۶ پاسخ

لازم نیست چیز خاصی بگی احوال پرسی کن بپرس حالش بهترشده اگر گفتن اره بگو خدارو شکر انشالله زودتر مرخص میشه اگر گفتن نه بگو توکل به خدا انشالله خوب میشه خدا بزرگه

آبمیوه و این چیزا بنظرم مسخرس چون بیمار اینطور که معلومه بی هوشه
فقط برو اول بپرس حالشون بهتر نشده؟
بعدشم تا آخر سکوت کن 🤣💜

ب نظرم چیزی نگیر ولی برو حتما

یه آبمیوه بگیر بده دست بچهاش بگو انشالا حالشون خوب شه زود برگردن خونه

نری نمیشه ک کینع ب دل میگیرن ازت

هچی بگو بگو ایشالله سلامتیشونو زودی بدس بیارن و برگردن منزل

سوال های مرتبط

مامان فندق جان مامان فندق جان ۳ سالگی
فرزندپروری
تربیت کودک
بارداری زایمان سزارین
خانوما سلام روزتون بخیر میخاستم باهاتون دردودل کنم من دوماهه ک تو اقدامم امروز پریود شدم ۵ باید میشدم ۳روز انداختم جلو خیلی دلم گرفته چیکارکنم رومم نمیشه ب شوهرم بگم سری قبلی وقتی ک اقدام کرده بودیم رفتم بیمارستان پیش مادربزرگ خدابیامرزم چندساعتی پیشش بودم ومراقبش بودم الهی بمیرم براش دیگ نمیتونست حرف برنه بهش گفتم عزیزبرام دعاکن گذاشتم حامله شم هیچی نگفت فقط با چشمش جواب داد بست وباز کرد وقتی هم ک میخاستم از پیشش برم دوباره بهش گفتم چون نمیتونست چیزی بگه حالش بد شد میخاست بهم بفهمونه ک برام دعا میکنه ولی نمیتونست صدا از خودش درمیاورد بمیرم براش. آخ اون روز آخرین باری بود ک دیدمش چند روزبعدش فوت شدالان یادش افتادم گفتم عزیز کاش بودی دوباره ازت میخواستم توام برام دعامیکردی و من باردارمیشدم میگم شاید اون سری هم عزیزم برام دعکرد ک زود باردارشدم انقد گریه کردم ک حالم بد شد نفس نفس میزدم دخترم رفت برام آورد بهم میگ منکه دوست دارم گریه نکن