۵ پاسخ

واقعا بلا نسبت بچه شما میبینم بچه های الان چقد وقیح و بی ادبن بچه این سنی چرا باید موزی بودنو بلد باشه اخه یعنی چی که نمیخوام با تو باشم تو کلاس دختر منم چند نفر اینطورن

عزیزم باید بهش یاد بدی ک متاسفانه نه بچه ها که بزرگترها هم همین جوری هستن یهو صمیمی هستن یهو میشن دشمن و باید از بچگی به چ . پ. م رو یاد بگیره😜😃😁

بهش یاد بده ک فقط با ی نفر دوست نباشه
بگو با همه دوست باش تا اخساس تنهایی نکنه

من پارسال با دخترم این مشکل رو داشتم امسال ک میره پیش راحت شدم اصلا براش مهم نیست با همه خوبه دوست مشخصیم نداره البته کم هم هستن کلا ۷نفرن بهش گفتم اگ یکیشون باهات حرف نزد یا نخواست با تو بازی کنه توام با یکی دیگه بازی کن یا دوست شو

سلام عزیزم
الهی
باهاش صحبت کن و بهش بگو بهتره دوست های دیگه ای پیدا کنه و با همه در ارتباط باشه ، وابستگی به یک نفر اذیتش می‌کنه

سوال های مرتبط

مامان دلسا😍 مامان دلسا😍 ۵ سالگی
سلام مامانا
یه چیزی یه مدته تو گهواره خیلی توجهمو جلب کرده
من شاغلم، سه سالگی دخترمو با اینکه مامان و مادرشوهرم بودن برای نگهداریش ولی صلاح دیدم با توجه به روحیات خودش و اینکه دو تربیته نشه گذاشتم مهدکودک

اوایل تا ۴ ماه بچم خیییییلی اذیت میشد، گریه میکرد، نمیموند، چه روزایی که از مهد تا مدرسه زاااااار میزدم اما جا نزدم، چندبار از شدت گریه تصادف کردم، گفتم میگذره، اما بردمش یه مهد کودک همه چی تموم که خیالم راحت بود که عین مادر مراقبشن، ۴ ماه گذشت و دختر من تو خیییییلی چیزا از خیلی هم سن و سالاش جلو افتاد
شوهرم روزی صدبار میگفت مدیونتم بابت تربیت این بچه ولی نمیدونست همش کار مهده😂😂😂

اون روزا که اینجا درد و دل میکردم یه سریا خیلی دلداریم دادن هنوزم یادمه کیا بودن، اما یه سریا چقدر طعنه زدن و دایه ی عزیزتر از مادر شدن، که تو چه دلی داری میذاریش مهد، بچه گناه داره و …
خیلی دلم میشکست اما با اینکه میتونستم کم نیاوردم


حالا دختر من و بچه های اونا پیش دبستانی شدن، دختر من مستقله، قانونمند و قانون پذیره، میدونه باید چطور رفتار کنه، خیلی شاده و از لحاظ مهارتی و علمی هم جلوتره، ولی اونا همچنان پشت در مدرسه میشینن


اینارو نگفتم که فهر فروشی کنم، گفتم که به اونا یاداوری کنم هر مادری صلاح بچشو میدونه، پروانه شدن درد داره مامانا، اگه بچتون بدقلقی کرد و خسته شد کوتاه نیاید، شما باید صبور باشید
و اینکه به هیچ کادری بخاطر انتخابش سرکوفت نزنید، شما نمیدونید اون مادر چی کشیده

البته یه سری از دوستای گلمم که الان تو این وضعیتن من بهشون راهنمایی کردم و امیدوارم به راحتی این روزا رو پشت سر بذارن

اینم میگذره
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
من واقعا نمی دونم کدوم روش و راه درست خوبه که بتونم این ماهلین رو از خر شیطون پیاده کنم بچه ای که کاملا هوشیاره می فهمه درکش نسبت به پارسال خیلی خیلی بالا رفته و همچنین هوشش وبی از پسش برنیومدم که پی پی رو بگه الان دقیقا ۱۵ د ۱۶ ماهه که یه بارم نگفته پی پی دارم شاید خنده دار باشه ولی آرزو به دل موندم یه بار این بچه بیاد بگه من دستشویی دارم امشب دیگه اینقدر اعصابمو خورد کرد که دیگه هم زدمش هم تنبیهش کردم بهش گفتم حالا که دختر بدی هستی نه دیگه دوستت دارم نه دیگه باهات تمرین می کنم الان برو بیرون تو تنبیهی من می خوام با دلوین کار کنم بچم‌مثل ابر بهدر گریه می کرد قلبم داشت از سینم میزد بیرون اعصابم خیلی خراب شد آخه دیوونم کرده وقتی بهش میگم ماهلین آخه چرا نمیگی مادر من میگه دلم می خواد نگم میگم آخه چرا میگه همه ی بچه ها تو شلوارشون پی پی می کنند گفتم کی گفته آخه حرف تو گوشش نمیره حایزه براش گذاشتم قبلا چندین بار جایزه بهش دادم تنبیه و تشویق حتی جلوش کلی دلوین رو نشویق کردم که تو دستشویی پی پی می کنه فایده نداره که نداره از چت جی بی تی راهنمایی خواستم میگه یا از شرم.و خجالتشه نمیگه یا می خواد رو بدنشم کنترل داشته باشه و به خاطر اون حس کنترلشه که اینکارو می کنه ولی واقعا دیگه موندن با این بچه چه کنم 😫😫😫می ترسم این عادتش تا چند سال دیگه باهاش باشه🤨😔