خانوما بالاخره طلسم تب رو شکوندیم😭 این چند خط که مینویسم هم دوس دارم برام یه نوشته و انرژی خوب بذارین هم تجربه بشه برای بقیه(چون خیلی فشار روم بود این چندروز)
من چندرروز پیش سرماخوردگی ساده داشتم ندونسته نشستیم با پسری یه عالمه گردو هم خوردیم بعدش خیلی زود رفتم دکتر ازش خواستم برام داروی خوب بنویسه که بچم نگیره گفت چیز خاصی نمیبینم و این شروع ماجرا شد با وجود اینکه ماسکم میزدم خودم
بعدش
تب پسرم از روز پنجشنبه شروع شد مابین ۳۸تا ۳۹ نوسان بود روز اول کنترلش کردم گفتم تموم شد جمعه باز دیدم تب داره و بیحاله چون دیگه جمعه بود دکتر خودش نبود بردم کلینیک اونجا گفتن سرماخوردگیه سادس درحد استا و دیفین هیدرامین دارو داد
اومدیم که خونه هی میگفتم چرا اموکسی کلاوی چیزی ننوشت اخه هی این تو مخم بود
شنبه
دکتر خودش که زنگ زدم منشی گفت ویروسیا انقد زیاد شده که قیامته
منم از ترس این ویروس نرفتم مطب انلاین با دکترش صحبت کردم که ایشونم ایبوپروفن(ادوالژین) و دوتا شربت دیگه گفت به همراه کو اموکسی کلاو
درکنار اینا از اب پیاز گرفته تا شلغم و فرنی و اب قلم و اش و سوپ اب پای مرغ
به دانه بارهنگ هرچیز مفیدی که بود براش درست کردم
دکتر گف ۳ روز تبش طول میکشه که منتظر بودم دیروز تبه کلا قطع بشه که نشد و علاوه بر اون سینه اش داغون بود اصلا نمیتونس بخوابه درست نفس بکشه
دیروز که بردیم دکتر گفت باید ازمایش بده قشنگ دنیا رو سرم بود رو هوا بودم
زود ازمایش اورژانسی دادیم با چه مکافاتی چون پسرم بد رگه رسوندیم دست دکتر (بقیه تو عکس)

تصویر
۳ پاسخ

منم پسرم چن شب پیش لرز کرد و یهو تب
سریع برمش بیمارستان..دکتر امپول زد..ب داروخونه گفتم امپولش چیه.‌گفت ضد التهاب و تب....خداروشکر تبش اومده بود پایین..
درسته..بعضی از دکترا واقعااا حلالن..
همین دکتری ک من میگم چن شب پیش رفتم..نکرد اول تب بچه رو چک کنه‌.یا گوش بچه رو چک کنه..
تب بچه رو‌جداگانه خودم چک کردم..فقط گفت امپول..و پروفن داد.و صد تهوع...وانتی

پودر فایزر چی هست که تو داروها بود یا اون امپول چی بود گلم؟

خدا به همه سلامتی بده
به پسرت و شماهم سلامتی بده
تو فکر گذاشتن پسرم تو مهد بودم که یهو پیامت. خوندم

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۳ سالگی
پوشک## پوشک #پوشک #پوشک # بچه # پوشک # پوشک## پوشک#سلام به همه ی مامان های عزیز
کسانی که راجب چسپندگی گل دختراشون نگرانن
اصلا نگران نباشید خودش خوب میشه طبق تجربه ای که داشتم و سختی هایی که کشیدم میگم
من دخترمو که تازه متوجه شده بودم 1 سال و نیم بود و خیلی غصه خوردم کلی گریه کردم چون شنیدن بودم که باید عمل شه و واسه بچه خیلی دردناکه
خلاصه اینکه رفتم دکتر و پماد گرفتم و طبق گفته های دکتر استفاده کردم حدود10 روز من از اون پماد استفاده کردم آره نتیجه داد بدنش باز شد اما با کلی سختی با کلی شب بیداری هایی که هم خودم داشتم و هم دخترم چون بدنشو می‌سوزند و اذیت بود و من مجبور بودم بشورم با این همه اگر از اون پماد. استفاده نمی‌کردم باز بدنش بسته میشد
تا اینکه دیگه بریدم گفتم هرچی میخواد بشه دیگه استفاده نمیکنم اما عذاب وجدان منو کشته بود هر روز و هرشب به دخترم فکر میکردم
تا اینکه 1 ماه پیش یکی از دوستام رفته بود پیش ماما
و من ازش خواستم راجب دخترم بپرسه که چیکار کنم
وقتی دوستم پرسیده بود دکتر اعصابش خورد شده بود و گفته بود چیکار دارید به بدن بچه بزارید روند طبیعی خودش رو طی کنه و خودش خود به خود خوب میشه
و همین طوری هم شد حدودا دو هفته هست که خوب شده خداروشکر
خواستم این موضوع رو با مادرایی که مثل من نگران بودند در میان بزارم
مامان اهورا وفاطیما مامان اهورا وفاطیما ۲ سالگی
مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
دیروز دو سه نفر از کایلین خیلی تعریف کردن
یکیشون یکی از همکارام بود که درباره اصول زبان آموزی و دو زبانه کردن کایلین ازم پرسید و خیلی خوشش اومده بود از اینکه اینقد با لهجه درست لغات رو میگه
یکی هم اپراتور شهر بازی و یه مامان دیگه که برای همدلی و ناز بودنش ذوق کردن( چون به یه بگه چهار ساله که از روشن نشدن دستگاه گریه افتاده بود دلدار داد که باید صبر کنه و بعد با هم سوار شن و حتی بهش تعارف زد رنگی که دوست داره رو اون سوار شه)
برگشتنی تو راه در حالی که تقریبا داشت چرت میزد تو بغلم نگاهش کردم و فکر کردم چرا اینا رو من نمیدیدم یا حواسم نبود ، فکر می‌کنم انقد که به غذا نخوردن و جیغ زدن و اینهاش یادمه این قشنگیایی که بقیه میبینن رو یادم نیس یا بی توجهم نسبت بهشون،
به خودم گفتم این بچه نباید برای من عادی بشه هیچ بچه ای نباید عادی بشه برامون لحظه‌های قشنگ بزرگ شدنشون
اون چیزایی که منحصر به فردشون می‌کنه
باید با این چیزا به خاطر بیاریمشون وقتی که ازمون دور میشن و از آشیونه می‌رن 🥺ی
مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
دوشنبه پسرم با گریه بیدار شد همسرم گفت ببریم دکتر
شاید جاییش درد میکنه چون یکمم تب داشت شیاف گذاشته بودم قبل خواب براش خلاصه ۲شب بردیم کلینیک کودکان
اونجا یه متخصص اطفال بود که خانم هم بودن
معاینه کرد پسرمو و گفت هیچیش نیس یه آرامبخش مینویسم بهش بدین که راحت بخوابه
خلاصه رفتیم داروخونه شبانه روزی که در بسته بود یهو همسرم رفت نزدیک داروخونه که یارو صدا کنه یارو بد در باز کرد طوری که منم ترسیدم پسرمم یه لحظه ترسید فکرکرد چیزی شده...
بعد من گفتم آقا خب یواش تر در باز کنین بچه ترسید
گفت خانم چطور در باز کنم پس 🥴
گفت اصلا ما دارو نداریم بفرمایین برین😐😬
به همسرم گفتم بیا بریم رضا
خلاصه امدیم همسرم گفت کاش نمیگفتی بهش که چرا در بد باز کردی یارو لج کرد دارو نداد
گفتم به درک که نداد اصلا خدایی شد دارو نگرفتیم چون دکتره انگار هیچی حالیش نبود
به بچه ۲سال نیم چه آرامبخشی میدی آخه...
میگم پسرم ترشح سبز از بینیش میاد
میگه خب همه ترشح سبز از بینی شون میاد 😐
یه خانم اصفهانی سن بالا بود لهجه داشت متوجه شدم اصفهانی...
حالا کار به این ندارم ولی خب اگه همون شب دارو میداد پسرم
شاید سرفه اش شدید نمیشد🥹

امشب بردیم پسرمو دکتر براش یه آمپول تجویز کرد گفت نصفشو باید بزنه... دوتا شربت داد و یه اسپری بینی ...
گفت تا یه مدت نباید پارک ببرینش چون گل گیاه درخت اینا هس و هم اینکه حیوانات مثل سگ میان پارک و اگه نبرین بچه رو بهتره
تا خوب بشه
و گفت دستگاه بخور بزارین براش و اگه دیدین تب و اسهال و استفراغ داره سریع بیارین اینجا دوباره ...

اسم شربت ها برم هگزین و کتوفین چیه از ایناس
سرفه پسرم حالت خلطی داره