۸ پاسخ

من راضی ام یه بمب بزنن همه تو یه ثانیه پودر شیم تموم بشه درد و رنج هامون

تاپیکاتو میخونم یاد دوره خودم تازه من 22سالم بود با ی بچه برگشتم خونه پدریم یه تا خواهر برادر مجردم داشتم تو خونه اصلا باور نمی‌کردم بتونم طلاق بگیرم حتی ازدواج کنم بچه بیارم این روزام میگذره تحملتو ببر بالا می‌دونم سخته کنایه و سرکوفتا از اون بدتر بعد 15سال هنوز حرف اون ازدواجموبعضیا میزنن در صورتی که با اون نامرد دوسال زندگی کردم با این همسرم هفت سال کنار همیمم

مهسا تو دل شکسته ای دعا کن

میفهممت

منم دلم خیلی گرفته هعییی

خدا لعنت کنه مرد بیمسعولیت و خیانت کارو میدونم توام الان دلت میخواست خونه ی خودت ‌درکت میکنم عزیزم ازته دل برات دعا میکنم خدا بهترینارو واسه خودتو پسرگلت رقم بزنه

گریه خوبه سبک میکنه ادمو

عزیزم چرا بغض؟؟
ماهم گرفته ایم تو سکوت نشستیم دیوارو میبینم

سوال های مرتبط

مامان سحر مامان سحر ۳ سالگی
مامان امیدمن مامان امیدمن ۳ سالگی