سلام مامان گل ها شبتون بخیر
امشب برام اتفاقی افتاد که باعث شد به فکر فرو برم
من بخاطر دلایل مهم دیگه تحت هیچ شرایطی بچه بعدی نمیخام بعد هرکسی برای بچه بعدی میگه ازاقوام شوهر واضح میگم نمیخام خدا همین برام نگه دارکافیه بعد میرن منبر که تک فرزندی ومشکلاتش گاهی ته دلم خالی میشه ولی حاضر نیستم به هیچ عنوان بچه بعد بیارم ولی دوتا اتفاق جالب برام افتاده که فهمیدم اصلا داشتن خواهروبردارنمیتونه تضمین کننده باشه که حامی هستن مثالش همین چند روز پیش همسایه مادربزرگم فوت شده بود توحیاط خودش اونم شاید دور روز وکسی متوجه نشده بود این خانم ثروتمند بوده تقریبا وخواهر وبردارهم داشته فقط بچه نداشته ولی نه ثروتش نه همون خواهروبردارش ذره ایی به دادش نرسیده بودن بنده خدا جنازش روزمین به اوضاع بد متاسفانه واما داستان بعدی خودمم🥹 من تک دخترم وسه تاداداش دارم که یکیش تقریبا همسایه هستیم ان دوتا هم مجردولی مرده وزنده من به حال کسی فرقی نمیکنه 🙃 حتی همین الان همسرم نیست و نون ندارم نزدیکی خونمون نانوایی نیست سوپری نزدیکمون نون نمیفروشه وماشین ندارم برم نون بخرم پیاده هم حداقل 40 دقیقه راه هست ولی به مامانم زنگ زدم شرایطم گفتم ولی کسی براش مهم نیست که یک دانه نان به دست خواهرش برسونه پس من باتک فرزند چه فرقی دارم نون یک مثال کوچک هست حالا با این اوصاف چرا یکی دیگه رابیارم با چه تضمینی درآینده به درد هم بخورن🙂

۱۵ پاسخ

بهترین کار رو میکنی عزیزم بهترین منم هم عقیده هستم باهات

معصومه جان من با تک فرزندی مخالفم
با اینکه نه خودم نه همسرم هیچ خیری از برادر و خواهر ندیدیم ولی این دلیل نمیشه تنهایی ما میراث بچه بشه
از الان نه عمه داره نه عمو نه خاله نه دایی چرا این حق رو ازش بگیرم
ولی تمام تلاشم رو میکنم مراقب همدیگه باشن
خانواده من موشک هم از همدیگه جدامون نمیکرد خدا لعنت کنه شیطون رو که با حسادت خانواده ما رو از هم پاچید

بچه آوردن مسئولیت بزرگیه چ درقبال الانش چ بزرگیش بایدبتونی ساپورتش کنی الان هرکی جزخودش کسیونداره چرایکی دیگروبدبخت کنیم ک شایدتربیت ماخوب باش ایناباهم اوکی باشند نخی نمیشه بعدم آدم بااین گرونیایکیوبیاره ک بتونه بدرستی سروسامان بده همم خوب تربیت کنه بعدم آسایش و آرامش خودمونم مهمه بخودمون برسیم کیفیت زندگی وروابطتتونوبالاببریدگوربابای حرف بقیه

اصلا پیش بقیه نگو نمیخوای دیگه بچه بیاری و اینا .... میخوان شروع به نصیحت کنن ...
هر کی گفت بچه دوم بگو حالا ببینیم خدا چی میخواد

من خودم دوتا بچه دوست داشتم،وگرنه اینکه بچه بیاری اولی تنها نباشه همش حرفه،ما ۶تا خواهریم همیشه خدا مظلوم خونه بودم الانم یه گوشه خودمم یکی نمیگه مردی یا زنده ایی،شوهرمم ۴تا خواهر داره همینا یه عمری با هاش بد بودن فکر میکردن تک پسره باباش قراره هرچی داره بهش بدن،کاری کردن شوهرم گرفتاره خودشون رفتن حقشونو گرفتن،الان دیگه دوره محبت و پشت هم بودن گذشته هرکی به فکر خودشه

ماکه تو خرج خودمون موندیم حیف این طفلکیا نیست که به دنیا آوردیم

منم بانک فرزندی موافقم

عزیزم اصلا نمیخاد ب این ن شما ن هیچکس نمیخاد فکر کنه ک تک فرزندی خوبه یا بد الان اقتصاد جوری هست ک حتی ب فرض مثال فرزند دومم بخایم ولی وقتی نمیتونیم خرجش بدیم و واقعا هم همنیجوره پس نیاز ب فکر کردن نیست زود ب این نتیجه میرسیم ک فرزند دوم نمیخایم😆

دقیقا موافقم که خواهر و برادر نمیتونن تضمین کننده باشن که وقتی بزرگ شدن حامی هم باشن مث همون خبری که فک کنم تا الان همه شنیدن که تو قشم یه خانمه رو کشتن بخاطر خیانت راست و دروغش رو خدا میدونه ولی اخه برادره تو چرا اینکارو کردی مگه اون خواهرت نبود ناموست نبود پاره تنت نبود که بادستای خودت اون بدبختو تیکه تیکه کردی و آبروش رو بردین تو باید جلو شوهره رو میگرفتی اصن هر کاری هم میکرد شوهره می‌کرد تو چرا که برادرش بودی واقعا خیلی دلم سوخت براش

منم مثله شماعلاقه ای به بچه ی دوم ندارم ولی سه تابرادرویه خواهردارم که هرجاکارم گیرباشه ازهرنظربدون منت کمکم کردن وهمیشه بهم محبت داشتن
بعضی وقتاناراحت میشم که دخترم قرارنیست خواهریابرادرداشته باشه ولی تواین شرایط کشوربازم تک فرزندی بهتره

به به افرین به این فهم و درک و شعور

مامان من ده تا خواهر و برادرن. هیچ وقت اینا با ما مهربون نبودن! معتقد بودن ما بدیم! بعد یه مدت بقیه شون هم به جون هم افتادن و باهم بد شدن.
من فکر میکنم اگر بچه ها با عشق و محبت بزرگ بشن، بقیه رو هم بیشتر دوست دارن و با محبت تر میشن.
دیگه زمونه ای شده که باید فقط امیدت بخدا باشه.
نزدیکت نیستم وگرنه برات نون و کدو می‌آوردم😁.
الانم پاشو نون بپز. تا شوهر برگرده

به نظرم این به تربیت هم خیلی بستگی داره که از اول جوری بچه هارو بار بیاری که برای هم یار و یاور باشن
یا اینکه نه مثل غریبه برخورد کنن

این دیگه بستگی به تربیت ادم داره
مثلا من راهم دوره ازخواهرام ولی هیچکدومشون خبرندارن اوضاع زندگیم چجوره چون خودم هیچی نمیگم منم خبری ندارم اونا درچه حالن ولی اگه تو یه شهر بودیم بیشتر حال واحوال همدیگرو میگرفتیم البته مابقی خواهرام بیشتر باهم درتماسن فقط با من اینجورن

منم موافقمممممممم

سوال های مرتبط

مامان پسرجان❤️ مامان پسرجان❤️ ۴ سالگی
شبی با همسرم وپسرم رفتیم نانوایی بعد خلوت بود شوهرم رفت تو صف پسرم هم ممیخاست بره پیش باباش اشتباهی رفت کنار یه زن ومرد وایستاد واصلا نگاه نمیکرد که ببینه این مرده بابای خودش نیست😂😂😂😂 منم از بیرون نانوایی صدای پسرم میزدم که بره پیش باباش از بس صدا زدم محمد رضا نمیفهمید مجبور شدم بلند تر حرف بزنم تا بلاخره صدام شنید وبرگشت و فهمید چیکار کرده بعد رفت پیش بابای خودش😅😅😅 همون موقع مسئول نانوایی هم یه خانم بود یهو بلند زد زیرخنده که وای این بچه شما هست من داشتم با تعجب میگفتم چطور این زن وشوهر خودشون سیاه بچشون هم سیاه ولی این یکی بچشون سفیده وبلند بلندمیخندید موضوع ادامه میداد بعدهم به ان هاگفت اره شما همیشه تو بیابان تو آفتاب هستید( از این چادر نشین ها بودن) این توخونه هست برای همین بعد هر حرفی میخندید یعنی خودش متوجه حرف هاش نبود حس نمیکرد که توجمع آن زن ومرد چقدر دارن بخاطر رنگ پوستشون خجالت میکشن هرچی کسی به روخودش نمیاورد این ادامه میدادیعنی دلم میخاست همون لحظه برم یه نان بذارم تو دهنش بلکه مشغول بشه وحرفش ادامه نده بعدش بچشون آمد کنار پسرم با همدیگه بازی کنند منم عادی رفتار کردم بعد هم شوهرم آمد پسرشون ناز کرد وخداحافظی کردیم از آن خانواده آمدیم ولی واقعا گاهی آدم ها ناخاسته چقدر بد رفتار میکنندکاش یاد بگیریم به حرفامون دقت کنیم نکنه کسی برنجونیم