۱۲ پاسخ

وای دقیقا من الان یاد یه موقعی افتادم که زده بودم تو سر شوهرم اونم میگفت چرا زدی دستت سنگینه 😂هی خواهر دورزمونه عوض شده الان دوره زن سالاریه دیگه زنا دست بلند میکنن رو مردا
ولی وضعیتتون رو تصور میکنم خندم میگیره از کارت بیچاره هیچکاری نکرده یهو زدی تو گوشش 😂

گربه رو دم حجله کشتی😂ایول🤪ولی بنظرم ازش معذرت خواهی کن از دلش در بیار گناه داره 😂

وای بیچاره شوهرت 🤣🤣🤣

با معذرت باید بگم تو مقصری دیگه😂الان قضیه برعکس چی‌میکردی😶تو نظرات مرد ستیزی بیداد میکنه🤣

ولی خداوکیلی دیگه نزن تو گوش شوهرت اونم بی دلیل
ببخشید ولی 💩 زدی به غرورش

والا منم نمیدونم😂😂
خودتون توافق کنین مقصرو ولش

الهی دلم سوخت برا اون بیچاره الکی الکی کتک خورده😂😂

چه واکنشی دادی ایول، به سرعت
من بودم تا خودمو جمع و جور میکردم ی روز گذشته بود😂

معلومه شوهرت وتوام خوب کردی اینجوری تا عمر داره هرگز فکر دست بلندکردن بهتو نداره😎🤣🤣🤣🤣

خوب کردی بابا😂دمت گرم
ی کار میخوان بکنن واسمون جونشون میخواد دراد🤣🤣🤣

تو😐

دست بزن داره که فکر کردی میخواد بزنتت؟!

سوال های مرتبط

مامان کوآلا کوچولو🐨 مامان کوآلا کوچولو🐨 ۷ ماهگی
امروز صبح ی اتفاقی افتاد که هنوزم بهش فک میکنم موهای تنم سیخ میشه
دخترم یاد گرفته بود که توی گهوارش هی از اینور به اونور غلت بزنه ، منم از ترسم گهوارش رو جمع کردم و تصمیم گرفتم روی زمین بخوابیم
پنج صبح تو خواب ی دختر جوان خوشگل دیدم که ی چادر سفید سرش بود با اینکه هیچ شباهتی به دخترم نداشت ولی توی خواب میدونستم که دخترمه ، وسایلش رو جمع کرده بود و گفت من دارم میرم
یجورایی هم اصلا شبیه خواب نبود دقیقا من سر جام خواب بودم و اون جلوی صورتم بود واقعی واقعی
با خنده برگشتم به شوهرم گفتم اینو نگا میخواد زودتر از ما بره
با صدای خودم چشمام باز شد ، به خودم اومدم دیدم خواب بوده
کنار دستمو نگا کردم دیدم دخترم سرجاش نیست
چهاردست و پا کل اتاق رو رفته بود و رسیده بود به ی کابل برق که به کولر وصل میشه، گذاشته بود دهنش

وای سکته رو زدم ، چند وقته که چهاردست و پا میره ولی خب هنوز خیلی فرز نیست ، اینکه این مسافت رو رفته ، اون کابل رو پیدا کرده ،تازه پشه بند از این کلبه ای ها روش بود نمیدونم چه جوری از اون رفته بیرون

اصلا اون خوابه چی بود که منو بیدار کرد ، یعنی چی که داره زودتر از ما میره

پوشک
مامان گنجیشکم 🐣 مامان گنجیشکم 🐣 ۹ ماهگی
امروز فهمیدم که هرکس از عینک و دیدگاه خودش به بقیه آدما و موضوعات نگاه میکنه یعنی چی،و این تجربه رو به شما هم میگم تا کمتر از نظرات و حرفای دیگران دلخور بشین...
امروز هاکان تو خونه مادرشوهرم یه لحظه شدیدا گریه کرد،منم نمیدونستم چی میخواد همینجوری با حوصله داشتم بررسی میکردم،شیر دادم نخورد،پستونک قبول نکرد،خوابوندم گریه کرد...از اون طرف مادرشوهرم با یه عصبانیت خاصی اومد تو اتاق بچه رو گرفت برد بهش شیشه شیر داد اونم بازم گریه میکرد،بعد همینجور با حرص و عصبانیت حرف میزد،آخه چی شد یهو،تو رو چی نیش زد و فلان....بعد من هیچی نگفتم بچه رو هم آرومش کردم خوابید و گذشت تا همین عصری که شوهرم هم بود،یهو همونجوری شدید گریه کرد،همسرم گفت گرمشه ببرم تو حیاط،مادرشوهرم گفت اینجوری گریه میکرد من فکر کردم سما نیشگونش گرفته یا چیکارش کرده که بچه اونطور گریه میکنه 🤯🤯🤯اصلا به شخصیت من فکر نمیکنه،به تحصیلات من فکر نمیکنه،به طرز رفتارم با بچه خودم یا با بچه های دیگه فکر نمیکنه...اون حرفش نشون میده که انقد در اطرافش اونجوری دیده که اونطور فکر میکنه..منم به دلم نمیگیرم با همین طرز فکرم..🙂🌱