۳ پاسخ

دوست من باهمچی حالتایی قرص میخوره ۲ مدل تحت نظر روان پزشک
خیلی خوب شده

ابروت ریخته؟عزیزم نمیخوام بترسونمت شایذ رماتیسم باسه همسر من داره یه قیمت ابروش زیخته و استخوان سرش به داخل رفته حتی فکش درگیز شذه برو دکتر رماتولوژی یه ویزیت یشو حتما انشالا ک چیزی نیست استرسیه با استتراحت و دازو خوب میشه

فردا تلفنو بردار تو کوگل سرچ کن دکتر انلاین به روانشناس زنگ بزن یا مغزو اعصاب همه این حالات رو بگو وسواس فکری داری بهت دارو میده خوب میشی اگه حضوری ام میری که برو

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۲ سالگی
#سونوگرافی #پوشک شیرخشک زایمان سزارین حاملگی بارداری

خانوما میشه خواهرانه کمکم کنین تا زجر نکشم بخدا خسته شدم از این رفتار خودم
شاید این اخلاقم بخاطر تک فرزندیم باشه خیلی وسواس فکری دارم
مثلا یه ساعت پیش پسرم قشنگ بازی میکرد یهو گفتم جیشش بو‌ میده وای عفونت داره انقد گنده کردم تا بستری بیمارستان پیش رفتم که تب کرده
😭خیلی اعصابم خورده از دست خودم
مامانم میگه این اگه عفونت داشت موقع جیش گریه میکرد یا بی قراری میکرد یچه سالم چرا اسم میذاری
یا مثلا عطسه کنه میگم وای خاک تو سرم سرما خورد
چون مامانمم شاغله کمکی ندارم همش تو استرسم
خیلی عمیق میرم تو فکر ،الان داشتم پسرمو میخوابوندم خودمم گریه میکردم که اینجوری برم پیر میشم
😭برم دکتر اعصاب قرص بخورم؟؟؟
حالا دوس داشتم یه بچه دیگه بیاریم😑میگففتم زنو شوهری تک فرزندیم بچمون تنها نباشه
یا مثلاااا این هفته قراره اسباب کشی کنم باورتون میشه به جز پسرم به هیچی فکر نمیکنم همش میگم نکنه مامانم خوب نرسه نکنه مریض بشه نکنه ویروس بگیره
مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
یادمه که برادر کوچیکم هشت نه ساله بود‌.نمیدونم سر رفتن به گیم نت یا چی بود، مامانم که اصلا دست رومون بلند نمیکرد، چنان با کمربند افتاد به جون اون بچه....
که سگک کمربند خورد به چشمش...دیگه بردنش بیمارستان و تا یه مدت چشمش بسته بود و مامانم بود و اشک و زاری که چه بلایی بود سر بچه م آوردم! میگفت هیچی حالیم نشد‌.چون شروع کردم به خوردن قرص اعصاب.
قرص اعصاب اینجوری تو ذهن من جا خوش کرد.چیزی که ادم رو روانی میکنه!
همیشه پی ام اس های وحشتناک داشتم.
از اینها که حتما با همسرم دعوا داشتیم.
کلی گریه داشتم، از اول زندگیم هر کی بدی کرده بود یادم‌میومد.
امگا و داروهای مکمل و ویتامین د هم میخوردم.
کافیین رو کم میکردم ولی بی فایده...
تا اینکه آخر آبان یه ویزیت با روانپزشک گرفتم، و طبق صلاحش دارو خوردن رو شروع کردم.
الان که دارم این ها رو میگم، راستش اصلا خبر نداشتم که پریودیم نزدیکه!
قبلا اول حالم بد میشد، بعد آلارم لونا میومد که پی ام اس نزدیکه.
الان یهو میبینم زده فردا پریودی و من خداروشکر دیگه هورمون هام بالانس شده.
همون چیزی که دکتر گفت.
دیگه اکثرا تو این دوره بحثی ندارم، اعصاب خردی بی دلیل ندارم.
و یه ارامش و بی خیالی ای دارم تو بعضی مسائل که برای خودم عجیبه!
خلاصه...
منی که مشاوره هم رفتم، میخوام بگم اگه یه جایی حس میکنید یه چیزهایی از کنترل شما خارجه، و نمیتونید جلوش رو بگیرید،
پس با دکتر مشورت کنید.
چرا دروغ؟
الان با خودم فکر میکردم کاش بعد از زایمان و تو دورانی که به هر ریسمانی چنگ میزدم حالم خوب شه،
یه بار تراپیستم دارو درمانی رو‌توصیه میکرد!