سلام‌ مامانا پسر همسایمون همسن پسرمه دستش زگیل داشت به پسرم میگم باهاش بازی نکن اصلا گوش نمیگیره دست پسرم زگیل زد چندین مرحله بردم کرایوتراپی کامل رفت الان دوباره باز دستش دراومده دکتر میگه این دستش میخوره به یه زگیلی که دوباره دراومده ،هروز با همون پسر همسایه بازی میکنه اثن کف دستشه دست میزنه گوشیشش به دسته دوچرخش به دستش کلا بچن بازی میکنن هرچی میگم پیشش نرو اصلا نمیفهمه نمیدونم چیکارش کنم الان دستش کرایوتراپی کرد میگه میسوزه میگم باید دردت بیاد تا بفهمی که دیگه نری پیشش بازی ،مگه میشه هی این بره پیشش هی دستش بزنه ،بخدا اعصبیم کرده الان 2ت دادیم برا یه نقطه کوچیک ،4مرحله قبل هم هرسری 2ت ،باید زندانیش کنم تو خونه اخه روانیم کرده ماخودمون حیاط داریم بزرگه هم ،شما میگین چکارش کنم که دیگه قطع رابطه بکنه باهاش ،به مادرشم گفتم ببرش دکتر که انتقال نده به کسی ،میگه بابا ول کن خودش میره چقد دیگه اینا عقب موندن
شیرخشک فرزند پروری

۱۱ پاسخ

بزار لج کنه تو هر سری کوتاه بیای اینم فک میکنه با لج کردن بهش میرسه
هزینش بگیم ب درک برا سلامتیش خوب نیست اخه جلوشو بگیر نره لجبازیم کرد مهم نباشه برات بلخره ول میکنه

من چقدر عصبی شدم واقعا حق داری حتی زندانیش کنی نزاری اصلا بره بیرون چند سالشه پسرت؟ و بعدش میرفتم میریدم به اون همسایه ی نفهم که بچشون رو نمیبرن درمان کنن و مراعات نمیکنن هفت جدشون رو میوردم جلو چشماشون نفهما

دختر منم صورتش زده بود اصلاا ربطی به کثیفی و ....ندارع دکتر گفت ایمنی بدن بچه پایین باشه زگیل میزنه دخترمم هیچی نمیخوره ولی اصلا بچه های فامیل نگرفتن دکتر گفت اصلا واگیردار نیست

دیگه دیدی خیلی لج میکنه حریفش نمیشی دستکش دستش کن بره بازی کنه

پسرمنم ازوقتی رفته مدرسه پایین ارنج دستش زگیل زده دوبار بردم کرایو تراپی ولی تغییرانچنانی نکرده بعد چندجلسه خودش نشون میده منم خیلی نگرانم

وای من ب جای تو عصبی شدم بخدا😡
بعضیا چطور میتونن انقدر احمق و بی فکر باشن خدایا
به نظرم یه وقتی ک شوهرش خونس با شوهرت برید دمه خونشون برینین بهشون احمقا معلوم نیس بچشون به چند نفر انتقال داده بی فکرا

چقدر بیخیال هست
از بی خیال و چرک بوده بچه اینجور بهش اومده.
تنها راهت اینه درو قفل کنی نذاری بره بیرون
اگه اون ببره دکتر اینجور نمیشه خدا می‌دونه ب چند نفر دیگ انتقال داده

کاش با مادرش صحبت کنی اونم ببرن دکتر ، اون بچه اس نمیفهمه، یجور بترسونش، بگو دکتر گفت خدایی نکرده میمونه بدخیم میشه و از این جور حرفا، اگه دستشون خالیه یکم خودت کمک کن یا به ی آشنایی بگو کمک کنه

انگشت دستش زده

با فیلم و اسباب بازی اینا سرگرمش کن ببرش پارک دوچرخه داره تو حیاط خدت باهاش بازی کن نزار بره پیشش

زیگیل چیه عکس داری ازش؟

سوال های مرتبط

مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
رفته بودم باغ کتاب هیما رو بردم خانه بازی
همزمان با ما یه پسر بچه اومد ۲ سالش بود تقریبا هم سن هیما
از وقتی اومدم قشنگ نشست یه جا شروع کرد به بازی کردن با اسباب بازی‌ها از جاشم تکون نمی‌خورد مامانشم که یه دور رفت پیشش نشست به مامانش گفت برو می‌گفت نیا پیش من
حالا هیما دائماً دست منو گرفته بود و به من می‌گفت بیا با همدیگه باید بازی کنیم و اصلاً تنهایی بازی نمی‌کرد!
به مامانش گفتم چیکار کردی انقدر راحت با خودش بازی می‌کنه گفت هیچ کار خاصی نکردم ولی از بچگی کلاً خیلی مستقله و خودش بازی می‌کنه به منم میگه دخالت نکن ی می‌گفت من خودم برای اینکه احساس کنه که من پیششم هی میرم پیشش می‌شینم ولی پسرم دائما خودش دوست داره با خودش بازی کنه منم کلی می‌تونم آشپزی‌های رنگی و جالب انجام بدم!!!
یعنی عمیقاً بهش حسودیم شد و اونجا بود که فکر کردم یعنی فقط هیما اینجوریه؟! الان مثلاً نمی‌ذاره من روی مبل بشینم میگه باید روی زمین بشینی کنار من تا من یکم بازی کنم تازه اینکه خیلی خوبه معمولاً همش میگه بغلم کن یا بیا باهام بازی کن🥲