۱۲ پاسخ

همین کارت باعث حسادت اولی به دومی میشع من وقتی دومی بدنیا اومد اولی دو سال یازده ماه داشت یه بار نشد بچه رو بزنه یا بیدار کنه چون مرکزتوجه خونه سامیار بود تا یک ماه هر روز براش کادو میگرفتیم حتما نباید بزرگ باشه یه جعبه از این ماشینای کوچیکگرفتم روزی یه دونه رو میدادم بهش ازش کمک میخواستم سامیار پوشک داداش شاهان میاری مامانی مراقب داداش باش من اب بخورم وقتی میخواست بغلش کنه ما تو قنداق سوئیسی میدادیمش بعلش راحت تا الان من نه حسادت دیدم ازش نه زدن اگه کوچولویی گریه میکرد بزرگی هم همراهش گریه میکزد شوهرم هر جمعه ک وقتی خونه بود دوتایی پدر پسری میرفتن پارک خانه بازی شامم بیرون میخوردن برا ماهم میخریدن میاوردن خلاصه هیچوقت نزاشتیم احساس کمبود کنه ک داداش دار شده الان تا از مهد میاد هموبغل میکنن نزن گناه داره بخدا ما با ذوق به همه تعریف میکردبم سامیار شیر داداشوو اورده سامیار پوشک اورده لباسش انتخاب سامیار

مامان من بوددوتا میزد تو گوشتون میگفت اعصاب نداشتی غلط کردی بچه آووردی
تا هیچوقت دست روبچه بلند نکنی،تاوقتی رو خودتون کنترل اعصاب نداشتید نباید اقدام به دومی میکردی چرا میزنی بچه رو؟؟؟؟

عزیزم هر دو دخترن؟
بزرگه چند سالشه؟
خیلی شرایطت سخته، خیلی دیدم مامانای دوفرزندی مث شما میشن، نمیشه هم فقط شعار بدیم خودتو کنترل کن، برا توام سخته و غیرقابل تحمله شرایط ک اینجوری شدی دیگه😥 فقط از خدا میخوام کمکت کنه

اون طفل معصوم که نمی‌فهمه گناهی نداره تقصیرش چیه تقصیر شماست که ی بچه دیگه آوردید سخته ی دونه ش هم اعصاب فولادی میخواد ولی دیگه شده باید مسلط باشی کتاب تربیت بدون فریاد رو بخون و یک سری کتابهای کنترل خشم

روزهای سختی داری میگذرونی خدا کمکت کنهه

فکر کنم دختر بزرگت همسن دختر منه ببین منم اولش همین مشکل داشتم خیلی اذیت بودم تا اینکه به بیخیالی زدم و رفتارم عوض کردم
من به دختر بزرگم مسئولیت دادم مثلا برو پوشک اجی بیار این بنداز دور شبشه خواهر بیار یا حواست به اجی باشه
بعد مدام میبوسمش باهاش حرف میزنم دوست داشتن خواهرش بهش میگم
از سمتی دادم چندساعتی از روز پیش باباش باشه کلا رفتارش تغییر کرده و من راحت شدم

اصلا نزن بچه رو قشنگ بهش بهفمون یه چیزی که دوست داره واسش بخر بگو خواهرت خریده اگه خواست بوسش کنه بگو ممان دستش بوس کن آروم خواهرت خوابه خودت بدش بغلش بگو نمیشهه تو بدون اجازه برداری هروقت خواستی به من بگو
من خودم بچم 4سالشه کوچیکه دوسال ولی بیشتر حواسم به بزرگ هست اذیتش نمی کنه

همون میزنیش که اینطور می‌کنه
دختر منم همینطور بود
الان نمیزنمش و هی آروم تذکر میدم و بیشتر حواسم رو دادم بهش بهتر شده

دقیقا منم همینم دخترم همش بچه روبوس میکنه دستشومیکشه پاشو میکشه بی اجازه بلندش میکنه منم همش درحال دعوام باهاش😭😭

هعی خواهر روزای سختیه کشیدم وای خدا اصلا دلم نمیخاد اون روزا برگرده
الان یه کمی بهتره وله اوضاع همینه

😭😭😭😭تروخدا الان تحمل کن تا یه عمر راحت باشی الان سر لج بیفته و دیگه نمیتونی هیچوقت کنترلش کنی..

سخته میگی بچه پس اونم نمفهمه
کمکی نداری بخت کمک کنن
باید زیاد با بزرگه باشی بازی کنی

سوال های مرتبط