نه اتفاقا حواست باشه خیلی این مورد هست
این تاپیکت باعث شد من بیشتر حواسمو جمع کنم مرسی عزیزم که منتشر کردی
شما حساس شدی فقط فکرای منفی میاد تو سراغت درسته بچه را نباید بغل کسی داد ولی اینجوری که شما فکر میکنی آدم میتونه برا هر موضوعی منفی فکر کنع پس هیچ وقت منفی فکر نکن
به نظرم خیلی خیلی حساس شدی
حساسیت خوبه ولی به اندازه نه انقدر زیاد
وا اتقاقا اصلا حساس نیستی درسته حساسیت میدونی چقدر بچه دزدی میشه، خرید سیسمونی میخوای کنی چرا فروشنده باید بچه نگه داره من ک نمیدم. بدم میاد اصلا لباس و دستاش معلوم نیس ب چیا خورده.
مامانتم خیلی اشتیاه کرد خوابید و این تروما رو برای تو ایجاد کرد. چه بیخیال.
برا منم چند وقت پیش یه اتفاق مشابه افتاد با همسرم و دخترم بیرون بودیم بعد همسرم رفت یکم خوراکی بخره بیاد از میز کنار ما که خونواده بودن یه آقایی بلند شد اومد سمت ما بهم گفت میتونم دخترتونو بغل کنم بعد من از این حرکتش شوکه شدم چون برام پیش نیومده بود خب نمیدونستم چ واکنشی نشون بدم از طرفی بهش نمیخورد مرد بدی باشه خلاصه دخترمو با لبخند دادم دستش برد پیش خونوادش نشست رو صندلی منم مدام چشمم بهش بود خونوادشم یکم قربون صدقش رفتن بعد چند دقیقه آورد دادش و گف خدا ببخشه بهتون..باز دوباره یکم بعد تر که همسرم اومد یه خانومی با بچش اومد سمتمون دخترم رو خواست بغل کنه که به بچش نشون بده همسرم داد دستش به لحظه..خلاصه منم خیلی اینجور مواقع تو رودرواسی گیر میکنم نمیدونم چ واکنشی نشون بدم ولی اگر واقعا حس کردی طرف آدم بدی نیس اشکال نداره برا چند لحظه کوتاه بغلش کنه البته با نظارت خودت
حق یا توعع
اما تا این حد ک حالت رو بد کرده بده حتما پیش مشاور برو
عزیزم کاملا حق داری رو بچت حساس باش اینکه میگی اون خاطره از ذهنت پاگ نمیشه طبیعیه زمان میبره
ولی همیشه حواست به بچت باشه
حق داری نگران بشی یا بترسی ولی این حجم از افکار منفی خیلی بده چون بالاخره یک روزی جذبش میکنی دورازجون دخترگلت...برای همین مراقب باش ولی مدام بهش فکرنکن که بشه ملکه ذهنت
اگه میبینی اینطوریه به هیچکس نسپار هرکی گفت بده بگو ممنون بچم بغل کسی نمیمونه
من همیشه اینومیگم
یکی بده بغلم میگم نمیاد اذیتت میکنه عادت نداره و واقعا همینطورم هست پسرم بغل هیچکس نمیره جز باباش و خالش
حتی بغل عمه هاشم نمیمونه
ولی یادمه ۹ماهش بود بستری شد بیمارستان و منی ک ۴شب وروزمدام بالاسرش بودم و پلک روهم نزاشته بودم بخاطر تبش
توبیمارستان ک سروم گرفت تبش خوابید و اروم شد من رو تخت پسرم یهو خوابم برد یه خواب عمیق ک دیگ هیچی دست خودم نبود
فکن بعدیکساعت هراسون وبااسترس پاشدم دیدم هامین کنارم نیست
ترسیدم پاشدم دیدم همراه تخت بغلیم میگ نترس نترس بچت بغلم خوابیده...خوابش میومد توام خواب بودی دلم سوخت بیدارت نکردم بغلش کردم خوابوندم
واقعا خدا خیرش بده خیلی خانوم خوبی بود چنباری هامینو نگه داشت
خودشم بچه ۵ساله داشت
ولی نمیدونم چرا اون خانوم بمن حس خوب میداد و هیچوقت افکار بدسراغم نیومد
همه اینا به کنار
مامانت چه خیال راحت خوابیده هاااا😜😂😂😂😂
ببین نگران بودن مامانا طبیعی ولی همه چیز اعتدالشه خوبه
من یه دخترعمو دارم خونشون تهرونه
ما چهار تا دختر بودیم مادرم فوت کرده بودم
خونمون از تو حیاط یه اتاق داشت که بابام موقع خواب میرفت اونجا
دخترعموم هر موقع از تهرون میومد با بچه هاش میومد خونه ما میموند
باور میکنی بلا استثنا همیشه میرفت یه متکا میذاشت پشت در هال میخوابید
میگفت من همش این ترس تو دلمه نصف شب کسی بیاد بالاسرم
هرچی میگفتیم بابا ما تا صبح بیداریم میریم دستشویی و میاییم میگفت نه من هوشیار میخوابم
باور میکنی الان دختراشو نمیذاره هیجا برن
حتی خونه عمشون میرن نمیذاره با بچه هاش حرف بزنن
وای منم یشب با مامانم شام رفتیم بیرون پسرم کوچیکتر بود ۶
۷ماهش بود بعد موقع شام نوردن نمیزاشت شام بخوریم اذیت میکرد چنگ مینداخت واسه غذاها
خانومه ک توی رستوران کار میکرد اومد گفت بدش بمن شما شامتونو بخورید بعد من پسرمو دادم بهش و شاممونو خوردیم الان ک بهش فکر میکنم تن و بدنم میلرزه این چ اشتباهی بود من کردم🥴
ازون ببعد هیچوقت حتی در بدترین شرایط هم چنین کاری نکردم
دچار وسواس شدی عزیزم اون قضیه گذشته رفته خداروشکر کن که اتفاق بدی نیفتاده
توهم به امان خدا نذاشتی سپردی به مادرت
با این رفتارت شوهرتم ناراحت میکنی
اگه بدتر بشی خود بچت هم ازیت میشه
دست غریبه ها نده هرکی خواست بگو ببخشید بچم وابسته خودمه بغل کسی دیگه گریه میکنه و میترسه یا هردروغی اصن بزار بفهمن
آرامش تو و بچت از همچی مهم تره تعارف نکن
عزیزم حق داری بخدا
من هیچوقت فکر نمیکردم قدرت نه گفتن داشنه باشم اما چند باری به غریبه هایی که گفتن میشه یه لحظه بدی بغلم در کمال ناباوری گفتم نه نمیشه که همسرم و مادرم و خواهرم و خواهرشوهرام از رک بودنه من خودشونو کردن توو درو دیوار ولی من بچمو محکم تر بغل کردم حتی اجازه نمیدم دست به صورتش بزنن
واقعا مادر بودن حس عجیبیه..
من بودم عمرا میدادم به یه غریبه ک نمیشناسم.. بابا من یچم خونه پدر شوهرمم نمیذارم بمونه دیگ ان شب به حد مرگ رسیدم رفتم بیمارستان مجبور شدم ی ساعت بذارم خونشون فک کن نوشونه و خونشون دو کوچه انورترمونه
سلام خانمای عزیز بنظرتون این خانم متاهله یا مجرده لطفا جواب بدین
سعی کن فکرت روآزادکنی
واینکه بچت رودست غریبه ها به امان خدااصلا نده. والاخطرناکه.
تومغازه که میگی یه خانوم نااشناگفته بدید من نگه دارم، نبایدمیدادیداصلا. اگه ازکادرمغازه باشه باز یکم خیالت راحت تره ولی بازم ندی بهتره. بگیدنه ماهمینجوری راحت تریم.
وای امروزم چند تا خانم پسرمو گرفتن و باش بازی میکردم الان این مترو خوندیم به خودم اومدم که چرا من بچمو دستشون سپردم
حق داری عزیزم
انقد بهش فک نکن
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.