۳ پاسخ

اخخ🤣🤣 دختر منم روزی شونصد بار میده منو اقا گوگه‌بخولع

دختر منم فقط شنگول ومنگول براش جذابه 😂

وای چ شیرین😁
بعد با وجود این داستان میزاری بعدش بخابه؟؟
نمیخوریش؟؟؟😋😋😋😋😋

سوال های مرتبط

مامان سوفی👼🏻❄️ مامان سوفی👼🏻❄️ ۲ سالگی
شاهنامه برای نی‌نی‌های دوساله

قسمت نهم: دعوای پسرها
سلم و تور و ایرج بچه های خوب فریدون بودن اونا هم یواش یواش بزرگ شدن، وقتی پسرها بزرگ شدن، فریدون سرزمین رو بین اونا تقسیم کرد یکی و داد به سلم یکی و داد به تور، ایرانم داد به ایرج، مثل شما که وقتی کیک میخوری یدونه به پناه جان میدی یکی به هامین میدی یکیم خودت میخوری، هرکسی فقط قسمت خودشو میخوره، اونا هم سرزمینشونو خونشونو اتاقاشونو تقسیم کردن اما اون دو تا داداشِ بزرگتر (سلم و تور) به ایرج که ایران و گرفته بود حسودی کردن، به جای اینکه قشنگ با باباشون حرف بزنن آروم حرف بزنن، بگن چرا ناراحتن، با هم دعوا کردن و ایرج رو اذیت کردن، ایرج رفت پیش خدا و فریدون خیلی ناراحت شده بود و غصه میخورد که ایرج رفته.
اما با رفتن ایرج یه نی‌نی جدید به دنیا اومد، پسرِ ایرج به دنیا اومد که اسمش **منوچهر** بود. همه خوشحال شدن و براش تولد گرفتن و اهنگ تولد تولد تولدت مبارک براش خوندن.

این بود ماجرای تقسیم سرزمین و تولد منوچهر!
فردا شب میخوایم ببینیم منوچهر که باباش پیشش نبود چطوری بزرگ شد و چیکار کرد…
.
.
بچه‌ها این قسمت چندتا مفهوم سنگین توش داشت که لازمه با مثالای بیشتری براشون بگین یا اصلن طبق نظر خودتون جمله ها رو تنظیم کنین، مثل سرزمین، تقسیم کردن، حسادت، مرگ، برای همین متن امروز کوتاه تر شد.