#تجربه زایمان
آقا سزارین برای من درد داشت واقعا، نمیدونم بقیه چطور کمتر درد میکشن،من خودم همراه دوستم بودم، خیلی اوضاعش بهتر بود خیلی، عین آدم رفت دستشویی،من اولین دستشویی ک رفتم داد و هوار راه انداخته بودم، خیلی غیر عمد، نمیتونستم جیش کنم، از روز اول هم پاهام ورم کرد، تا روز 12،داشت منفجر میشد پاهام،فک. کردن خونم لخته شده، سونو ی پا رفتم،پوست روی پاهام کش اومده بود، میسوخت،بعد 12 روز کم شد، در کل 10_12 روز خیلی اذیت بودم،بعدش خوب شدم،روزی دوتا شیاف میذاشتم،ولی از روز اول هم سر پا بودم، نخوابیدم،کارای بچه هارو خودم رسیدم، دلم. نمیخواد کسی بهشون دست بزنه، بخیه هام گوشت اضافه آورده،دقیقا روز عکاسی بارداری زایمان کردم🥲🥲 نشد عکس بارداری بگیرم،از کل بارداریم عکس خوب ندارم، همش استراحت بود، همش رو تخت بیمارستان و مبل خونه گذشت🥲🥲 همه ی عکسامم مال اونجاس، میخواستم دم آخری دوتا عکس بگیرم قسمت نشد🥲🥲 تنها حسرتم اونه، تو بیمارستان هم نشد عکس خوب بگیرم، زایمانم یهویی شد،دو روز قبلش حموم نرفته بودم، روز زایمان هم نشد حموم کنم، بعدشم تا 48 ساعت دکتر نذاشت حموم کنم، سرم چرب بود، پوستم افتضاح بود، نشد عکاسی کنیم بازم، خلاصه ک هیچ عکس و فیلم خوبی از حاملگی و زایمان ندارم🙁🙁 حیف شد،خداروشکر بخیر گذشت،زحمتام نتیجه داد، انشالله همگی سالم و سلامت زایمان کنین، باردار ها بچشون بغل بگیرن، کسایی ک میخوان بار شن صحیح سالم باردار شن

۲۲ پاسخ

عزیزم خداروشکر که گل پسرات سالم به دنیا اومدن با هم اومدین خونه
منم خیلی حسرت دارم برای بارداریم که اونجوری که میخواستم نشد
حتی زایمانمم همینطور

اینقدرم لوله سوند و پنس فرو کردن توی بخیه هام تا سوراخ شه خون ابه بیاد بیرون عفونت کرده بود و کلی ام برای اون غذاب کشیدم

دقیقا برای منم سزارین بدترین تجربه بود
۳۵هفته کیسه آبم پاره شد
تا برسم بیمارستان ۷سانت باز بودم و کامل درد طبیعی کشیدم
یه قلم تو کانال زایمان بود
بعدشم که بدنیا اومدن برای زردی رفتن دستگاه و من یکسره دو روز کنارشون بودم نشستم یا راه رفتم اصلا استراحت نداشتم
پنج روز بعد سزارینم یهو از بخیه ام یه عالمه خون ابه اومد
و دوباره رفتم بیمارستان بستری شدم ۶روز
عذاب کشیدم بدون بچه هام
دوباره رفتم اتاق عمل و باز کردن بخیه هارو
هر روز روزی دوبار میومدن روی بخیه هامو فشار میدادن تا بیاد خون ابه بیرون
از اون طرف ی قلم تو یه بیمارستان دیگه بخاطر زردی بستری بود ی قلم تو خونه

خیلی روزای سختی بود کار منم فقط گریه بود
آنقدر بهم انتی بیوتیک زدن تا هفته پیش اصلا نمیتونستم سرپا بشم و سریع چشام سیاهی میرفت و انفولازا شدید گرفته بودم

و هنوزم ۳۰سی سی خون ابه دارم زیر بخیه
که دارم فرصتی چرک خشک کن میخورم و امپول میزنم
هنوز درست نمیتونم بشینم و پاشم…🥴

خدا روشکر که بخیر گذشت و بچه هات رو صحیح و سالم بغل کردی حسرت فیلم و عکس هم نخور البته منم خیلی درد داشتم طوری که به خواهرام فهش میدادم با هم صحبت می‌کردن و پمپ درد هم اصلا رو من تاثیر نداشت ولی بعد سه روز سرپا شدم کارام هم خواهرا و فامیلای شوهرم انجام می‌دادن ازشون ممنونم خیلی همراهیم کردن تو بارداریو زایمان هنوز هم هوامو دارن

منم درد داشتم دوقلو بیشتر از تک برش میدن پرستار اونها به من گفت

الهی شکر که بچت بغلته عشقم چه چیزی قشنگ تر ازاین🥹

دقیقا من تا 2 هفته درد شدید داشتم و بدون کمک نمیتونستم بلند بشم یا بخوابم، واقعا سزارین سنگین و افتضاح بود ، عکس بارداری هم مثل خودت نتونستم بگیرم چون بچه م 36 هفته اومد و برنامه هام به هم ریخت، انقدر هم توبیمارستان داغون بودم یه عکس بعد زایمان با بچه ندارم ، بازم خداروشکر همه چی بخیر گذشت و بچه ها بغلمونن😍

منم هیچ عکس و فیلم خوبی ندارم، یهو افتادم تو استرس این کلستاز که تهشم شد زایمان، خودم که هیچی خونه رو تمیز نکردم. هنوز فرشم کثیفه! پرده هام نشستم!
از من به همه نصیحت تمام فیلم و عکس و تمیزکاری ها رو همون هفت ماهگی انجام بدید بعد هفت ماهگی هراتفاقی ممکنه بیفته
روزی که رفتم بیمارستان بستری بشم تمام وسایل اتاق ها تو حال بود، اتاق ها رو داشتیم رنگ میکردیم تازه :))

منم خیلی درد داشتم پرستار بهم گفت استانه تحمل درد مایین اومده...اخه من نه روز قبل زایمانم بستری بودم دیگه خسته شده بودم از بیمارستان

والا انقده ک‌اینجا سز میکنن اصلا طبیعی نمیکنن انقدری هم ک میان میگن عالی بود عالی ترین بودم تعجب میکنم

عزیزم دوقلو دردش خیلی زیاده
من هر کی دوقلو بوده می‌گفت دردم زیاد بود
فک کنم زیاد برش میدن

خداروشکررررر که بچه ها کنارتن برید عکس خانوادگی قشنگ بگیرید و از بودن بچه ها لذت ببرید
منم همش استراحتیم و دلم برا اینکه نمیتونم عکس بگیرم میسوزه

خداروشکر هر سه تا سالم هستین.

من خداروشکر خوب بود زایمانم.اونقد درد نداشتم بخیه ها هم عالی

دیگه استرسا تموم شد افسون خداروشکر

من سزارین اولم اینجوری بود انقد ورم داشتم که نگو.

برای منم خیلی درد داشت واقعا اسم سزارین میاد بدنم میلرزه

ولی خداروشکر رسیدی ب هفته های بالا 😍😍😍😍 خداروشکر حال خودت و نی نی هات خوبه

دیگه بدن با بدن فرق داره عزیزم
من خواهرم ب شدت آدم لوس و کم تحمل تو‌ درده ولی بعد سزارین روز دوم قشنگ از جاش خودش پا می‌شد و کاراش رو انجام میداد
بستگی داره بدن شکا با شرایط چجوری کنار بیاد
شمام خداروشکر به سلامتی زایمان کردی ایشالا نینی های قشنگت صحیح و سالم باشن همیشه زیاد هم فکر کن ب گذشته خداروشکر هر چی بود به خیر گذشت اگر هم درد اینا داری هنوز نگران نباش زودی حالت خوب میشه به خودت بیشتر برس

عزیزم مهم نینیته ک الان صحیح و سالمه انشالا با نینی عکس یادگاری بگیر جبران بارداری ..مهم ایناس ❤️❤️

فدای سرت باشه بحرحال کم کاری انجام ندادی دوتا فرشته کوچولو به دنیا اوردی تو شکمت پرورش دادی
خداروشکر که الان خوبی و نی نی هاتم خوبن
انقدر بعد از این عکسای خوشگل خوشگل بندازی که
عکستم بده هوش مصنوعی با شکمت واست درست میکنه آتلیه ای

حالا من حسرتم شده زایمان سزارین 😔😔

عزیزم خداروشکر که سلامت زایمان کردی و بچتو بغل گرفتی حسرت این چیزارو نخور ❤️❤️❤️

سوال های مرتبط

مامان ❤️ آراد جانم ❤️ مامان ❤️ آراد جانم ❤️ ۱۱ ماهگی
اینم از زایمانم 🙂
ده روز گذشت ده روز خیلی سخت
اون از اولش که پر از چالش زایمان کردم تهش سزارین شدم
هنوز یه روز نشده بود به خاطر زردی بستری شدم بیمارستان .
تو حسرت یه تشک نرم یه استراحت یه خوراک و غذای خوب
شکمم از داخل زخم کمرم از وسط شکسته بود ولی محبور بودم سزپا یشم
گاهی به خودم نکاه میکردم میگفتم ینی منم زن زاعوام چرا بس اینجوری....
با گریه از بیمارستان رفتم خونمون نه گوسفندی نه اسپندی نه کسی که دورم باشه
دلم میخاست یه عالمه فیلم و عکس تو بیمارستان بگیرم نشد
دلم میخاست وقتی رفتیم خونه عکس و فیلم بگیرم نشد
دلم میخاست مهمون بیاد خونم مراسم بگیریم نشد
من هیچیم شبیه به تازه زایمان کرده ها نشد از روز اول گریه کردم کارایی که نباید کردم . الانم که روز دهمه حتی یه حموم نرفتم غسل کنم 💔
کاش خدا باهام اینجوری تا نمیکرد کتش حداقل به خاطره خوب از زایمانک به جا مبگذاشت برام
بارداریم شد حسرت ولی اخه اینم حسرت
من به همه اونایی که زایمان میکنن حسودیم میشه حالا 💔
مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۱۳ ماهگی
پارت اخر زایمان اول سزارین اختیاری🩵

ساعت ۶عصر بود ترخیص شدم اومدم خونه رفتم حموم هم خودم هم نینی حموم کردن
اومدم خابیدم و هی مامانم بهم مایعات میداد اوایل عرق بعد زایمان خیلی اذیتم میکرد اما کم کم خوب شدم و دکترم بهم اهن معمولی نوشته بود اما من تو بارداریمم ففول میخوردم الانم ففول گاین میخورم چون خونم هم تو بارداری کم بود بعد زایمان هم بدتر شد البته اولش شده بود تو بارداری ۸ بعد با دارو و قرص شد ۱۰ بعدش دوباره قرصام قطع کردم و اومده بود پایین که تو بیمارستان بعد زایمان هموگلوبینم باز پایین اومد و ۸ بود
حتما قرصاتونو تو بارداری بخورید و نزارید مثل من کمخون بشید
و
بعد عمل که اومدین خونه روز ب روز بهتر میشین اوایل شاید نشست و برخاست سخت باشه اما روز ب روز خوب میشید الانم من خوب شدم و روز نهم بخیمم برداشت بخیه برداشتن هم اصلا درد نداشت
و الان حالم خیلی خوبه اصلا درد ندارم و با اینکه خیلی بیقراری میکردم الان از زایمانم خیلی خیلی راضیم و از انتخابم خیلی خوشحالم نینیمم زردی نگرفت و اونم حالش خوبه❤️
مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ ۶ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍