ی مدت بود تو فکرم بود ی دفتر بگیرم و از تمام تجربه ها و اتفاقایی ک تو دنیا ممکنه برا هر ادمی بیفته و راه مقابله با مشکلات و کلا هر چیزی ک نیاز یک انسان بدونه رو توش برای بچه هام بنویسم ک اگر روزی نبودم بخونن و بهتر تصمیم بگیرن.
امروز شروع کردم ب نوشتن براشون.
میخوام اگر عمری باقی بود تولد ۱۸ سالگیشون بهشون بدم ب عنوان کادو.
نمیخواستم از این موضوع کسی چیزی بدونه ولی گفتم اینجا بگم ک شاید ی مامان دیگه هم دلش خواست اینکار بکنه.
من دفترهارو قایم میکنم ک حتی همسرمم نبینه بچه ها ک بزرگ شدن میدمسون.
خیلی خوبه ..شاید الان ی عده بگن نه بزهریم بچه ها با چالش ها روبرو بشن
من میدونم ک هر انسانی روزانه چقدر چالش داره اونم تواین وضعیت اما من راه هایی رو برای بچه هام مینویسم ک مشکلی اگر روزی براشون اومد بهتر حل کنن نترسن توکل کنن بخونن عاقل باشن و و و
و در نهایت تصمیم خوب گرفتن.
پول و خونه و ماشین و سرمایه زندگی با باباشون
راه و روش انسان بودن و مقابله با زندگی و چالش هاش هم با من.
چطوره؟؟؟؟

مامان زایمان سزارین بچه کودک پوشک شیرخشک شیردهی گهواره

تصویر
۱۰ پاسخ

ولی بنظر من این کار بیهوده است ببین مادرای ما با چ مشکلاتی مواجه بودن و ما با چ مشکلاتی داریم سرو کله میزنیم قطعا جنس مشکلات اونا با ما تو ۲۰سال دیگ خیلی متفاوته حتی طرز فکر و برخوردمون دربرابر مشکلات این میتونه فقط ی یادگاری از ما براشون باشه...
چون عملا تجربیات مادر من هیچ ب کار من درمواقع بحران نبوده و اون هیچ درکی از طرز تفکر من نداره تازه بجه های الان ک خیلی باهوش و تیزن من سعی میکنم فقط صبر،انسانیت و ب کم قانع نبودن و خودشو دوست داشتن در الویت و بعد بقیه رو یادش بدم امیدوارم زندگی انقد ک بما سخت گرفت ب بچه هامون نگیره🥺

من میخوام‌صدامو ظبط کنم

عالیعععع
ولی حوصله میخاد ک فک کنم خیلی از مامانا مثه من نداریم...
ولی عالیع

خیلی خوبه فقط کاش مثلا وقتی نوشتی عکس بگیری ماهم بخونیم بدونیم چطوری من بلد نیستم ولی خیلی خوشم اومد این کارو کنم

وااای عزیزم اتفاقا منم توفکرم بود

من از لحظه ایکه فهمیدم باردارم اولین نفر برای بچم نوشتم تو یه دفتر وقتی بیبی چک مثبت شد و مطمعن شدم شروع کردم نوشتن
تاهمین الان اتفاقات وقایع خوشیا خاطرات تلخیا تصمیمات همه رو نوشتم عین داستان براش
و دقیقا گذاشتم بزرگ شد بهش بدم همینطور که ثبت میکنم هم خاطرات رو هم اتفاقات و تجربه ها و مشکلاتو

عالیییی

منم ی دفتر براش درست کردم صفحه کم اومده دادم زیاد کنن منم میخوام ۱۸سالگی بدم بهشون اینیم ک گفتی دوسدارم بنویسم ولی اخه خودمم باحل مشکلات بلدنیسم تا کنم ک بهشون بگم

ب نظر من ایده قشنگیه
میتونی ب عنوان کتاب چاپش کنی تا ما برا بچه هامون بخریمش😁

چقدر خوب

سوال های مرتبط

مامان Hana🌸 مامان Hana🌸 ۳ سالگی
مامان دوتا گل پسر مامان دوتا گل پسر ۳ سالگی
خانوما لطفاً بخونین
فرزند پروری
پوشک
بارداری
بچه
تباعصابم داغونه
امسال اومدیم نزدیک خانوادم داریم خونه می‌سازیم
قبلا راه دور بودم و آرزوم بود بیام نزدیک
اما از وقتی اومدم اتفاق‌هایی افتاده ک ...
من قبلا مامانمو حتی از بچه هام بیشتر دوست داشتم اما الان ی رفتارهایی داره ک حسم خیلی بد شده
من دختر عموم دیوار ب دیوار مامانمه من دوتا کوچه فاصله دارم
چیزایی ک قبلا پیش اومده یادم نیست اتفاق‌هایی ک این مدت افتاده رو میگم قضاوت کنین
من بچه هام نوه های اول و دوم هستن طرف خودم کلا سه تا نوه داره مامانم
اصلا حوصله بچه نداره میرم خونشون خیلی غر میزنه برای بچه ها اذیت می‌کنن
پسر بزرگم پیله می‌کنه اونجا بمونه نمی‌ذارم غر میزند تو چرا اینجوری چرا نمی‌ذاری وقتی میذارم بمونه یا زنگ میزنم یا فرداش ک میرم هی غر ک اره بچه ت اینجوری کرد اونجوری کرد بار آخر توی همین ماه رمضان بود توی خونشون پسرمو ب طرز بدی بلند کردم آوردم خونه ی فصلم کتک خورد ی فصلم خودم گریه کردم گفتم خونه مامان جون تموم شد دیگ حق نداری بگی می‌خوام برم
از اون موقع هم خیلی کم میرم
مسجد هم پسرمو اصلا نبردم چقتیم گفت گفتم داداش کوچیکه بهونه میگیره نمیارمشون
ادامه تو تایپک میذارم