سلام مامانامیخواستم ی درددل باهاتون بکنم من الان چند ساله عروسی کردم هیچ بی احترامی ب خانواده شوهرم نکردم بخدا خیلی هم براشون خوبم دوماه پیش مادرشوهرم مریض بدتا یک هفته باهاش بودم تو بیمارستان جاریم تا درلتون بخواد بهشون بی احترامی میکنه اون یک پسر داره 2ساله ونیمشه ولی من فکر میکنم ب اون بیشتر از من احترام میزارن وقتی من اونجام باید حتما اونا هم باش ولی وقتی اونا اونجاهستن اصلا ب من زنگ هم نمیزنن خونه ماهم دعوتن حی ازاونا میگن چرا اونا نیستن دوز پیش خونه ما بودن کباب داشتم انگاری هردوروزده بودی ب برق کاش فلانی هم بود منم خودم زدم ب اون راه اخرش زنگ زدن بیان ولی نیومدن ولی وقتی اونجا باشن اصلا از ما حرفی نمیزنن وی زنگ هم نمیزنن
من فکر میکنم چون اون بچه داره اینطوری میکنن

اخه من که بچه ندارم چرا باید اینطوری رفتار کن


پوشاک پوشاک مایبیبی مایبیبی مایبیبی پوشاک مایبیبی پوشاک پوشاک پوشاک مایبیبی مایبیبی پوشاک مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی پوشاک مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی پوشاک مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی مایبیبی پوشاک پوشاک مایبیبی پوشاک پوشاک پوشاک

تصویر
۲۱ پاسخ

خودت باش دختر.برای اینکه نظرشونو جلب کنی زیادی از خودت مایه نذار.مرزلندی خودت رو باهاشون حفظ کن

دقیقا خانواده همسر منم اینجوری بودن دلم ازشون خون بود وقتی بچم بدنیا اومد انقدر کینه. داشتم ازشون نمیزاشتم بوسش کنن و کلی تلافی کردم الانم هر چی تلاش میکنن پسرمو سمت خودشون بکشن نمیتونن کار خداست

زیادی احترام‌مساوی با تکراری شدن

احتمال زیاد بخاطر بچس اما همیشه در حد توانت باش براشون فرقی نداره کیه طرفت
بیش از حد ک باشی میشه وظیفه

نه ربطی ب بچه نداره. شما بهشون احترام میذاری اونام ظرفیتشو ندارن،فکر میکنن کی هستن!

وقتی اونا پیششونن شاید از تو میگن اما تو نیستی که بفهمی
خوش بین باش

فدای سرت مثل من گیرخانواده بی معرفت عوضی شدی جدا بشی ازشوهرخانواده بهتراگه شوهرت خوب محل خانواده شوهرت نده قطع رابطه کن جون خودت ازهرکس مهم تر بخاهی اعصابت خراب کنی برای ادم بیشعور

عزیزم به هرکی زیادی خوبی کنه داستان میشه حد و مرز براشون بزار لیاقت این همه خوبی کردن و ندارن

سلام عزیزم دقیقا منم همین حسو داشتم

چون همیشه در دسترس بودی اینه

میدونی تو دقیق منی چون همیشه هستی برای اونه نه بچه نه هرچی من الان مادرشوهرم بچه هاش که جمع شدن آخر یادشون میفتن عه یه پسرم دارن چون همیشه تا زنگ زدن شوهرم گفت باشه میایم یا بچه آمد بردم گلو دست پا که رغبت نمی‌کنند برنمیگردن ببینش آدم گاهی باید نباشه باید طاقچه بالا بزار

نه کاری به بچه نداره هرچی بدجنس تر باشی بیشتر میخوانت...جاری منم بدجنسه عاشقشن

دلشون برای بچه جاریت تنگ میشه واسه همین میگن اونام بیان. انشاالله روزی خودت

دقیقا همینطوره ک خیلی از دوستان گفتن، خیلی ها لیاقت احترام زیادی رو ندارن، اونا ک بهشون بی احترامی میکنن و کم محلی میکنن رو بیشتر دوست دارن و ازشون حساب میبرن

دفترمهربانیت رو آروم ورق بزن تموم که بشه تو هم فراموش میشی

طرف شخصیت خودشو نشون داده توام دیگه بهش احترام نزار خونشون نرو قطع ارتباط کن باهاشون

عزیزم اصلا اهمیت نده تو کار نیک کن در دجله انداز زندگی کن درگیر نکن خودت رو بعدا میفهمی چه بیخود اذیت میشدی مهم شوهرته بقیه اصلا مهم نیستن محبتت رو ادامه بده از رو ذات نه برا جلب محبت تو نیازی نداری

تو هم احترام نزار با هر کس مثل خودش ب اونا چ بچه داشته باشید یا ن مگر میشه سر پیچی کنی تو کار خدا اناشاالله تو ام میاری

من دقیقا مثل شما فکر میکنم به جاریم بیشتر احترام میذاران با اینکه هر کاری دارن میرم کمکشون بهشون بی احترامی نکردم ولی بازم احساس میکنم بچه ندارم با من اینجوری رفتار میکنن

آره منم دقیق اینقد احترام میزاشتم زیاد الان شوهرم شهر دیگ سر کاره خونه مادرم هستم یه زنگم بهم نمیزنن

عزیزم ربطی به بچه نداره
کلا ادما اونی ک بهشون بی احترامی میکنه بیشتر میپسندن
توجه نکن بهشون به اینجور ادما باید بی محلی کنی

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی هفته سی‌وسوم بارداری