۱۰ پاسخ

دختر منم از تابستون همینه .وسطا خوب شد دوباره شروع شد سر لباس پوشیدن بهانه میگیره بخدا میخوام برم جایی استرس میگیرم .اونروز رفتم خونه ی دوستم نبردمش گذاشتم پیش مامانم چون لباس کهنه هاشو میخواد همه جا بپوشه .حتی سر این قضیه بد جور دعواش کردم لکنت گرفت .دیگه کاریش ندارم
خلاصه که گذراست باید یه جور مدارا کنیم بگذره
بعد چهار سال فک کنم یکم بهتر بشه

اقتضای سنش هست عزیزم
بنظرم نذار عذاب بکشه به حرفش گوش بده یه جاهایی یه جاهاییم سعی کن متقاعدش کنی که هیچ اشکالی نداره مثلا لبسات یه کم خیس بشه یا لک بشه

بنفشه طبیعیه بنیامین هم همبنه خیلی چیزا ایراد میگیرن بشه پنج شیش سال بهتر میشن

اگه چت جی پی تی داری اینارو به چت جی پی تی بگو و بگو یه قصه اموزنده برات بسازه اون قصه رو هر روز واسه دخترت تعریف کن

دیگه براش میوه نیار هر وقت تو رو زد بگو دست برای نازی کردن و بغل کردنه نه زدن

اینجور وقتا قاطع باش بگو همینه اگه میخوری میارم اگه نمیخوری نمیارم اگر هم گریه کرد نباید بهش توجه کنی بی تفاوت به کارای خودت برس

طبیعیه ولی قبل انجام دادن هر کاری ازش نظر بگیر اینطوری راحت تر باهاش کنار میای مثلا اگه میخوای بری خرید قبلش ازش بپرس دوست داری بریم خرید یا نه کدوم لباسودوست داری بپوشی بریم یا صبح بگو صبحانه چی میخوری یا چه میه ای میخوری بیارم

دیگه دختر قر وفرش دختر منم همین دیگه ازادش گذاشتم تو انتخاب لباس میرا تو کمدش میاره ست میکنه می پوشه

شاید چون مریض بوده اینجوری شده یا قبل مریضیش اینجوری بوده؟

تو این سن همین جوری هستن پیر منم دقیقا همین مدلی هست با این تفاوت که به داداش کوچیکش هم میگه دست به هیچی نزن

سوال های مرتبط

مامان ماه گل مامان ماه گل ۳ سالگی
مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۴ سالگی
بچه ها میشه راهنماییم کنید،من سر باران واسه لباس پوشوندن و دارو دادن اصلا مشکل نداشتم همیشه باهاش حرف میزدم همکاری میکرد ،وقتی نوزاد هم بود مشکلی نداشتم اما سر بهار واقعا از تعجب دارم شاخ در میارم ،به شدت حساسه واسه کوچکترین چیزی که بشه گریه می‌کنه ،دیگه هر بار می‌خوام لباسش رو عوض کنم استرس میگیرم ،دارو هر وقت بهش میدم با بدبختی میدم هر چی بازی میکنم هر چی میخندونم فایده نداره آخر سر انقد جیغ میزنه و گریه میکنه صداش میگیره و به سرفه میفته ،حتی واسه آزمایش هم طرف اصلا آمپول رو بالا نیاورده بود که بزنه فقط دنبال رگ میگشت انقد گریه کرد که سیاه شد ،باران یه صدا میداد و تمام،واکسن که میزنم براش نور علی نوره ،از وقتی که سوزنو میزنن تا یکساعت بعد گریه میکنه و هق هق میزنه ولی باران انقد آروم بود بهداشتیا میگفتن خوشبحالتون چه بچه ی ارومی،تو پنج روزگی که تست خون ازشون میگیرن بهار انقد ترسیده بود اصلا خون در نمی اومد بمیرم براش بیست بار یارو رو زدن به پاهاش،اصلا خیلی خیلی بچه ی حساسیه ،بچه های شمام همینن؟راهکار دارید واسه عوض کردن لباس و دارو دادن؟