۹ پاسخ

برای همین میگن تا دو سالگی بچه هر چی میخوره حتما کنارش باشید خطر خفگی هست

ممنون چه خوب گفتی دمت گرم 😀

ب ما هم اموزش بده

مرسی عزیزم کاربردی بود ولی ایشالا ک لازممون نشه🙃🙂

حالایه سری بلاگراحمق هی میان میگن غذا انگشتی بدین به بچه ها،منکه میترسم بدم

عزیزم میشه بگی دقیقا چیکار کردی؟چطوری سیب رو برگردوندی از گلوش؟

کلا ب بچه تو هر گروه سنی هست مراقب بود.تو ماشینم جای خوراکی ب بچه کوچیک نیست

اقدامات لازم یعنی چی
چیکار کردین

👌👍👏

سوال های مرتبط

مامان سپهر مامان سپهر ۱۰ ماهگی
صبحانه اوتمیل سیب
نصف قاشق غذاخوری جو دوسر پرک و با نصف کمتر ی سیب متوسط که خورد کردم و دو تا خرما پوست گرفته گذاشتم خوب بپزه تا آبش کشیده بشه سیبش هم پخته بشه بعد کره و ی کوچولو دارچین زدم با پشت چنگال له کردم و تمام(خیلی دوست نداشت اوتمیل موز رو بهتر میخورد اما اینم نصفش و خورد)
میان وعده پوره ی دونه هلو
ناهار ته چین
برا ناهار خودمون ته چین درست کردم خیلی کم نمک بود و تمام موادش مجاز ی تیکه بهش دادم دوست داشت(البته زرشک نزدم داخلش)
میان وعده عصر معجون نصف قاشق غذاخوری بستنی یک تکه موز به قطره بند انگشت نصف قاشق چایخوری پودر گردو همه رو مخلوط میکنم و تمام
شام سوپ بلغور
یک تکه پیاز کوچیک نصف ی هویج متوسط یک سوم ی سیب زمینی کوچیک همه رو ریز ریز خورد کردم با کره گذاشتم تفت بخوره سبک بشه بعد بلغور(از نیم ساعت قبل با آب گرم خیس شده)رو اضافه کردم تفت ادم باز ی گوجه کوچبک و رنده زدم ریختم ی کوچولو زردچوبه زدم خوب که تفت خوردن به خورد هم رفتن اب زیاد اضافه کردم تا بپزه موادش و بلغور نرم نرم بشه ی تکه هم عصاره قلم انداختم(برا من این مواد زیاد شد اندازه شامش و ناهار فرداش برداشتم بقیه رو خودم خوردم با نمک و ابلیمو خیلی خوشمزه بود 🙃)
مامان سبحان مامان سبحان ۲ سالگی
دیشب خدا بهم رحم کرد🥲 دیروز بچم رو بردم بیرون اومدیم خونه بچم آروم بود یهو بچم خوابید تو خواب همش گریه میکرد همش با خودم میگفتم برم اسفند دود کنم برای بچم چیزیش نشه وقتی از خواب بیدارش شد همش گریه می‌کرد گریه بند نمیشد خواهر شوهرم اومد سرگرمش کرد آروم شد خواهر شوهر هم بهم گفت براش اسفند دود کن گفتم بهش غذا میدم بعد به بچم غذا دادم سپردمش دست باباش رفتم براش زغال بزارم تا اومد انگار یه چیزی خورده بود تو گلوش گیر کرده بود چ‌وضعی بود😑شوهرم که فکر میکرد نون خورده تو گلوش گیر کرده بهم میگفت بهش آب بده تا بره پایین 🤦🏻‍♀️ولی من اینکارو نکردم پشتش زدم تا یه یکم بالا اومدیکم خون هم اومد بردم بیرون زدم پیشتش تمام غذایی که خورد بود رو بالا آورد با کمی خون دیدم یه تکه پوست تخمه هم بیرون اومد😑😑گلوش رو بریده بود تا اومد بیرون 🥲🤦🏻‍♀️ از یه طرف هم مادرشوهر تا دید اومد شروع کرد به فوش دادن من عصبی بود 😅😐همش اسم‌مردن میورد 😑😒 بچت میمورد بچت فلان میشد