۹ پاسخ

خب دعوا گاهی لازمه دگ بعدم تک تنهاییم تفریحم ک نداریم دوثانیه براخودمون نیسیم گاهی پیش میاد خودتو سرزنش نکن اگ لایقش نبودی خدا بهت نمیداد وقتی داده ینی لایقشی
باید فقط ی تایمی بدی باباش و برا خودت باشی همین

اگر واقعا دخترت اندازه پسر من اذیت داشته باشه واقعا بهت حق میدم یعنی امروز بلایی پسرم به سر من آورد گفتم الان از دستش سکته میکنم
سکته نکردم فقط یه تبخال پرید بیرون

عزیزم به این فکر کن که وقتی خودمون بچه بودیم چقدر خرابکاری و اذیت میکردیم والا مامانامون مارو نمیزدن بابت خرابکاری پس ماهم در قبال بچه باید اینجورب باشیم ، من شده داد بزنم اونم وقتی که خیلی خیلی کارش اشتباه باشه که اونم بازم من اشتباه میکنم باید خودمو کنترل کنم ولی هیچ وقت دست بلند نکردم تازه بابت همین داد زدن هم عذاب وجدان میکشتم

دقیقاااااا منم اینجوریم خدا لعنتم کنه خیلی عذاب وجدان دارم

بدنت ضعیفه شاید. جسم روی روان تاثیر داره. استراحت کافی نداری. یا هنوز شرایطتو نپذیرفتی

حالت دلت خوبه؟
اگه زندگیت اروم نباشه سر بچت خالی میکنی

یه تجربس من کم کاری تیروئید داشتم نمیدونستم خیلی بی حوصله بی طاقت بودم بی انرژیم بودم و با کوچیکترین چیز سر بچه داد میزدم اولیش اینه فهمیدم قرص خوردم واقعا تیروئید روم تاثیر داشن یدونم وقتی شوهرت باهات خوب رفتار نکنه سر بچه مادر خالی میکنه و اینم بگم سعی کن روحیتو شاد نگهداری که پرخاشگر نشی اهنگ شاد گوش بده برقص بیرون برو حدقل یک روز درمیون با دخترت پارک برین هم روحیه خودت عوض میشه هم بچه ببین بخوای نخوای رفتار تو رو روان بچه تاثیر میزاره چه الان چه در ایند پس باید خوب باشی همین که خودت میدونی وناراحتی پس خیلی خوبه برای تقییر

بنظرم درد اکثر مادراس
منم اینجوری
با اینکه خیییییلی دوسش دارم اما زود عصبی میشم

شوهرت خوبه باهات ؟

سوال های مرتبط

مامان دیانا🩷 مامان دیانا🩷 ۲ سالگی
دیانا خیلی جیغ میکشه بعضی وقتا خیلی شدید میشه جوری ک اصلا قابل کنترل نیست منو میزنه موهامو میکشه بعد میاد بغلم میکنه بوسم میکنه وقتای ک جیغ میکشه بغلش میکنم میخام آرومش کنم اما بدتر میشه منم جیغ میکشم سرش خودم ناراحت میشم همه ام میگن بخاطر اینکه من عصبیم اینجوری شده اما بخدا من از قصد عصبی نمیشم رفتم قرص خریدم خوردم ک ارومشم عصبی نشم اما هیچ کس نیست منو درک کنه امروز رفتیم بیرون با خانواده شوهرم بهش میگم بچه رو نگه دار من برم یکم دور بزنم رفتم اومدم بهش میگم دیانا اذیت نکرد برگشته تو جم میگه اصلا یادتونبود اصلا بازی می‌کرد کسی نبود سرش داد بزنه 💔💔💔💔یجور میگه انگار من مادر بدیم مگ من مرض دارم بچه رو بزنم یا داد بزنم سرش خیلی حالم بده از طرفی افسرده شدم وزنم رفته بالا یه دیقه میخندم یدیقه بد سر یه چیز کوچیک گریه میکنم
واقعا من مادر بدیم بنظرتون هیچکس نیست چرا منو درک کنه چرا همه فشار میارن بهم واقعا جاریم برگشته میگه من ۳ تا اوردم تو از پس یکیش بر نمیای خیر سرش زنه یه زره درک نمیکنن ادمو تا الان ک دینا دوساله یبار درحد چند ساعت نشده بچمو باباش نگه داره دوماه دندون درد دارم یه روز بخاطر من از کارش نمیزنه ک من برم دندونمو درست کنم بعد ادعای پدریش میشه حرف زیاده آدم نمیدونه از کدومش بگه