۴ پاسخ

رفتیم مسافرت حواسش پرت شد منم دیگه ندادم اونم دیگه یادش نموند بگه میخام

یک شب یکهو تصمیم گرفتم دیگ بهش شیر ندم سرشو فلفل سیاه زدم و بهش نشون دادم ک اخ شده و جوجو اومده کثیفش کرده لب نزد ،خیلی گریه میکرد و میخواستش ولی ما براش جایزه و لپ لپ وچیزایی ک دوست داشت میخریدیم و میدادیم و ب جاش شیر پاستوریزه توی لیوان یا با نی بهش میدادیم یک هفته زمان برد فراموش کنه ولی بعدش نفس راحت کشیدیم و خواب راحت داشتیم و دیگ ازون ببعد یکسره میخوابه تیام تا صبح

یه شب دیگه اصلا بهش ندادم چند بار بهونه گرفتم گفتم انداختم دور دیگه عادت کرد

تلخک زدم

سوال های مرتبط

مامان آرسین و آوین مامان آرسین و آوین ۳ سالگی
مامان علی سان مامان علی سان ۲ سالگی