۱۶ پاسخ

عزیزم قبلاً تو دوستام بودی لغو زدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عزیزم درکت میکنم ولی شک خود آدمو نابود میکنه زندگی رو سرد میکنه

مشکوک میزنه شوهرت

یبار دیگه که گفتی جایی میرم و بهش شک کرد حتما آژانس بگیر یواشکی دنبالش برو

کارش چیه ک انقدر قرار داره

زیر نظر بگیرش ، بیشتر بهش زنگ بزن هر روز ، احساس کردی مغازه نیست بدون اینکه بهش بگی برو مغازه

مغازه چی داره

من بودم دنبالشو میگرفتم بعدشم نباید میگفتی خودت میرفتی ارومکی

وای از دست این مردا

خب خواهر چرا گفتی بهش دارم میام بدون خبر می‌رفتی مغازش

حسم میگه مشکوک

اخ از دست این مردا😔😔😔😔😔😔

وای خیلی بده شک کردن آدم دیگه دو دل میشع

عجب واقعا رفتارش مشکوک بوده حق داری

مثلاتومغازه میخوادچیکاکنه

نباید میگفتی میرفتی مغازه

سوال های مرتبط

مامان دلوین💖 مامان دلوین💖 ۱ سالگی
خانما تاپیک قبلمو یادتونه😂😂امروزم شوهرم گف یکسره وایمیسم و اومد خونه و‌سریع لباساشو عوض کرد و گف‌میخام‌برم مغازه با ماشین دوستشم اومده بود دوستش نمیدونم کجا بود
من پیش خودم گفتم اسنجوری ماشبن دوستشو گرفته که شک نکنن بهش اگر جایی میره
یه نیم ساعت پیش رفت و من الان بهش گفتم الکی یعنی در واقع خانه بودم بهش گفتم امدم مغازه شارژمو بگیرم
کجایی چرا ماشین دوستت نیس
گف زدم پارکینگ گفتم کجا نمیبینم گف پشت ساختمون دیگه
بعدش گفتم بیا دم در ببینمت و شارژمو تو مغازه جا گذاشتم برام بیار
گفت اره اینجاس الان میارم تو کجایی با چی اومدی گفتم اسنپ دلوینم اوردم
اومد گفت هر وقت اومدی زنگم بزن بیام بیرون الکی گفتم رسیدم خب بیار رسیدم
زنگم زد گف کجایی پس چرا نمیبینمت گفتم دلوین گریه کرده رفتم
شب بیار برام طوری نیس گفت باشه پس مواظب باش
😂😄
به نظرتون اونم نقش بازی کرده یا راست میگفته؟؟؟؟؟


رفلاکس
شیردهی
شیرخشک
شیرخشک
شیرخشک
شیردهی
کودک
کمکی
کمکی
بچه
نوزاد
نوزاد
کمکی
شیرخشک
رفلاکس
کولیک
کولیک
شیرخشک
شیردهی
غذا
بچه
مامان دلوین💖 مامان دلوین💖 ۱ سالگی
خانما من امروز یچیزی فهمیدم بگم یا نه ؟؟😅😂😂😂
امروز رفتم مغازه اسباب بازی فروشی
توی این مغازه خود صاحب مغازه اس و با یه خانومی
امروز رفتم واسه دلوین یه تیکه اسباب بازی بخرم
دیدم کر کره اش بالاس اما درش قفله😂
اومدم بشینم توی ماشین بیام خونه دلوینم داخل صندلیش بود
شروع کرد گریه اب میخاست برگشتم اب بهش دادم ‌یکم زمان برد
بعدش اومدم بشینم توی ماشین دیدم در باز شد گفتم عه کسی نیومد که درو باز کنه چطوری شد
خلاصه رفتم دلوینو برداشتم رفتم داخل مغازه دیدم صاحب مغازه که یه مرد جوانی بود اومد پشت میز نشست و اون خانومه هم که فروشنده اش بود داشت لباسشو درست میکرد و از پله ی اتاق بالای مغازه اومد پایین
و چرخید
یه لحظه گفتم در قفل بود این دوتا تنها داخل مغازه 😂اون یکیم داشت از بالا میومد که 😂😂یعنی چه اتفاقی افتاده بود ؟؟😉
مردک هم ازون مذهبیای خیلی شدیده 😂😂😂😂😂توی دلم گفتم از شما بعیده حاجی اقا 😂😁
سراسیمه بود ترس داشت دستاشم داشت میلرزید
من تیکه اسباب بازیمو کرفتم امدم و رفتم 😂😂😂😂😂😂😂
شیرخشک شیردهی پوشک پوشک شیردهی زایمان بارداری بارداری شیرخشک
شیردهی
آهن
مولتی ویتامین
مولتی ویتامین
آهن
آهن
شیرخشک
کودک
کمکی
کمکی
مامان دلوین💖 مامان دلوین💖 ۱ سالگی
خانما من امشب یه چیزیو حس کردم میخواستم بگم برای شما ببینین شمام این حس منو دارین یا نه
شوهرمن امشب از سر کار اومد هم پیش خودش حرف میزد و لبخند میزد تا که میرفتم سمتش خودشو جدی میگرفت که چیزی نبوده
اینقدم توپش پر بود نمیدونم از کجا عصبی بود که یعنی یه تو بهش میگفتم دعوا را مینداخت یه کلمه بهش گفتم گرا امشب محل بهم نمیدی سریع صداشو برد بالا که به تو ربطی نداره
گفتم پاشو دلوینو بگیر من لباسارو جم و‌جور‌کنم بهم‌گفت خستم نمیبینی میخوام بخوابم بهش گفتم محل نمیدی برم گفت آره داره میبینی که محلت نمیدم الکی نشستی پیش من چیکار پاشو برو به کارات برس دلوین و بخوابون بعدشم برو کارات برس
اصلا یه جور دیگه شده امشب در صورتی که شبای قبل اخلاقش انقد گوه نبود میشد حرف زد باهاش خوش‌اخلاق بود
گوشیشم یذره نگاه کرد گذاشته روی کاناپه و رفته اوی اتاق خوابیده
با این که هر شب گوشیش زیر بالشتش بود و‌میخوابید فکر کنم اینجوری کرده که شک نکنم بهش ولی من بدتر شک کردم😂😂😂😂معلوم میس امشب چشه
یبار میگه فردا صب تا عصر نیستم
یبارم‌میگه ظهر میام
یبارم میگه من اصلا جایی نمیرم
اصلا امشب معلوم نیس چشه
به اطمینان میتونم بگم بهش شک کردم فردا میخاد یجایی بره داره اینکارارو‌میکنه شک نکنم
وقتی اینجوری میشه یجایی میره و بعدش خوب میشه
به نظرتون برم تعقیبش کنم ؟؟؟؟؟؟
فردا صب زود میخاد بره من دلوینو چیکارش کنم؟
شیرخشک رفلاکس شیرخشک شیردهی پوک پوشک پوشک کمکی کمکی بچه بچه کودک غذا غذا کمکی زایمان بارداری شیرخشک شیرمادر شیرمادر کولیک رفلاکس آهن مولتی ویتامین مولتی کودک شیرخشک شیردهی جلوگیری زیامان
مامان جوجَم🐣 مامان جوجَم🐣 ۱ سالگی
مامان همتا مامان همتا ۲ سالگی
بارداری بارداری بارداری پوشک پوشک پوشک😐😭




مرداتون تو کارای خونه کمکتون میکنن یانه؟؟؟


امروز میخواستم وایسم پا تمیز کاری خونه
دیشب دیر خوابیده بودیم با همتا تا ۱۲/۵ خواب بودیم
اما شوهرم ۸/۵ پاشده بود رفته بود سرکار
ظهر زنگم زد برو دنبال بابام بیارش مغازه وایسه تا من بیام خونه خیلی خوابم میاد
گفتم آخه همتا تا ظهر خواب بوده دیگه خوابش نمیاد میخوای من برم خونه مامانت اینا تا تو بری بخوابی؟گفت اره برو من اصلا نمیتونم نخوابم

خلاصه که ما دوسه ساعت رفتیم خونه مادرشوهر جان تا شوهرم خونه خودمون راحت بخوابه
ساعت ۴/۵ زنگم زد که بیدار شدم بیاین خونه

تا اومدم خونه از در آسانسور که باز شد بو تمیزی از خونه زد بیرون
یه نگاه انداختم دیدم سرامیکا برررررق میزنه🫠🤌

گفتم مگه تو نخوابیدددده بوووودی
گفت نه دیدم خونه کثیفه گفتم گناه داری خسته میشی دیگه قید خوابو زدم وایسادم پاتمیزکاری🥺😭😭😭😭


یعنی من هر بااااار شرمنده این پسر میشم میمیرررررررم برااااااش





#شیرخشک#زایمان#بارداری#مایبیبی
شیرخشک شیرخشک
مامان آراد💙 مامان آراد💙 ۱ سالگی
دیشب سرویس کننده ترین شب ممکن بود
آراد از ساعت دوازده که خوابید همش گریه گریه
اینقدر سینمو مک زد که دیگه درد داشتم
نه روی پا می‌خوابید نه زیر سینه
استامینوفن دادم
نصفه شب شوهرم دوغ آورد گفت دوغ بخوره بخوابه
از ساعت سه علنا بیدار باش زد
چهار و نیم رفتم انداختمش بغل باباش گفتم بگیرش برای خودت
من نمیدونم چیکارش کنم 😐
یه نیم ساعت بعد آوردش گفت گیج خوابه بذار زیر سینه بخوابه
منم میدونستم این زیر سینه بخواب نیست نوک سینه هام هم درد داشت گفتم من سینه نمیدم بهش بذارش رو پام
رو پا هم نمیخوابید
اینقدر گریه کرد به هق هق افتاد دیگه حتی میگفتم بیا بغلم هم نمیومد
ساعت پنج و نیم بردمش تو سالن دیگه میوه براش بردم سیس رایس و دنت موزی و اینا دادم بهش گرسنه بود از بس بیدار مونده بود
ساعت شش و نیم بردمش تو اتاق گذاشتمش رو پام شعر خوندم براش هی تا دیگه هفت خوابید و منم خوابیدم.
ساعت هفت و نیم بیدار شد دیگه کوتاه اومدم سینه دادم بهش نخوابید باز 😐منم گیج خواب محل ندادم رفته بود پیش باباش تو سالن تا نه و نیم صبح هی نق و گریه
واقعا نمیدونم چش بود دیشب شب عجیبی بود 😶