بزرگترین دغدغه م هم واسه پسر ۱۳ سالم هم دختر ۳ سالم اینه کسی بهشون دست درازی و تجاوز نکنه خیلی نگرانم بچه هام مثل خیلی از بچه های پاک و معصوم با ادمای مریض تنها بشن حتی فکرش دیوونم میکنه و فکر میکنم اون لحظه چی به سر بچه هام میاد و چه ترسی دارن میخوام بمیرم
بزرگ ترین دغدغه ی من اینه که دخترم بزرگ میشه بدونه هر حرفی و کجا و کی بزنه
چون زبون داره و همه رو با زبونش قورت میده و فوق العاده رک
مثلا من خونه نبودم با مادرشوهرم خونم بودن مادرشوهرم بلند میشه دنبال آرد برگرده برای غذا کابینتارو میکشته یهو بهش میگه بسه دیگه مامانم نیست همه خونه ی ما رو میگردی
ببین یکی ژن موثر خب و یکی اینکه اطرافیان براش یه طرحواره ساختن که باعث شده اینطوریبشه بچه منم مثل بچه شماست هی دختر خاله اش که ده روز کوچک تر بود میزد و گریه میکرد(منو باباشم تو بچگی مظلوم بودیم رفتیم تو اجتماع یاد گرفتیم از خودمون دفاع کنيم)تا اینکه یه روز هی رفت منو زد هی بچمو و خواهرش رو زد هی گفتم نه اشتباه دیدم حواب نیست یهو صدا زدم جانیار منو نگه کرد گفتم وصال رو بزن منو نگاه کرد و رفت دنبالش زدش و ديگه وصال نیومد سمتش که بزنتش از این به بعدم همین کارو میکنم تعارف ندارم با کسی
دختر منم یه مدت اینجوری بود الانم وقتی یه بچه ای میخاد اذیتش کنه فرار میکنه سمت من.. خیلی بهش گفتم که تو قوی هستی و.. یا مثلا داداشم الکی یواش میزنتش مهتا جیغ میده میگم بدو بریم تو هم بزنش یا با عروسکاش تمرین میکردیم یه وسیلشو میدادم دست عروسکه بعد میگفتم بریم ازش بگیریم
بعد بیرون چن جا که دیدم یاد گرفته تشویقش میکردم یکم بهتر شده خداروشکر
من میخاستم برم مشاور چون یه مدت خجالتی شده بود خونه هیچکس حتی بابام اینا و پدرشوهرم نمیومد ولی اونم گذشت خداروشکر
من الان فقط دزدی و اینکه بهشون تجاوز جنسی نشه. پسرم 8سالشه مدرسه میره
من بزرگترین دغدغه الانم اینه ک چجوری از پوشک بگیرم ،و چجوری بفرستم مدرسه خیلی نگرانم
یادمه زن عموم مرده بود تهران زندگی میکنن و اینجا تو محل ما خونه دارن
بعد همه بچه هایش آمده بودن
دختر عمو کوچیکم پسر داره هم سن اهورای من
چندبار رفتم پیششون سر زدم به رو که دوباره خاستم برم اهورا ماشین نیسانشو آورد با خودش بچه دختر عموم نیسان رو از اهورا گرفت نداد
اهورا اول با صبر تحمل گفت مامانی بهم نمیده گفتم اشکال ندارد مامان بعد بهت میده
هی حرص خوردن
بعد اهورا رفت پیش دختر عموم بش گفت خاله من ماشینم میخوام بهم نمیده مامانش هر چی سعی کرد بگیره نتونستم بچه لج میکرد نمیدم اونم عاشق نیسان بود
مال خودشو خونشون جا گذاشته بود
اهورا هی صبر کرد هی صبر کرد اون بچه هم ازش هی فرار میکرد تا ماشین ازش نگذره
اهورا سر یه موقعیت مناسب از پشت حمله کرد به بچه پاشو قیچی کرد بچه افتاد سریع ماشین از پیش گرفت بعد بلند شد آمد پیشم گفت بریم خونه مامانی
بچه آنقدر گریه کرد سر ماشین مادرش آخر اینو برد بازار براش نیسان خرید
از ان روز بچه اهورا رو میدید پشت مامانش قایم میشد از ترس
کلا اهورا حقشو راحت میگیره
باید اعتماد به نفس بدی به بچه یعنی هواشو داشته باشی سر به چیزای باید پشتش باشی مثلاً با یکی دعوتش میشه تو هم دعوتش نکنی پشتش باشی بدونه تو پشتی اعتماد به نفسش میره بالا و ترسو میزاره کنار اول باید خودت قوی باشی تا بچه ازت یاد بگیره
بزرگترین ترسو اینه بچه م رو ندزدن..اینقدر میبینم که بچه رو تحاوز کردن یا دزدیدن تموم وجودم میترسه.یکبار به همسرم گفتم گفت چیزی نمیشه نگران نباش.گفت مثلا بدزدن پیداش میکنیم..گفتم اصلا بچه رو بدزدن اون مشکل روحی که بوجود میاد به کنار..تجاوز و هزارتا چیز دیگه وجود داره.یادمه یه دختری رو دوازده سال پیش دزدیده بودن و بعد دیگه هیچ وقت پیدا نشد.همیشه به این فکر میکنم نکنه ابزار جنسی بشه.حاضرم بمیرم ولی ابزار جنسی نشه...یا اصلا گمبشه..ته کوچمون باغه و باغ زیاده.. میگم نکنه اونحا گم بشه.به همسرم گفتم گم بشه فکر کن اصلا فقط گم بشه پوشکش عوض نشه.گرسنه بمونه میدونی چه بلایی سرش میاد...دیگه هزارتا مدل دزدیدن بچه رو دیدم.طرف پارک بود یهو یکنفر اومد آدرس بپرسه یکنفر بچه رو برد...حتی میگن شیشه ماشین پایین نباشه بچه رو میکشن با موتور بیرون
در حال حاضر اینکه غذا بخوره ینی خودش بخوره نه با کارتن نه من بدم خودش قاشق بگیره دستش با لذت بخوره
بزرگترین دغدغم اینه غذا نمیخوره درست حسابی
همش باید با اصرار و زور بدم بهش
اگرمبه حال خودش بزارم شده یه روزم اوکی بوده نخورده
هی با غذا بازی میکنه
پخش میکنه
آخرم نمیخوره
واقعا خستم🫤🫤
گهواره لاهیجان تا پارسال رفتاردرمانگر داشت برای بچه ها، شماره شونو پیدا کن یه زنگ بزن ببین میتونی کمک بگیری ازشون . یا نه باید حتماً از یه روانشناس کودک کمک بگیری براش .
دلم کباب میشه برای بچه های مظلوم ، چون یه داداشم خیلی مظلوم بود همیشه تو بچگی تا کلاس پنجم. هنوزم یه سری وقتا که حقشو خوردن یادم میاد جیگرم آتیش میگیره.💔💔
این حق گرفتن تو تماااام مراحل زندگی اگر که درمان نشه میمونه و هم بچه و هم شما خیلی اذیت میشید .🫂❤️🩹💔
معمولا بچه ها تو این سن این جورین
بزرگترین دغدغم اینه دخترم مثل محبوبه توی بامداد خمار عاشق ادم اشتباهی نشه😢
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.