۱۳ پاسخ

وااا عزیزم هنوز یک ماهه تازه زایمان کردی چه توقعی داری؟!

ماهم همینطوری بودیم، بیشتر جر و بحثامون سر بچه بود. اون میگفت روشت اشتباهه باید اینجوری کنی من میگفتم نه تو روشت اشتباهه بلد نیستی😂 خلاصه که همینجوری الکی باهم شروع میکردیم به بحث کردن و میزدیم فاتحه همو میخوندیم.
تا اینکه هردومون صحبت کردیم باهم که جلوی بچه بحث نکنیم. منم یه کار رندانه کردم و هروقت پسرم تو خواب میزد زیر گریه میگفتم ببین اینقد من و تو جلوی یاسین باهم بحث کردیم دچار تنش و اضطراب شده. اونم باورش شده بود😂😂 البته که بی تاثیر هم نبست. بچه ها متوجه میشن

همه اینطورن منم عین شما

منم الن دو ماه ۱۵روز زایمان کردم فاصله افتاده حرف گوش نمیده اصلا رابطه نداریم دختر بزرگم اتاق میخوابه منم با دختر کوچکم شب بیدارم کلا ناراحتی بعد از زایمان دارم

نگران نباش بعد از چهل روز به تنظیمات کارخانه برمیگردی
این حالت طبیعی هست

ما هم همینیم
همش‌در حال بدو بدو کارای بچه ایم
تا میخوابه به کارای خونه میرسم
کلا شدیم عین همخونه بجای زن و شوهر 🤦‍♀️

منم همین مشکل رو دارم
همه چی ۱ جور دیگه شده 😭😭😭

ما که کلا از هم متنفر شدیم
انگار دوتا غربیه که تا حالا نه همدیگه رو دیدن نه همو میشناسن
شوهرم هیچ درکی از حال روحیم نداره
منم بعد زایمان افسردگی گرفتم شوهرم بجای اینکه بهم دلداری بده کنارم باشه کمکم کنه حالم خوب شه بدتر اونم جبهه گرفته که چرا حالت اینجوری شده فک میکنه تمارض میکنم
الانم بیشتر از یه هفته ست یه دعوای جدی کردیم شوهرم منو گذاشت خونه مامانم رفت دیگه نه زنگی نه هیچی نمیگه حتی حال بچمو بپرسم
منم نمیخوام حتی دیگه ببینمش احساس میکنم اگه برگردم خونه م هم دیگه هیچوقت نتونم با شوهرم یه ذره هم صمیمی بشم فقط برای دخترم مادری میکنم همین

منم همینطور

من ک یادمه سربچه اولم جامم جداکرده بودم بابچم ی طرف میخابیدم😂خالم اومدگفت جدایی بینتون میفته خلاصه الان سومیه اون دوتا تواتاق خودشونن ماهم پذیرایی کنارهم

طبیعیه من از تو بد ترم

عزیزم نزدیکی داشتین؟؟

منم هم دوس ندارم نزدیکم بشه

سوال های مرتبط