شوهرم و داداشم رفیق چند ساله ان ازدواج ماهم از اینکه اونا رفیق بودن شکل گرفتخلاصه هنوز بعد چندین سال همونجوری رفیقن باهم هر روز باهمن.حالا درد دل من اینه داداشام ۲تا پسر یکیش ۹سال یکی ۷سال بچه هاش خیلی خبر چینن ینی وقتی میریم خونه بابام میان تو دهنمون نگا میکنن هر بود میرن اطلاع میدن ب مادرشون.زن داداشمم یه اخلاقای خاص داره به ترک رو دیوار هم ایراد میگیره و همش دنبال بحثه.چند روز پیش خونه مامانم بودیم پسر بزرگه سوار دوچرخه پرنسا شد هی میرفت و میومد منم با مهربونی بش گفتم عزیزم پیاده شو این براتو کوچیکه الان میشکنه گوش نمی‌داد منم دوسه بار تذکر دادم تا دراومد.ررفته ب مامانش گفته عمه دعوام کرده گفته دوچرخه دخترم میشکنی زن داداشمم ب داداشم گفته خواهرت اینجوری گفته بچمو داداشمم ب شوهرم گفته چرا نرگس بچه رو دعوا کرده منم گفتم خداشاهده اگه من دعوا کردم بخدا بامهربونی بش گفتم خب دوچرخه رو ۱۲تومن گرفتم اگ شکست چی مال بچس؟دیشبم پسر کوچیکه اومد سرماخورده عطسه و سرفه ک با پرنسا بازی کنه بش گفتم تو صورت پرنسا نرو مریض نشه .رفته ب مامانش گفته عمه بیرونم کرده گفته مریضی😐حالا ببرینم دکتر ک زود خوب بشم برم با پرنسا بازی کنم زن داداشمم دراومده یش گفته مگه پرنسا تحفه اس ک باش بازی کنی دیگه نری.امروز صبح داداشم ب شوهرم اینا رو گفته.گفتش به نرگس بگو چیزی ب بچه ها نگه زنم ناراحت میشه
منم ب شوهرم گفتم ب درک ک ناراحت میشه خودشو تربیت کردنش من چیزی نگم بچم مریض شه که چی مگه نمیبینن وقتی بچه های من سرما میخورن تا ۱۰روز نمیرم هیجا که بچه کسی مریض نشه حالا خیلی حالم بده خیلی ناراحتم از اون دوتا بچه داداشمم میترسم دیگه آدم هیچ نباید بگه😐 حالا شما میگید من چه رفتاری باید کنم

پوشک شیر خشک قطره آهن

۹ پاسخ

من بودم زنگ داداشم میزدم میگفتم داداش تو برادر منی از خون منی اگر من چیزی گفتم اول ک باید جلو بچه در بیای ک خبر چینی نکنن دوما مگه من خودم گوشی ندارم زنگ بزن ب خودم گله کن باز عین زنا خبر بردن و آوردن چیه شاید من یه اشتباه بکنم یه رفتار غیر عمد کنم دلم نخواد شوهرم بفهمه

من بودم بخاطر داداشم رعایت میکردم چیزی نمیگفتم ....آدم از عروس انتظار ندارع ک خودمون هم عروسیم ناراحت میشیم اگر کسی حرفی بزنه ....من بخاطر داداشم ب شخصه خیلی از حرفا و رو مخ بودن عروسمون رو چشم پوشی میکنیم همگی ک یوقت دلخوری نشه اگر بچش دیدی سرما داره نهایت رعایت کن فاصله بگیر ازش یا بیا خونت تا چند روز نرو ک اونا خوب بشن 😿آدم یا باید رعایت کنه یا باید حرف بزنه ک آخرش میشه دلخوری و قطع رابطه

سعی کن بدون حرف زدن کارتو انجام بدی
نمیخاد حتما اعلام کنی از رو دوچرخه پاشو
وقتی دیدی سوارش نیس برو برشدار قایمش کن
یا وقتی میبینی سرما خورده دخترتو بگیر بغلت یکم دور تر باشین
هرچی بیشتر بگی بدتره اصلا هیچی ب زبون نیار
ک زن داداشت رابطه شما و داداشتم بهم نریزه

عزیزم ناراحت نشو اینو میگم از حرفات برداشت کردم ک تقصیر خودتونه ک ب عروستون زیادی بها دادید
باید یادش میدادید جایگاهش کجاست
اینکه بچه خبرچینی میکنه دلیلش مادره مطمئنم هزارتا سوال از بچه میپرسه ک ته همه چیو درآره خودشون یادش یادن اون وقت توقع داری مامان باباش بهش بگن خبر نیار
ب داداشتم زنگ بزنی پشت تو درنمیاد ب زنداداشتم بگی باز بده تویی
ب نظر من تو جمع ک همه هستن خیلی خونسرد هرچی ک تو دلته بهشون بگو بیشتر از داداشت گله کن ک کارش خیلی بچگونست ک ب جای اینکه ب خودت بگه ب شوهرت میگه زنداداشتم اگه عاقل باشه میفهمه منظورت اونم هست

داداشامون چه زن ذلیلن حالا شوهرای ما باشن میگن خبببب خواهرم راااس میگه دیگههههه
هیچی تو به زنداداشت پیام بده چرا پیام؟؟ چون نره پیاز داغشو زیاد کنه به داداشت بگه
بنویس عزیزدلم اونا بچه های داداشم هستن همتون برام عزیزین بخدا من دعواشون نکردم جریانو تعریف کن که منظوری نداشتی و چه مدلی گفتی بگو بچه ها معمولا حرفو یه مدل دیگه تحویل میدن

بنظر من توهم زنک بزن به زن داداشت گلایه کن
بگو مادری باید خودت درک کنی این مسائلو و بچها یاد بدی هر چی دیدن نباید بیان تعریف کنن نه برا این مسائل کلا برا تربیت خودشون بده
و اینکه اگه ناراحت شدی از چیزی به خودم بگو قطعا دلیلی پشت هر رفتاری هست
بهتره مردارو قاطی این دلخوریا نکنیم

من جات باشم زنگ میزنم ب زن داداش میگم چرا حرفی داری مستقیم نمیزنی . و اینکه شاید بچه با اون لحن نمیگه بهش خودش دوسداره اونجوری ب شوهرش بگه ک تو رو بد کنه . اصلا ایندفه خواست بچش بیاد در باز نکن خلاص

عزیزم کار خودتو بکن و راحت باش نمیشه که همه چیزو تو دلت نگهداری که به زن داداشت برنخوره
تو نگهداری از بچت با هیچ کس تعارف نداشته باش

وقتی اونجان کمتر برید

سوال های مرتبط

مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 ۳ سالگی
سلام.
پسرم از وقتی ک ۴ دستو پا رفت خیلی ب پا یا انگشتای پا علاقه داشت. همش باهاشون بازی می‌کرد. یا صورتشو می‌مالید ب پاهامون بعد خودشو لوس میکرد‌ کم کم ک بزرگ تر شد می‌نشست رو پامون خودشو میمالید‌ .بعد ما دعواش کردیم ک این کار بدیه این بیشتر انجام داد‌ بی توجهی کردیم بازم انجام داد‌‌‌. الان دیگه عروسک یا پتو یا بالش هر چی ببینه خودشو میماله بهش‌ رسما میخوابه روشون بعد جای خصوصیش رو میماله بهشون. 😭. شوهرم بهش گفته این کار عیبه‌ . وقتی بهش میگم کارن بابا چی گفت میگه عیبه . میگم پس چرا این کارو میکنی میگه دو. دول‌😭 آخه چیکار کنم این کارو ترک کنه خسته شدم. جلو هر کی انجام میده می‌فهمن. ب ما میگن مگه شما رو تو رابطه دیده ک اینکارو میکنه؟رسما آبرومون داره میره 😔. ب شوهرم میگم ب دکترش بگو نمیاد ک بگه منم روم نمیشه ب دکتر بگم نمیدونم چیکار کنم. بهش میگم کارن این کارو کی یادت داده میگه آقا کارن ‌ یعنی خودم یاد گرفتم. چیکار کنم ب نظرتون کسی از بچه اش اینجور بوده ک ترک کرده باش؟؟؟
مامان محمد مامان محمد ۲ سالگی
فرزندآوری#پوشک گیری#شیر خشکفرزندآوری#پوشک گیری#شیر خشکفرزندآوری#پوشک گیری#شیر خشک
یه دختر همسایه داریم یبار راش دادم تو خونه با گوسیم زنگ زد رو گوشی خونشون اجازه بگیره از اون موقع یا زنگ میزنه یا جرات نمیکنیم بریم تو کوچه زودی میپره بیاد تو ما هم بعدظهرا بچم میخوابه حوصله هم ندارم اینم اگه راهش بدم هر روز خدا همینجاس حالا امشب اومد شوهرمم گفت سر درد دارم بفدس بره شوهرم رفت سر خیابون بش گفت میخوام بات بیام شوهرم گفت من نمیتونم ببرمت مسئولیت داره محمد هم بغلش بود دختره مجاب نشد شوهرم هر جور شد نبردش اومد گفت خاله میخوام بیام تو گفتم. من میخوام برم حموم گفت اشکال نداره تو برو منم گفتم خاله نه نمیشه در بازه دزدی چیزی میاد برو خونتون خودم برات کباب میارم میگفت نه من جلو درتون میشینم داداشش هم بود یه اش رسته دادمشون همون رو راه پله با انگشتشون نشستن میخوردن منم ک شوهرم گفته سرم خیلی درد میکنه بفرس برن دیگه ب هر بهونه ک شد فرستادم نمیرفتن ک اقا دیگه روونشون کردم کبابا ک درست شدن یه سیخ گزاشتم لای نون بردم جلو درشون دختره میگفت خاله میخوام بیام گفتم خاله ساعت۱۰ شبه نمیشع ک ینی در این حد پورو ب نظرتون پدرش نمیگه مرد تو اون خونس نباید دخترمو بفرستم؟شوهر من ک گل هس ولی در کل نباید اعتماد کنه دختره گفت بابام گفته جای دوری نری فقط خونه همسایه ها برو