امروز بدجور روانم بهم ریخته اس کاملا فروپاشیدم ..دختر کوچیکم انقدر شیر خورد تا با بدبختی خوابید ( از شیر دادن متنفررررم) بعد دختر اولیم بعد ناهار گیر داد گشنمه موز دادم بهش فقط گفتم ساکت باش آجی خوابه وسط خوردن داشت خودشو خفه میکرد ک بگه باز گشنشه 🤦🏻‍♀️دویدم آب دادم بهش میکه دستم رو پوست موز بریده خون میاد میگم ن دخترم یکم کنار ناخنت ریش شده میگه ن خونه و از ته دل زد زیر گریه بلد و با جیغ ذیگه کنترلم‌رو از دست دادم اصلا جوری ک انگار دست خودم نبود هی کوبیدم تو سر خودم ک گریه نکن توروخدا بیدار میشه ولی اون بیشتر جیغ میزد اخر بیدارش کرد و من دوباره نیم ساعت شیر دادم تا دوباره خوابید و دهن این یکی هم بسته شد
یجوری خودمو زدم بعد دوساعت هنوز سرم درد میاد 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️انگار جنون بهم دست داد اون لحظه ..،واقعا مغزم نمیکشه الان شوهرم بیاد خونه اوامر اونو انجام بدم و چهارقورت و نیم هم برام باقی داشته باشه .. این روزا خیلی آرزوی مرگ میکنم خیلی زیاد اصلا آرامش ندارم 🫠اگه مامانمم نبود کمکم مطمعنم باید میرفتم تیمارستان ( شدیدا دلم میخواد فلوکیستین بخورم یکم آروم بشم ولی مامانم نمیزاره چون چندسال خودش آسنترا میخورد میگه ن عادت میکنی ) نمیدونم بخورم یا نه ؟؟؟ واقعا دوتا بچه شیرر ب شیر بزرگ کردن خیلی سخته ولی بیشتر از اون سخت تر زندگی با شوهر نفهمه واقعا نفهمه ها ۳۸ سالشه هنوز عقل نداره بی چشم و رو قدر نشناس کلا فقط قدر مادرشو میدونه ( نمیگم قدر اونو ندون ولی خب کاش یکم منو هم تو این زندگی میدید من واقعا ب معنای واقعی کلمه فرو پاشیدم)
شیرخشک فرزندپروری پوشک شیرخشک آنومالی سونوگرافی پوشک

تصویر
۷ پاسخ

هرکسی صلاح خودش رو بهتر میدونه ولی اگه میتونی شیردهی رو قطع کن و شیرخشک بده من زمانی که شیر خودم رو قطع کردم و شیرخشک دادم واقعا روانم آروم تر شد
دوتا پشت سرهم سخته دیگه وقتی شیردهی هم باشه بدتر

بچه هات چن سال به هم دارن

وای دقیقا امروز همین بلا سرم اومد بشدت خسته بودم با هربدبختی بود دخترمو خوابوندم پسرم بیدارش کرد هرچی میگم آروم فایده نداشت تا دوباره با هربدبختی شد خوابوندمش تازه الانم مدام دارن باهم لج میکنن و دعوا🥲واقعا دوتا بچه سخته من تازگیا اومدم شهرستان از خونوادمم دور شدم کسی نیس کمکم

خسته نباشی میفهمم چی میگی شیر به شیر سخته ولی خداروشکر مامانت کمکت هست

من اسنترا خوردم بدتر عصبیم کرد ول کردم
بچه داری واقعا سخته مخصوصا اگه دور اطرافت درکت نکنن و کمک حالت نباشن

منم یدونه بچه دارم گاهی اوقات واقعا خودمو محکم میزنم از شدت خستگی
یه مدت فلوکستین خوردم واقعا عالی بود
بنظرم با روانپزشک صحبت کن و بگو شیر میدی

مامانت ک نزدیکته ی وقتایی بده بهش خودت استراحت کن
ببین من ی پسر مدرسه ای دارم ی دختر دوساله و خودمم شاغلم
من ی مدت بعد شبکاری میام تا شب اصلا ی لحظه هم دراز نمیکشم چ برسه خواب
و کلی مشغله دیگه .....از مادرت کمک بگیر
ما مادرا همیشه باید صبور باشیم و از خودگذشتگی کنیم 🥲
منم شده کلافه میشم و دلم نمیاد ب بچه بزنم ب خودم میزنم😅
ی میزنم ب مبل
کم پیش میاد
ولی میاد ....
همه مثل هم هستیم

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی



🍓مه 🌙وا مامان توت فرنگی 🍓مه 🌙وا ۲ سالگی
خواهرشوهر کوچیکم و شوهرش انقدرررر ب همدیگه احترام میزارن و هیچ وقت نشده بد همدیگه رو بگن یا همدیگه رو تو جمع ضایع کنن گاهی باعث میشه حسودی ک نه ولی حسرتشو میخورم ک کاااش یکم شوهر منم مث شوهر اون بهم احترام میزاشت یا تو جمع حواسش بهم بود یا گاهی ممکنه تو جمع ضایع کنه منو کاش این اخلاقای گند رو نداشت مث شوهر خواهرش
من اوایل هیچی نمیگفتم اگه اهمیت نمیداد یا ضایع می‌کرد یا حتی بی احترامی
اما الان مثل خودش شدم بی احترامی کنه بی احترامی می‌کنم ضایع کنه جوری جوابشو میدم ک تا قیهاخالدونش میسوزه و واقعا از این کارم از این ورژنم خوشم نمیاد دوست دارم بهم احترام بزاریم حداقل تو جمع تو خانواده
بارها بهش گفتم توروخدا بهم احترام بزار من میزارمت رو چشام ولی باز نمیفهمه کلا نفهمه
بد و خوب رو تشخیص نمیده
منم عین خودش دارم باهاش رفتار می‌کنم
خوشبحال خواهرشوهرم واقعا زندگی رو برده
من واقعا توقع عشق و علاقه ندارم ولی توقع احترام رو چرا زیاد چون از روز اول فقط ازش احترام خواستم
اما بازم متوجه نمیشه نمی‌دونم چیکار کنم مث خودش باهاش رفتار کنم یا بازم مث قبل جوابشو ندم و ضایع بشم تو جمعشون(البته ک حالم از اون حالت بی عرضه بودن هم بهم میخوره ) خلاصه موندم شما بگید چیکار کنم؟!
پوشک شیرخشک پوشک فرزندپروری کودک شیر مادر پوشک شیرخشک سونوگرافی آنومالی
مامان سردار مامان سردار ۲ سالگی
مامان نفس❤️‍🔥 مامان نفس❤️‍🔥 ۲ سالگی
سلام دوستان🌸چطورید؟ درچه حالید؟
خانما من دخترم وقتی سه ماهش بود با شیر قهر کرد😕
یعنی این جوری بود که گرسنش بود و از گرسنگی گریه میکرد ولی ن سینه میگرفت ن شیشه شیر مجبور بودم اینقدر توی بغلم تابش بدم تا بخوابه اون موقع شیشه شیر بگیره و شیر بخوره🤦🏻‍♀️
خودمم از اول شیر نداشتم چه بسا تمتم راه ها و داروهای شیر افزا رو امتحان کردم ولی بی نتیجه بود 😑
از اون موقع به بعد فقط توی خواب شیر میخوره غذا خور هم که شد خوراک چندانی نداشت و نداره
به همین خاطر خیلی ضعیفه و از یک سالو نیم به بعد شروع کردم توی شیشه شیر حریره خثری بهش انواع فرنی و حریره بادام و یا حتی شیر موز (همشون رقیق شده) شبا بدم
روی نمودار قدو وزنش والان قصد دارم از پوشک بگیرمش خودش خیلی علاقه نشون میده ولی چون شبا شیر میخوره هنوز پوشک شبش خشک نیست
چون توی روز خوراکی نداره دلم نمیاد شیر ی که شبا بهش میدمو ازش بگیرم
راستی به مولتی ویتامین و زینکو حتی ویتامین و آهنم حساسیت داره
راه حلتون برای این مشکل چیه؟
.
.
.
.
ـ
مامان آراد مامان آراد ۳ سالگی
خب خب خب
امروزم دوباره داستان من و پسرجان،همون داستان روزای قبل بود و من‌ظهر از کار رسیدم، حتی ی کوچولو هم‌نخابید و نذاشت بخابم و ب محض اینکه میدید دارم میخابم میومد سراغم که مامان پاشو برقصیم🙄🙄🙄
ساعت ۶‌رفتیم پارک، کلی بدوبدو کرده (منم بی نصیب نموندم از بدوبدوهاش و بین‌ جمع کثیری از حضار ک باتعجب نگاه میکردن دست توو دست پسر، باهم کل پارک رو می دویدیم🤦‍♀️🤦‍♀️
ساعت یربع ب ده بالاخره رضایت داد برگردیم خونه، اومدم شامش رو دادم، دقیقا مثل دیشب له و خسته، ولی نتونستم دیگه بیخیال کارا بشم. ی جارو زدم. خونه رو مرتب کردم.ظرفاروشستم، حتی غذای فرداظهرمونم درست کردم.نیم ساعت با بچه، شعرخوندیم و آهنگ گذاشتیم و رقصیدیم😐😐🤦‍♀️
و درکمال ناباوری دیدم کوچیکترین نشونه ای خاب توو این بچه نمیبینم😐😐😐🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
بااینکه صبح ساعت ۹ بیدارشده
خلاصه ک الان با هزار تا خواهش و تمنا و التماس ک مامان توروخدا بیا بخابیمممم ، بالاخره رضایت داد بخابه😐🤦‍♀️
خلاصه که مادر شاغل، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشوبکنید سختی داره و فقط بیرونش قشنگه🤦‍♀️😭🥲

پوشک پوشک فرزندپروری پوشک شیرخشک بچه پارک خسته له داغون🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
مامان آراد مامان آراد ۳ سالگی
خب خب خب
امروزم دوباره داستان من و پسرجان،همون داستان روزای قبل بود و من‌ظهر از کار رسیدم، حتی ی کوچولو هم‌نخابید و نذاشت بخابم و ب محض اینکه میدید دارم میخابم میومد سراغم که مامان پاشو برقصیم🙄🙄🙄
ساعت ۶‌رفتیم پارک، کلی بدوبدو کرده (منم بی نصیب نموندم از بدوبدوهاش و بین‌ جمع کثیری از حضار ک باتعجب نگاه میکردن دست توو دست پسر، باهم کل پارک رو می دویدیم🤦‍♀️🤦‍♀️
ساعت یربع ب ده بالاخره رضایت داد برگردیم خونه، اومدم شامش رو دادم، دقیقا مثل دیشب له و خسته، ولی نتونستم دیگه بیخیال کارا بشم. ی جارو زدم. خونه رو مرتب کردم.ظرفاروشستم، حتی غذای فرداظهرمونم درست کردم.نیم ساعت با بچه، شعرخوندیم و آهنگ گذاشتیم و رقصیدیم😐😐🤦‍♀️
و درکمال ناباوری دیدم کوچیکترین نشونه ای خاب توو این بچه نمیبینم😐😐😐🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
بااینکه صبح ساعت ۹ بیدارشده
خلاصه ک الان با هزار تا خواهش و تمنا و التماس ک مامان توروخدا بیا بخابیمممم ، بالاخره رضایت داد بخابه😐🤦‍♀️
خلاصه که مادر شاغل، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشوبکنید سختی داره و فقط بیرونش قشنگه🤦‍♀️😭🥲

پوشک پوشک پوشک شیرخشک بچه پارک خسته له داغون🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️