دختر من دو سالشه و تو این دوسال ضربه ها نبوده که به سرش و صورتش نخورده باشه هر چی مراقبم بدتر یک سال پیش تو تولد دوید پیشونبش خورد به لبه نوک تیز میز و گریه ها کرد و نذاشت یخ بزارم پیشونی ورم کرد و حالا بعد دوسال گریه کردنی یا خنده عمیق پیشونی از وسط خط میوفته بردم دکتر هم گفت کاری نمیشه کرد باید یخ میزاشتی مایع أدم که نمی‌دونم چیه گفت جمع شده و وقتی هست سالشه شد بیا تزریق کنم ، بهد اون ماه محرم خونه مامانم داشت بازی میکرد یهو پاس گیر کرد به فرش و چشمش خورد به لبه تیز تخت جلو ده نفر آدم و اندازه گردو چشمش سیاه شد و کبود حالا از ماه محرم تا الان حتی خوب نشده و یه چشمش زیرش همش برآمده س دکتر هم بردم پماد داد خوب نشد ، الان هم دو بالکن آب بازی میکرد نمیومد داخل رفتم بیارم لج کرد اومد فرار کنه باز پیشونبش خورد به لبه تیز دیوار 😭 دیگه گریه کرد ورم کرده نمیزاره یخ بزارم صورتش همش داره آسیب می‌بینه بعد خوب هم نمیشه خیلی ناراحتم هر چقدر مواظبش باشم باز زخمی میشه خیلی شیطونه اصلا آروم و قرار نداده همش داره میدوعه یا بپر بپر می‌کنه انقد گریه کرد الان خوابید خدا کنه این یکی اثری ازش نمونه😞

۸ پاسخ

عزیزم عقیقه اش کردی؟ حتما عقیقه کن

هم صدقه بده هم هرجا میدی براش چهار قل یا آیت لکرسی بخون
ماشالله شیرینه چشم میزنن

عزیزم مرتب براش صدقه بده واقعا این بچه ها دارن تلاش میکنن خودشونو نابود کنن 😩

لعنت بر چشم بد ، براش یه گردنی چشم نظر یا ون یکاد بنداز ، همیشه از جایی میاین صدقه بنداز اسپند دود کن

دختر منم دقیقااا همینه حالا برعکس دختر من بدتر از پشت سر سرش میخوره یعنی با هر ضربه ۱۰سال از عمرم کم میشع انقددد نگرانی میکشم هرچقدددد حواسم هست بهش یاز تا اخرشب هرجوریه باید یه چی بشه بعد بخوابه

اگه خوابیده میتونی یخ بذاری.یخ و بپیچ تویه حوله یا پارچه ضخیم بعد بذارروش اینجوری دردش نمیاد اجاره میده بذاری

عزیزم اگر عقیقه نکردی در توانت هست عقیقه اش کن

ای بابا😕
یه مرغی چیزی براش قربونی کن ان شاالله که بلا دور باشه ازش عزیزم

سوال های مرتبط

مامان ارتین مامان ارتین ۳ سالگی
امروز پسرمو بردم کوچه با بچه ها بازی کنه با پسر همسابمون داشت بازی میکرد من و زنه هم صحبت میکردیم اینا سنگ هی پرت میکردن بازی میکردن نمیدونم حالا اتفاقی یا از قصد پسرم سنگ پرت کرد خورد به پیشونی پسره اون ۴ سالش ایناست
پسره گریه کرد من هی رفتم پیشونی شو مالیدم گفتم ببخشید خاله بعد پسرمو دعوا کردم پسره رو بردم براش بستنی خریدم ساکت شد نشست خورد
حالا مامانش گریه میکرد میگفت وای خدا چیکار کنم اگه سرش چیژی شده باشه چی گفتم ن بابا نگا هیچی نشده ن کبود شده ن باد کرده بچه که ساکت شده تو هی اینجوری میکنی اون بدتر میترسه، میگف نهههه اگ بعدا بگه درد میکنه چیکار کنم، یه کوچولو اندازه یه نقطه خون اومده بود میگفت وای اگ خون داخل سرش مونده باشه ضربه مغزی شده باشه چی چیکار کنم😐 شوهرم بفهمخ میکشه ، کوچه قبلی مون یه پسره توپ زد سر پسرم شوهرم رفت جلو درشون،، میترسم حالا شوهرش بیاد جلو درمون😐
بعد زنه قیافه گرفت من هرچی خاستم بحث و عوض کنم اون بدون خدافسی رفت😐 انقد اعصابم خورد شد ب خودم قول دادم دیگ نبرم پسرمو کوچه