۱۲ پاسخ

من حقوق شوهر دست خودمه هر چه میخوام میخرم حتی برای شوهر و بچه هام هم خودم لباس میخرم اگه ببینم لباسشون کهنه شده میگم بیا بریم لباس بخر اونم میگه عههه واقعا فلان چیز نیاز داشتم😅

ی چنتا چیز هس ک هیچکدوم نگفتن

دوری از شوهر اونم ماه ب ماه سردی میاره

اول زندگیتونه اون میخواد تو زیر سلطه اش باشی تو میخوای باشه

اون کهنه هارو یکی یکی بنداز دور

هر مردی قلقی داره
من شوهرم بعد ۵سال اسم پول ماهانه میارم تاول میزنه هرچند لباس میخره اونم ن زیاد شاید سالی یکی دوبار هر وقت برم بازار یا ازش دور باشم زنگ میزنم میگم یکم پول بریز برام
اگرم دیدی نمی‌نمیریزه وقتی هست ببرش فروشگاه همچی بخر


از همه مهمتر اگه میتونی پیشش باش دوری خیلی بده
سیاست زن فقط ایناس

صبر سکوت محبت ب همسر فقط

لازمه خودش ازت ب ﭘرسه كه ﭼـي لازم داري يا خودش بت ميده براي لازمي كه داريد لازم نيست تو بش بگلي

من پول کارشو بهم میده حتی پول سیگارشو از من می‌گیره مگیه واسم پول بزن فلان چیزو بگیرم

مگه نمیگی لباس ها از دوران عقد اگر واقعا کهنه شده بندار بره

کمد رو خلوت کن بعد جدید بخر

وقتی کمد پر هست خب میگه میخوای چه کار

باید لحنتو با ناز کنی و با سیاست بهش بگی...مثلا لحنتو بچگونه و نازک کن بگو شوشو امروز یه لباس دیدم مطمعنم تنم ببینی خیلی ذوق زده بشی ولی حیف نتونستم بخرمش خانومه میگف شوهرت ببینتت تو این لباس چندباره عاشقت میشه...اینجور فکرشون درگیر میشه احتمال زیاد برات پول بزنه...یا اینکه بگی امروز خیلی هوس مثلا اجیل کردم حرفی از پول نزن ..اگه شوهرت ادم فهمیده ای باشه میفهمه ک تو داری غیرمستقیم ازش درخواست میکنی...کلا مردا از زنای لوس و باعشوه و ناز بیشتر خوششون میاد تا زنای بی سیاست و خشک و تندزبان...من خودم هروقت با ملایمت رفتار میکنم هرچی میخام برام میخره هروقتم رک و بدون هیچ زمینه سازی ازش درخواست میکنم احتمالش پایینتره قبول کنه🤣

نیازی به گفتن نیست ک
منو شوهرم توافق کردیم چونکه خانوما ماه ب ماه یا هفته ب هفته نیازهایی دارن ک‌ممکنه نخوان بیان کنن برای مرد
یکم ب یکم حقوق گیرش میاد مبلغی برای من می‌ریزه
مخارج خونه هم ک‌ زمانی مرخصی هست به اندازه تا وقتی برگرده خرید می‌کنه میمونه یه تره بار و نان ک روزانس اونم پول نقد می‌زاره خونه از اسنپ سفارش میدم

از من ب تو نصیحت بچه نیار بزار ببینی آینده چی میشه بزار ببینی مردت مرد میشه یا ن و دو ماه بعد عروسی حامله شدم همشم غم غصه اشک اوووو داستانش طولانیه ولی اشتباه منو تو نکن

من ک بی عرضه دنیام هیچ کاری بلد نیستم

توهم خودتو کوچیک نکن ببین کاری بلدی تو خونه بشه انجام داد از اون کم کم درآمد داشته باش

میدونی چیه طلا داشتم برد فروخت گفت لیاقت طلا نداری ماشین ب اسم من بود برد فروخت گفت نمیخام مالم ب اسم تو باشه سر اون من ازش چیزی نمیخام فقط میخام شغلی یاد بگیرم ک سرمایه اولیه نخاد نمیدونم‌از کجا شروع کنم دلم ب حال خودم میسوزه همه دورمن ولی از همه جا تنهاتر منم ن حرف دلم میتونم بگم ن چیز دیگه فقط بخاطر پسرم ک ازم نگیرتش اشتباه کردم باز خام شدم بچه آوردم حالا غصه اونم ولم نمیکنه کاش خدا ی راه نجاتی بزاره جلوم

من شوهرم نیست و عسل میخاستم وقتی زنگ زد تازه رفته بودم کالا برگمونو دادم مغازه یکمم مغازه گردی کردم یه سال و شلوار هم دیدم که قیمتش دوتومن میشد و نقد حالا دیروز زنگ زد بعد سلام و احوالپرسی بهش گفتم که دیدم و خوشم اومده عسل میخام میگه خوبه تو بری مغازه پول تو کارتات نمیمونه و ناراحت شده که چرا همش میگی لباس لباسای داخل کمدت چین پس آخه همشون تابستانی و دوساله لباسام از جهیزیه و رنگشون رفته میگه تو اون همه لباسو چیکار میکنی بعدش هم ناراحت شد و قطع کرد بد گفتم بنظرتون؟

سوال های مرتبط