۵ پاسخ

توی تاپیک قبلی خوندم ک تاریخ ۳۰ مهر داده بهتون
منم سی مهر دکتر گفت بهم
بنظرت زایمانت راحت بود؟
چه کارهایی انجام دادی تا کمتر اذیت شی؟

انشاالله بسلامتی
مبارک باشه
توی شش ساعت تونستی زایمان کنی ؟
دردهات توی همین تایم بود؟

مبارکه عزیزم،۳۸ هفته پر بودی؟

مبارکه عزیزم برای منم دعا کن امشب دردام شدید بشه برم🫶💋

مبارک باشه قسمت همه صحیح و سالم 🥰

سوال های مرتبط

مامان آرین‌کوچولو🩵🥹 مامان آرین‌کوچولو🩵🥹 ۲ ماهگی
📍تجربه من از زایمان طبیعی📍
دیروز ساعت 11با کاهش حرکت رفتم بیمارستان چون 40هفته بودن دکتر گفت ریسک نمیکنم و ختم بارداری داد
چون دهانه رحمم باز نبود برام امپول فشار زدن و سوند رحمی گذاشتن خیلی درد داشت ولی قابل تحمل بود ۱۱صبح بستری شدم دهانه رحمم کامل بسته بود سرم گرفتم و سوند رحمی 1ساعت بعدش دهانه رحمم شد 1نیم سانت سوند افتاد و دردام شروع شد قابل تحمل بود تا ساعت ۱۱شب شدم ۲نیم سانت سرمو قطع کردن گفتن بخواب تا صبح بعد صبح ساعت ۷باز سروم باز کردن برام باز دردام شروع شد اروم اروم زیاد شد ماما همراه نداشتم ولی ماما بیمارستان کمرمو ماساژ داد حموم برد منو بهتر میشدم گاز بی دردی هم گرفتم خوب بود ولی خب از ساعت 1ظهر ب بعد دردام غیر قابل تحمل شد ولی همچنان ۲ نیم بود دهانه رحمم اومدن خودشون کیسه ابمو. پاره کردن و دردام خیلی شدید شد توی ۲ساعت نیم شدم 10سانت انقد زور زدمو داد زدم گلوم پاره شد
بخیه هم خوردم 27تا تقریبا بچه راحت دنیا اومد ولی جفتم در نمیومد خیلی اذیتم کرد امروز ساعت چهارونیم پسرم دنیا اومد 🥹❤🩵
مامان عطرین مامان عطرین ۱۵ ماهگی
تجربه ی زایمان طبیعی :
من 16تیر ساعت 9صبح رفتم از بهداشت نامه گرفتم چون طبق پریودی 41هفته و یه روز بودم و طبق انتی 40هفته و 3روز بعدش رفتیم دنبال مادر شوهرم و رفتیم بیمارستان ساعت 12بستری شدم و وارد زایشگاه شدم بهم سرم زدن چون هنوز 3سانت باز بودم هیچی درد نداشتم ساعت 2ناهار دادن که چون استرس مدفوع کردن داشتم خیلی کم خوردم بعد ناهار بهم آمپول فشار زدن از 2تا 3 تقریبا 3سانت پیشرفت کردم و شدم 6سانت هر 5دقیقه درد می‌گرفت و ول می‌کرد دردم زیاد بود ولی قابل تحمل بود از 6سانت بهم گاز بی دردی دادن که از نظر من هیچ تأثیری نداشت ساعت 3ونیم همش میگفتم مدفوع دارم گفتن صبر کن معاینه کنیم بعد برو تا معاینه کرد گفت فول شدی برو سر دستشویی زور بده که بتونی زایمان کنی دیگه واقعا دردام غیر قابل تحمل شده بود ولی اصلا جیغ نمیزدم فقط تو دستشویی رو واژنم آب گرم میگرفتم بالاخره اومدم بیرون و دقیقا رأس ساعت 4زایمان کردم خداروشکر روند زایمانم خیلی سریع اتفاق افتاد چون کناریم که بامن اومد ساعت 10شب وارد بخش شد ولی من 6رفتم بخش خداروشکر دختر قشنگم هم خوبه و سلامت بغلمه ان شاء الله قسمت همه ی چشم انتظار ها و اقدامی ها ان شاء الله همه ی کسایی هم که نزدیک زایمان شونه به سلامتی بچه شونو بغل بگیرن