشم رفت نماز بخونه نیومد حداقل بچه رو بگیره خلاصه پسرم مدام جیغ و گریه ک بغلم کن من هی شیر ابو میبستم بچه رو یکم بغل میکردم دوباره باز میذاشتم پایین ادامه شستن😑😑😑
ینی ب روی خودش نیاورد زنیکه الدنگ شوهرم متوجه شد گف برو من بقیه رو اب میکشم گفتم بقیه ای نمونده یه سینی مونده بود فقط!!!
حالا میخواد فردا تشریفشو بیاره خونمون قبلش ب شوهرم گفتم من دیگه خونه مادرت نمیام حالا نمیدونم فردا چجوری برخورد کنم باهاش اصلا دلم نمیخواد نقش بازی کنم چون ازش متنفررررم بگین چجوری رفتار کنم؟؟؟




فرزند پروری پوشک زایمان رفلاکس سرما سرفه