تازه گفتم یه جعبه آماده کردم خوشگل ربان پیچ با لباس نوزاد و عکس سونو دادم به پدرشوهرم باز کردن مادر و پدرش شوک بودن ولی آبجیش درجا فهمید کلی ذوق کردن بالا پایین پرید بغلمون کردن چقدر لباس رو بوسیدن 🫠🫠🫠
مامانم کربلا بود من خونریزی داشتم زنگ زدم با گریه که تو رو خدا دعا کنید 🫠
چقدر دلم میخواست رمانتیک و قشنگ خبر بدم ولی با گریه شد 😅
زنگ زدم ب مامانم گفتم باردارم😅😅😅 ب آبجیم گفتم بیچاره تا نیم ساعت داشت گریه میکرد بهش گفتم اینقد ناامید بودین از من ...شوهرمم ک سوپرایز کردم ولی یادم رفت بیبی چک نشونش بدم
بچمو از دست دادم ولی بازم دوست دارم بگم من خوراکی هوس میکردم بهشون میگفتم مثلا هوس غذای خواهرم میکردم مامانم بازار بود بهش میگفتم خیلی هوس الوچه کردم از اون کیلویی ها برام میگرفت بعد هوس هندونه میکردم از اونا که تو کشاورزیا میکارن و خلاصه خیلی چیزای دیگه 😐🤣البته وقتی فهمیدن دیگه دیر بود
خونواده شوهرمو ک سکته دادیم
رفتیم خونه مادرشوهرم گفتیم دیگه نمیخایم ۲تایی زندگی کنیم 😂 بدبختا رنگ به رخساره نداشتن فک کردن میخایم جداشیم 😐 بعد دیگه عکسه سونو نشون دادیم گفتیم خونوادمون ۳تایی شد 😁
خونوادهی خودمم تولده مامانم بود عکسه سونو رو گذاشتم داخل باکس کادوش😎
من خودم زنگ زدم بابام گفتم داری بابابزرگ میشی😐 الان ک فکر میکنم میبینم چقدر پررو بودم چجور خجالت نکشیدم بهش گفتم😐😂😂😂
من بعد سونو زنگ زدم ب مامانم ک حامله ام
میگفت برو بابا اشتباهه چجوری میشه همینجوری کاری نکنی حامله شی😂😂😂 انگار هرشب تو اتاق ماست 😂
نگفتم هنوز تا قلبش تشکیل بشه به امید خدا
موقعی که فهمیدم باردارم هم مامانم کربلا بود هم مادرشوهرم
یه جعبه چیندم با بیبی چک و یه سرهمی وقتی اومدن تقریبا اولای ماه سوم بود دادم به مامانم
به خواهر شوهرمم قبلا گفته بودم
اون به خانوادش گفته بود 😅
ای وی اف بودم مامانم از اول در جریان بود
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.