۱۵ پاسخ

عزیزم بعضی ها مریضن نباید میفرستادی

تقصیر خودت چرا با غریبه ها حرف میزنی عکس میفرستی اخه

روانی بوده حتمااا

اصلا عکس واسه کسی نفرست چون‌غیر قابل اعتمادن

وااای من عکس بچتو دیدم ماشالا بهش خیلی نازو تو دل بروعه

مریض بوده ولش کن 🤣🤣😂هیچ بنده ی خدا زشت نیس چ بزرگش چ بچه اش بعضی با چشمان زشت بقیه رو میبینن

روانیه عقده ای منم چند وقت پیش عکس دخترمو گذاشتم اومد چرت و پرت گفت گفت دخترت زشته و این چیزا منم گفتم چقدر دلت سیاهه برو جلوه آینه ببین زشت کیه ببین چقدر مریضه که به بچه نفرین کرد و حرفه‌ای خیلی زشت زد آشغال

وا روانی ان بعضیا ها

عزیزم اینجور آدما روانی تشریف دارن ب دل نگیر😂

وقتی خودمون ب هم جنس خودمون ب بچه های پاک و معصوم رحمی نداریم قرار نیست خدا هم انتظار داشته باشیم رحم کنه واقعا که عجیبن بعضیا از حیوونا هم کمترن بعضیا که چقدر توله های حیونای دیگرو در اغوش میکشن و عزیز ن براشون ....خدا به بعضیا عقل بده با این ذهن خراب و کثافتشون منکه حالم ازش بهم خورد هر خری هست هر کجا ایشالله شب بخوابه صبح شبیه کیون مرغ بشه

خدا شفاش بده

ملت روانی عقده ای شدن 🤦

وا چقدر بی شخصیت و بی خانواده بوده طرف!!!😐🤨حیف عکس بچت که براش فرستادی

واقعا مردم بیکار و دیوونن
از حسادتش بوده وگرنه بچه کوچک زشتم باشه عزیزه واسه همه
سالم باشن انشالله ظاهر اونم واسه پسر معنی ندارع

چه ادم از خودراضی ای بوده

سوال های مرتبط

مامان افسون و افرا مامان افسون و افرا ۱ سالگی
بعد من دخترمو بغل کردم مادرم اومد گفت وای صورتش خیلی بد زده خیلی سیلی های بعدی زد چندتا پشت سر هم زد بعدم رو کرد گفت همینطوری خوبه ادم باید از خودش دفاع کنه خواهرمم سریع دخترشو بغل گرفت ک عه دخترت گازش گرفته اینم زده وای بچمو گاز گرفته یهو بهم بر خورد پاشدم بچمو بغل کردم گفتم بچت و بچم هم کلاسی نبودم همسن نیودم ک بگم اره اونم زده اینم زده بچن دخترت ماشاالله سرش به همچی میشه دخترم کلت یک سال و شیش ماهشه همسن ک نبودن اخم و تخم کرد و هی بچشو ناز میداد دریغ از اینکه بگه خداقل دخترم افسون کوچیکه سرش نمیشه چرا اونقدر محکم زدی بدهکارم شد خواهرم دخترشو ناز میداد و وای وای میکرد دخترمو بغل کردم اومدم تو حیاط گفتم چقد بی ادب میتونه ادم باشه ک یه بچه یه ساله رو بزنه روشو کرد بهم ک دوتا بچن چرا با من رو ب رو کردی گفتم همسن هم نبودن ک هم کلاسی نبودن ک لگم همسن بوده خورده یکی یکی هم زده از این میگم بعدم دخترمو گرفتم اوردم تو کوچه هر کاری کردم اروم نشد به شدت گریه میکرد ک ساعت ۱۲شب پیاده بردمش مغازع بعد با خوراکی اروم شد باز به یه ربع نکشید هی میگفت مامانی گوش و گوشش میکشید همون طرفی ک زده بود توجه نکردم به نیم ساعت نکشید دخترم شروع کرد جوری ک ریسه ای گربه میکرد میگفت درد درد گوششو میکشید هر کاری کردم اروم نمیشد تا به مادرم زنگ زدم و اومد چ با هزارتا کلک و استامینوفن ارومش کردم و خوابید با گریه جاب دستاشم هس تاپیک بعدی