۵ پاسخ

چرا ۵ بار زنگ زدی من شوهرم تلفن روم قطع کنه پارش میکنم

اکثر مردا اینطورن حالا یبار زنگ زدی جواب نداد اصلا دیگ زنگ نمیزدی اونم زنگ زد جواب نمیدادی من یبار. قهر بودیم زنگ زدم جواب نداد دخترم تب داشت پارش کردم پست تلفن میگفت غلط کردم باشه باشه من دورم الان میگم داداشم بیاد برین دکتر تو فقط گریه نکن شرمنده چی فلان😐😂حالا قط کردم کلی خندیدم تب دخترم اصلا زیاد نبود من شلوغش کردم ک بیوفته غلط کردن عوضی

اره مردا کلا پر رو هستن بهترینشونم یه ریدمان اخلاقی داره توش😅

شوهرمنم تورابطه سیریشه ولی اگ ببینه واقعا شرایطش نیست نمیخواد میگ بخواب

چون احمقن حالا خوبه مال تو قهر کرده مال من بزور باهام میخابه درچنین مواقعی

سوال های مرتبط

مامان مهدیار مامان مهدیار ۲ سالگی
سلام به همتون
خواستم تجربه واکسن 18ماهگی مهدیار رو بگم
روز سه شنبه ساعت 11مهدیار و حاضر کردم بهش یکم ایبوپروفن دادم (به استامینوفن حساسیت داره) و رفتیم بهداشت از اول تا آخر که برگشتیم کلا گریه میکرد به خاطر این که از بهداشت می‌ترسه بعد اومدیم خونه باهاش کلی بازی کردیم تا پاهاش میگیره بعد خسته شد و خوابید بعد نیم ساعت از خواب بیدار شد و شروع کرد به گریه به خاطر پاش همون موقع بچه های خواهرم اومدن خونمون و چون خیلی بهشون وابسته شده خوشحال شد و درد پاشو یادش رفت همون‌طور که پاش لنگ میزد باهاشون می‌رقصید و بازی میکرد خلاصه کلی تحرک داشت تا شب که یکم بهونه گیری میکرد بعد جای آمپول و ایبوپروفن زدم ب بعد آروم شد و سر موقع هم بهش ایبوپروفن میدادم که تب نکنه یه کم سرش داغ میشد ولی با یه بار شستن صورت خوب میشد آخر شب هم که خوابید اما تا میخواست به طرف چپ علت بزنه پاش درد می‌گرفت م دوباره به طرف راست بر میگشت منم که تقریباً از ترس این که تب نکنه تا صبح بیدار بودم صبح هم که از خواب بیدار شد شروع کرد به راه رفتن و بازی کردن خودمم باهاش شریک میشدم تو بازی تا بهونه نگیره نزدیک ظهر هم با باباش بردیمش با ماشین دورش دادیم و اومدیم خونه همه چی خوب بود تا اینکه شب برق قطع شد مهدیار هم که بشدت از تاریکی متنفره و غر میزنه به خاطر همین نزدیکی خونمون مراسم شبیه خوانی بود رفتیم اونجا بعد با بچه ها کلی بازی و بدوبدو کرد تا خسته شدو خوابش برد تا الآنم که خوابه و خدارو شکر مشکلی ندارن
در کل مرحله سختی نبود واسه مهدیار امیدوارم واسه همه ی بچه ها آسون بگذره
۱۴۰۴/۵/۱۵
مامان آیهان👶🏼 مامان آیهان👶🏼 ۱ سالگی
مامانا پسرم دو هفته ای که از این رو به اون رو شده پسر اروم و قبلی که بود نیست به همه چی جیغ میزنه گریه میکنه تا بهش بدیم
خیلی شلوغ شده واقعا نمیتونیم ۵ نفری نگهش داریم صب تا شب میگه فقط بزارین حیات با شیلنگ همه حیات رو بشورم لباسامو بشورم ولی شما حق ندارین چیزی بگین واقعا کم اوردیم باز بازی کنه اروم و بی صدا بعد دست برداره بیاد خونه اوکیه
قبل از اینکه بره با شیلنگ بازی کنه کلی گریه و جیغ بعد از چندین ساعت بازی هم میخوای برداریش بیاری خونه وای یعنی نگم کمرشو قوس میکنه دستاشو میکنه تو چشاش جیغغغ کم اوردم به خدا
بچه های شما تو این سن چه کار هایی میکنن اونا هم جیغ جیغین
همه چیو میکوبه تا الان چندین دست لیوان و نعلبکی شکونته فدا سرش ولی میکوبه پخش میشه به همه جا دیدی بعد چند ساعتی یه چیزی اورده میگه جوجوو جوجه پیدا کرده خدایا🤦🏼‍♀️
راه حل دارین برای این کار پسرم اینو هم بگم هیچی نمیخوره با صدا زدن گربه و سگ و اینا میخوره🤦🏼‍♀️😔
از وقتی که راه میره همینه خیلی‌شلوغه خیلیی