۱۷ پاسخ

من ناراحت نمیشم،اتفاقا با خودم فکر میکنم چه مهربونه که حواسش هست

بعضی ها از رو دلسوزی یا کمک بهت میگن وگرنه قصد بی‌جای ندارن بنده خدا ها

من که ناراحت نمیشم گاهی ما حواسمون نیست یکی تذکر بده خیلیم خوبه من که اگه ببینم تذکرش به جا بوده ازش تشکر هم میکنم اگه ببینم به جا نیست فقط میگم باشه

بعضی وقتا اره خوبه تجربه دارن

ازین چرت و پرتا زیاد میگن

چه زشت..

خب اگر بچه کمر بزنه میفته راس میگه دیگ نگه دار .

بعصی اوقات ٱدم حواسش نیست تذکر به جا خوبه من ناراحت نمیشم

خب بنده خدا فکر کرده جای بچه بده منم بچمو بغل میکنم اونایی که مامانن براساس تجربه تذکر میدن😂ولی من واقعا نمیتونم مثلا رو هوا پشت گردن و کنر بچه رو بگیرم برای ارامش کولیک و رفلاکسش😁

آخه بعضی ها واقعا بچه بد نگه میدارن ...

ناراحتی نداره چقد خوب ک‌ تذکر داده این ک بهت اینو گفته دلیلش این نیست ک شما مادر خوبی نیستی
بعضی ادما خیر خواه همه هستن

حالاشاید اون لحظه پشت بچه رو نگرفتید اون بنده خدا ازروی خوبی گفته گلم
بادید خوب ومثبت نگاکنیم جانم🌹

منم واقعا حس خوبی نمیگیرم. یه چی بپوشون سردشه.. شیرش بده گرسنشه.. بخوابونش.. حواست به پشت و گردنش باشه و … به نظرم از اون دلسوزی‌های بیجاست که فقط نتیجه‌اش حس بد دادن به مادره. مادر خودش از همه بیشتر به احوالات بچه واقفه

منم یبار رفته بودم خرید برا تولد
مجبور بودم برم دعوت بودم بی کادو هم نمیشد پاساژ رفتم با ماشین دم در پاساژ پیاده شدیم دو قدم راه تا پاساژ رو پیرمرده اومده میگه عین کره اب میشه بچه گناه داره تو افتاب نیارینش
شوهرم بش برخورده بود
چون زود رفتیم تو

اصلا هم بیجا نیست
به نظرمن خیلی هم ادم مسولیت پذیری بوده
بعضی جاها ادم هواسش پرته اون تذکرایه بیرونی جلویه یه اتفاق بدرو میگیره

منم بدم میاد

وای منم اون روز رفته بودم دکتر امیرعلی بغلم بود بخاطر لثه‌ش خیلی سر شونم میخورد یه خانم نشسته بود هی میگفت شیرش بده گشنشه
😐😐😐

سوال های مرتبط

مامان JANA🎀✨️ مامان JANA🎀✨️ ۱ سالگی
شیر مادر و شیرخشک کمکی
#پارت_اول
مامان هایی که از قبل من رو دارن میدونن که از ۱و نیم الی ۲ ماهگی بچه م یکی از دغدغه های اصلی‌م این بود که در کنار شیر خودم یک وعده یا دو وعده شیر خشک بدم اما فکر کنم یکی از بد قلق ترین فرشته ها فرشته کوچولوی من بود و به هیچ روشی شیر خشک رو قبول نمی‌کرد.

اول اینکه چرا از اول شیرخشک کمکی ندادم:

اگر بخواید شیرخشک کمکی بدید باید تا ۳ هفته اول تولد بچه بهش بدید واگرنه احتمال اینکه بعدش بگیره خیلی کمه چون به شیر مادر وابسته میشه و ممکنه بافت پلاستیک توی دهنش رو دوست نداشته باشه و یا اینکه از حالتی که یهو شیر زیاد وارد دهنش بشه بدش بیاد و بترسه و نتونه درست قورتش بده، حالا چرا من از اول ندادم، چون که تو زمان بارداری تصمیم گرفته بود فقط شیر خودم رو بچه بدم و با شیرخشک کاملا مخالف بودم گفتم تا خودم شیر دارم چرا شیرخشک بدم! بماند که بعدتر نظرم عوض شد، و اطرافیان!!! امان از اطرافیان !!! میگفتن چرا میخوای در حق این بچه ظلم کنی؟ میخوای شیرخشکیش کنی؟ هر چی میگفتم نه بابا فقط میخوام شبی ۳۰ سی سی بدم که هم راحت تر بخوابه هم بهتر وزن بگیره، میگفتن نه اگه شیرخشک بره تو دهنش دیگه شیر خودت رو نمیخوره! خلاصه عذاب وجدانی به جون من انداخته بودن که حتی وقتی به شیرخشک فکر میکردم با خودم میگفتم من چقدر مادر بدی هستم که میخوام با بچه م اینکارو بکنم!
مامان جوجوممد(تیارا) مامان جوجوممد(تیارا) ۱ سالگی
هیچ کس قبل از اینکه من مادر بشم به من نگفت ببین لحظات متعددی هست که دلت میخواد یه دکمه برگشتی داشته باشه و تو مشتتو محکم روی اون دکمه بکوبی.
هیچ کس نبود به من بگه که ببین با هر پسرفت خواب بچت رابطه مامان و بابا هم دچار پسرفت میشه،چرا؟ چون کم میخوابن چون فشار عصبی روشونه.
هیچ کس به من نگفت که چقدر احساس پسرفت و عقبگرد توی کارم بعد از بچه دار شدن تجربه میکنم.
هیچ کس به من نگفتش که به عنوان یه مادر گاهی پیش میاد که ممکنه بچم رو دوست نداشته باشم.
هیچ کس به من نگفتش که مادر شدن سخت ترین شغل در این جهان هستیه.
هیچ کس به من نگفتش که تو باید دقایق ممتد دنبال بچت بدوی، تا بلکه اجازه بده پوشکش رو عوض کنی، که وقتی فلاش بک میزنی به گذشته میبینی که دقایق ممتد چه کارها که میتونستی انجام بدی .
هیچ کس در مورد این حسا حرف نمیزنه ولی اینها طبیعی ترین احساسات انسانیه که یک مادر یک والد تجربه میکنه.
تجربه این احساسات طبیعیه نه نشونه ضعفمونه نه به معنی بد بودنمون،اتفاقا به این معنیه که تو داری به اندازه کافی تلاش میکنی واسه همین خسته ای، واسه همین بریدی،واسه همین حقته که انقدر کلافه باشی اونی که فکر میکنه حرف نزدن از این احساسات نشون دهنده قوی بودنه ،داره به خودش ظلم میکنه.
ما باید بشکنیم باید یه سری سکوت های اجتماعی شبیه این چیزهایی که گفتم رو بشکنیم