۱ پاسخ

کاش مغزم میکشید میرفتم ادامه تحصیل میدادم اما مغزم قفل کرده

سوال های مرتبط

مامان حلما مامان حلما ۱۱ ماهگی
من نزدیک به یک ساله که دارم تجربه‌ام از زندگی با دختری که دچار رفلکس پنهانه رو با خودم حمل می‌کنم؛ تجربه‌ای که شاید هیچ‌کس تا وقتی خودش واردش نشه، نتونه واقعاً بفهمتش. 🤍
رفلکس پنهان شبیه یه بلای ناگهانیه...
یه روز، بدون اینکه چیزی بدونی، بدون اینکه حتی تصورش رو بکنی، میاد و همه‌چیز رو زیر و رو می‌کنه. 🥺
روز قبلش با آرامش به بچه‌ات شیر دادی. همه‌چیز عادیه.
اما یه روز می‌رسی به جایی که بچه رو بغل می‌کنی تا بهش شیر بدی، ولی نق می‌زنه، سرش رو برمی‌گردونه و شیر نمی‌خوره. 💔
اولش با خودت می‌گی شاید سیره...
شاید گرسنه نیست...
اما یک ساعت می‌گذره، دو ساعت می‌گذره و می‌بینی نه...
بچه گرسنه‌ست، ولی نمی‌تونه شیر بخوره. 🥺
از همون‌جا زندگی تو هم تغییر می‌کنه...
دیگه مادرِ قبل نیستی.
دیگه بچه‌ای نداری که خودش با گریه و بی‌قراری بهت بگه گرسنه‌ست و تو با خیال راحت بهش شیر بدی.
حالا باید مدام حواست جمع باشه.
باید خودت بفهمی کی گرسنه‌ست.
باید به هر روشی که می‌تونی، هرچقدر هم سخت، شیرش بدی؛ فقط برای اینکه کوچولوت گرسنه نمونه. 🫂🤍
و در تمام این مدت، باید پوست کلفت باشی...
چون حرف مردم شروع می‌شه. 💔
یکی می‌گه شاید به خاطر شیشه‌شیره.
یکی می‌گه شاید شیرت بدطعم شده.
یکی می‌گه شاید فلان کار رو اشتباه انجام دادی
مامان 🩷یاسمین زهرا🩷 مامان 🩷یاسمین زهرا🩷 ۱۲ ماهگی