۱۰ پاسخ

برا منم پیش امده دو هفته پیش پسر خاله جوانم فوت کرد من اندازه داداش نداشتم دوسش داشتم تو حال خودم بودم نشسته بوذم البته جنازه پسر خالمم دیدم برا اولین بار مرده دیدم با دخترم خونه بودیم تلوزیون خاموش یهو برگشت گفت مامان اون اقاعع کیه تو تلوزیون من ی دوز سکته رو زدم هرچی میگفتم بابا کسی نیس باورش نمیشد الانم مزار میریم میگ مامان پسر. خالع اونحا نشسته هر سری من ب خودم میلرزم🥲

عزیزم تخیل خودش بوده. میگن کارتون های باب اسفنجی و کوکوملون و کلا اینایی تصاویر خیلی سریع و پشت سر هم عوض میشن خوب نیست بچه ببینه
ببین مشکل از کارتونش نبوده باشه

از این برنامه های قرآن بگیر همه رو یکی ی بار صوتی هر روز بزار تو خونه

سوره بقره تو خونه پلی کن حتما

عزیزم من خیلی درکت میکنم دختر منم یه مدت اینجوری بود که بخدا خودمم میترسیدم به شوهرم میگفتم دلم نمی‌خواد تو خونه بمونم
مدام بسم الله میگفتم زیر لب
ولی ترسم نشون نمیدادم که بچه بیشتر بترسه میبردمش تو همون اتاق میگفتم ببین مامان چیزی نیست می‌گفت خودم دیدم اینجا بود رفتش به من می‌گفت بیا خلاصه
ترسش ریختم قرآن می‌خوندم
مدام پیشش بودم
با چند مشاوره حرف زدم
و بعد یه مدت خوب شد
ول خیلی سخت بود
حالا جلوش اصلا دیگه راجب این موضوع صحبت نکن اگه مثلا گفت تو اتاق هست باهاش برو بهش امنیت بده که چیزی نیست

شاید فقط به سایه دیده یا تخیل خودش بوده. ولی تو خونه بزن شبکه قرآن زیاد کن قرآن پخش شه. وقت اذان بذار بلنذ باشه صدا اذان پخش شه. یه حرز امام جوادم بگیر بنداز گردنش اگه نمیذاره، بذار تو اتاقش یا جایی که بیشتر هست یا جای خوابش آویزون کن بالا سرش

تب نداشته

پسر من تقریبا یکسال پیش اینطوری شد دو سه بار آیت الکرسی بخون زیر سرش هم چاقو بزار موقع خواب موقع که به کارتون نگاه مبکردم پسر منم

یه تیکه طلا بنداز تو اب آیه الکرسی بخون بهش بده اب رو بخوره پسر منم تو اتاق خاب میاد رو دیوار عکس بود کندم جاش مونده تا میاد میگه برق روشن باشه خاموش میکنم جیغ میکشه جای عکس رو نشون میده پسر شما هم حتما پرده تکون خورده پنجره باز بوده سایه چیزی افتاده ترسیده

عزیزم سه بار ایت و الکرسی بخون فوت کن تو خونه قرآن بزار حواسشو پرت کن

سوال های مرتبط