سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۱ ماهگی
خانما بیاین درد دل کنیم


از کجا شروع کنم از کجا بگم خودمم نمیدونم نزدیکه ب چهار ساله ک ازدواج کردم خیلی خوشحال بودیم منو همسرم هم دیگرو خیلی دوست داشتیم زمان ک رفته رفته رفت جلو از شوهرم خودشو نشون داد بهم گفته بود دست بزن ندارم اصلا حرف خانواده اش میشه یا میگه مادرت پرت کرده یا میگه ک. س. خ. ل. شدی برو خودتو جمع و جور کن ولی ب خانواده ی من میرسه همش فحش میده قبل ازدواج بهم دیگ قول داده بودیم کنار هم پایبند باشیم هوای هم دیگ رو خیلی داشته باشیم رفته ک اخلاقش گندشو دیدم هیچکاریم نمی‌کردم کتکم میزد یبار ناهار نمیذاشتم میمود چک میزد .....
هر جا ک می‌رفتیم بیرون یا خرید یا برای خودش وسایل اینا بگیره ب مادرش اینا می‌گفت یا برای خونه وسایل می‌گرفتیم می‌گفت الآنم همین جوریه تا این من حامله شدم دیدم بچه خیلی دوست داره براش بچه آوردم گفتم بچه اومدنی حتما اخلاقش تغییر میکنه اونم نکرد بدتر شد
ب حرفه منم ک گوش نمی‌ده اصلا میاد خونه ن‌بهم کمک می‌کنه فقط دستور میده این کار رو بکن این کار رو نکن
کلی حرف تو دلمه انقد دلم پره بخدا بنظرتون این زندگی چند سال دوام میاره والله من ک دیگ خسته شدم کسی ک ب حرف من گوش نمی‌ده حرف ننه اش براش مهمه شما بودید چیکار میکردید



بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری