امروز بعد از گذشت ۱۵ روز که ما از واکسن یکسالگیمان قسر در رفتیم ما را بردند و و ان سرنگهای بدترکیبشان را به ما زدند
ننه مان مارا به دست پدرجانمان سپرد و خودش را درگیر این بازی نکرد و پدرمان خیلی از این جریان وااکسن ناراحت بود،و همیشه از دیدن واکسن زدن ما فرار میکرد
اینبار ان زن که شش ماه پیش به ما واکسن زد نبود، مکان تغییر کرده بود و عده ایی جدید که داشتند سرنگ دست گرفتن یاد میگرفتند آمده بودند تا واکسن ما را بزنند
ما در اغوش پدر بودیم ناکهان دیدیم یک زن سفید پوش چاق با لبخند امد سمت ما و در جلو چشمان ما داشت کاغذ سرنگ را باز میکرد و ما شروع کردیم به جیغ زدن
استاد این زن فربه به او‌گفت و‌این نکته را یادتان باشد که سرنگ را جلو چشم کودک باز نکنید
میخاستیم به انان بگوییم کاش اموزشهای لازم را از قبل به اینان میدادید و‌وقت ما را نمیگرفتید که دیدیم زن چاق به سوی ما امد و سرنگ را نزدیک دستمان برد و به استاد گفت اینجا محل مناسبی برای تزریق است؟؟
ناگهان ننه گفت اجازه بدهید خودشان بزنند شما ببینید، گویا اولین واکسن یکسالگیست که تزریق میکنید🙂
اینگونه شد که آنان فهمیدند ما ننه جدی داریم🦦
مسئول اصلی امد و واکسن دستمان را زد و ما اندکی‌گریه کردیم
اموزش واکسن روی پاآغاز شد
ناگهان ننه گفت
لطفا شما که دستش را تزریق کردید زحمت پایش را هم بکشید
و آنان فهمیدند ای دل غافل
این بچه را نمیتوان موش آزمایشگاهی کرد چون ننه اش کمی سلیطه و‌جدی به نظر میرسد🦦
انان رفتند
خلاصه واکسن‌پارا زدند و ما عربده هایی کشیدیم و به سرعت ساکت شدیم
چون ننه سریع به ما وعده ی میمی داد
ای بیچاره دلی که عاشق میمی است و دهانی که بخاطر میمی بسته میشود🦦

دوستدار‌شما نباتی میمی دوست🌸🍭👶🏻

تصویر
۱۷ پاسخ

عزیزم مبارکت باشه ♥️♥️چه ننه قدرتمندی👏👏👏
صدرا میمی نمیخوره و وقتی گریه سر میده با هیچی گول نمیخوره🥲🥲

عاشق هنر نوشتنت هستم😊

انشالله سبک باشه براش❤️

امیدوارم سبک باشه برات نبات قشنگم🧡🫂

مگه بچه ها تستتر هستن باید کار بلد باشن بزنن واکسن

چه متن قشنگی ننه

و من با خوندن این تاپیک تصمیم گرفتم ننه سلیطه ای باشم چون سلیطه ها رو دوست دارم 🦦🦦
درود بر نبات جونی و ننه سلیطش ❤️

عزیزم خوب کردی افرین بهت
با این کدو های ورق شده قراره چ ابتکاری ب خرج بدی🥰🥰

ای ننه 😅

وای منم واکسن هارو میزنم چقد خندیدم با این پستت
همیشه سرنگ رو باید دور از چشم نوزاد یا ختی بزرگشال از کاور در اورد چون استرس میده واقعا

درود بر ننه های سلیطه تا ابدددد

برای بچت همیشه سلیطه باش

درود بر تو ای ننه سلیطه😂😂

خودااا فندوق🫠کاش به ماهم وعدا می می میدادن یکم ذوق میموند برامون🤣😍

ویی ویی سَنَ قوربان😘😘😘😘😘🤣

عزیززممم توخیلی قوی هستی😍😍

عزیزممم😍😂

سوال های مرتبط

مامان نبات مامان نبات ۱۲ ماهگی
باید بگویم‌در آستانه ی یکسالگی چنان دهانی از ننه مان آسفالت کردیم در ۲۴ ساعت شبانه روز که نایی برای ادامه دادن ندارد
ما همچون یک کوالا چسبیده ایم به سینه های ننه ملن که گویی قرار است بعد از یک سالگی‌آنها را بکند و جلو سگ بیاندازد و ما دیگر آنها را نداشته باشیم، پس تا هنوز میمی ها سر جایشان هستند باید ازشان استفاده کنیم
ما با گفتن کلمه ی می به ننه فراخان میدهیم
تنها گفتن یکبار می کافیست
نباید بگذارد می دوم را بگوییم وگرنه قیامت میکنیم🦦
می اول را گفتیم ، بشمر سه باید در دهانمان باشد،شب و روز هم ندارد
یک هفته است تصمیممان در مورد میمی های ننه به این صورت شده،
او هم تصورش بر این است‌که دندان های آسیابمان در حال در امدن است و تنها مسکن برای درد میتواند میمی هایش باشد، ما هم از این فرصت سو استفاده میکنیم و ریق ننه را میکشیم🦦

بی صبرانه منتظریم که یکسالگیمان تمام شود و وارد عالم جدیدی از زندگانی و‌شرارت هایمان شویم
راستی برای جشن یکسالگیمان که قرار است سه نفره برگزار شود یک جوش مجلسی زیبا زده ایم که حرص ننه را در بیاوریم 😂

ننه کلا باید از هر چیز حرص بخورد، این پیام همیشگی ماست رفقا
مجال نفس کشیدن ندهید به این ننه ها
دوستدار شما نباتیه میمی دوست 🍭👼🏻🤍
مامان نبات مامان نبات ۱۲ ماهگی
سلام رفقا
آمدم از روند جدید رشد و زندگیمان برایتان شرح دهم
این روزها هیچ چیز نمیخوریم
اگر هم بخواهیم چیزی بخوریم حتما خودمان باید بخوریم، قاشق و چنگار را خودمان باید دست بگیریم،اخر ما یکسالمان شده و این ننه هنوز فکر میکند ما نینی هستیم،اینان باید بفهمند ما میخواهیم‌مستقل باشیم🦦
اما در‌کنار مستقل بودن چیزی که برایمان بسیار اهمیت دارد این است که ننه اصلا از کنارمان جم نخورد و قوت غالبمان شیر ننه باشد ، حتی اگر نخوریم گاهی برای ارامشمان باید پستان در دهان ما باشد مخصوصا قبل خواب شب🦦
این شرایط حقیقتا خودمان را هم اذیت میکند
هم میخواهیم مستقل یودن خودمان را بع رخشان بکشیم
هم دوست نداریم این عدم اتصال به ننه را،او همیشه باید به ما وصل باشد!

دیگر بخواهم از احوالات این روزها بگویم این است که به قول ننه مثل طوطی هر چه میگویند را هر چند غلط تکرار میکنیم و کلی کلمات جدید بلد شده ایم که نمیدانیم کاربردشان‌کجا و کی است،فقط بلغور میکنیم!
عاشق رقصیدن هستیم
مادربزرگمان ما را جمیله خطاب میکند و ما قر کمر را بیشتر میکنیم،و جدی تر با اخم و لبهای لوله شده شروع به ادامه ی رقص میکنیم بعد از شنیدن این کلمه

با وجود اینکه زندگی ننه را مختل کرده ایم،اما خواب شبمان کماکان راس ساعت ده نهایتا ده و نیم برقرار است

راستی هنوز واکسن یکسالگی را نزده ایم و از این بابت خرسندیم🦦

رفقا شما در چه حالید؟وضعیت خواب و خوراک و روابطتان با ننه ها؟

دوستدار شما نباتی جمیله🧚🏻‍♂️
مامان نبات مامان نبات ۱۲ ماهگی
رفقا جان سلام
احوالتان چطور‌ است؟
ما حالمان حال عجیبیست
چند وقتیست از صداها میترسیم و بعد از شنیدن صداهای عجیب مثل ماشین و موتور و در خانه و … به سرعت میدویم و خودمان را میچسبانیم به نقطه ی امن
اگر ننه دم دست باشد کمرمان را میچسبانیم به او اگر پدرجانمان باشد اولویت پدرمان است اگه هیچکدام‌در دسترس نباشند کمرمان را میچسبانیم به دسته‌ مبل، مهم این است که از پشت به یک چیز بچسبیم و در امان نگهداریم خودمان را.
این روزها اشتهای غذا خوردن نداریم،فقط می طلب میکنیم،
شبها هم با می خوابمان میبرد
شیر شب را هم دلمان میخواهد بیشتر بخوریم و هی بیدار میشویم و قیامت میکنیم تا ننه بیخیال قطع کردنش شود،ما اگر میخاستبم شیر شب نخوریم همان ۶ ماهگی تسلیم میشدیم
ننه به شدت نگران این جریان شیر شب ماست،و حس میکند دارد کاری را اشتباه انجام میدهد،اما حقیقت ان است که ما بیشتر از انکه در شب گرسنه باشیم و شیر طلب کنیم،استرس نبودن ننه است که مارا طالب می میکند!
شما رفقای‌من،وضعیتتان چگونه است در خصوص اصوات و شیر شب و تغذیه؟
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
پارت ۴۲
شاید با خود بگویید این که نشد قاطعیت.حق با شماست
گاهی در دنیای واقعی ما نیاز داریم بین چندچیز یک انتخاب داشته باشیم
من همیشه سعی میکنم از خودم بپرسم الان چه ارزشی رو میخوام به پسرم منتقل کنم؟
به او عملا یاد میدهم زود ناامید نشود.شاید این یکی از بهترین فرصت هایی است که میتوانم هنر مذاکره را به او آموزش دهم
به هر حال به جز در زمان هایی که آگاهانه تصمیم داریم ارزش خاصی را به فرزندمان منتقل کنیم اجازه نداریم از حرف مان پایین بیاییم
آرامش بچه ها منوط به داشتن والدین آگاه و قاطعی است که کاملا قابل پیش بینی باشند.در این صورت فرزند ما خیلی زود خواهد فهمید ما از چه چیز خشنود و ناراحت میشویم.حتی خود ما هم از ارتباط با آدم دم دمی مزاج لذت نمیبریم.چون نمیتوانیم عکس العمل آن ها را در شرایط مختلف پیش بینی کنیم
فرزند ما اگر بداند میتواند با اسباب بازی هایش به راحتی بازی کند و نگران ریخت و پاش نباشد اما در حضور مهمان اجازه آوردن اسباب بازی به داخل سالن ندارد خیلی راحت میتواند تصمیم بگیرد
اما اگر یک روز او را به خاطر آوردن اسباب به سالن پذیرایی سرزنش کنیم و یک روز او را آزاد بگذاریم و بگوییم بچس،عیبی نداره ،با ایجاد تناقض فرزند خود را سردرگم کرده و او نمیداند بلاخره میتواند در سالن بازی کند یا نه و به احتمال زیاد گزینه ساده تر را انتخاب میکند
این مثال را در تمامی زمینه ها به یاد داشته باشید
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
پارت سوم
وقتی ما با فرزندان خود درباره احساساتشان صحبت میکنیم و احساسات آن ها را به رسمیت میشناسیم یا هنگام صحبت کردن آن ها، با دقت کامل به آن ها گوش میدهیم، فرزندانی با هوش هیجانی بالا که میتوانند احساسات خود و دیگران را درک کنند، تربیت میکنیم.
وقتی فرزند ما با ترسی مواجه میشود ، نوع برخورد ما میتواند آن ترس را به تجربه ای گذرا تبدیل کند یا آن را به نوعی اضطراب ماندگار
ما میتوانیم با رفتار خود تجربه ی غذا خوردن را به یک فرایند شیرین و لذت بخش تبدیل کنیم یا با رفتارهای غلط خود و ایجاد تجربه هایی خاص، مغز او را شکل داده و از کودک خود یک بدغذای حرفه ای بسازیم.

یادمان باشد هر آنچه بر ما و فرزند ما میگذرد، رشد و تحول مغز هر دوی ما را تحت تاثیر عمیق قرار میدهد
ما میخواهیم کاملا آگاهانه، اتفافات روزمره ی فرزندانمان را به فرصتی برای رشد و شکل دهی مغزشان تبدیل کنیم.
با شکل دهی صحیح ،مغز فرزندمان درست کار میکند و این یعنی خوب تصمیم می گیرد، با مشکلات مواجه میشود و به دنبال راه حل مناسب می گردد.در ارتباط با خودش و دیگران به شیوه صحیحی برخورد میکند و این دقیقا همان کاری است که ما به عنوان پدر و مادر وظیفه داریم انجام دهیم.
یعنی کمک کنیم مغز فرزندمان به طور کملا هماهنگ کار کند.
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
پارت ۱۹
ما بارها به فرزندانمان می گوییم که به ما اعتماد کنند و همه مسائل خود را با ما درمیان بگذارند ولی در عمل چنین اتفاقی نمی افتد.
متاسفانه نه تنها کودکان راز های خود را با والدین در میان نمیگذارند، مراقب اند والدینشان پی به رازهایشان نبرند.
مطمئنا یکی از دلایل آن این است که ما مهارت کافی در ارتباط برقرار کردن با کودکانمان را نداریم
-مامان بزرگ منظوری نداره..خیلی هم دوستت داره
-بابا که حرفی نزدن..تو اینقدر زودرنجی..

او به مرور زمان ترجیح میدهد که حرف هایش را با شما در میان نگذارد.
وقتی ما مسیر عصبی درک و تایید احساسات فرزندمان را در خود ایجاد کنیم با جملاتی مثل
یه زمین خوردن ساده که این همه ناله و شیون نداره
اخه یه بادکنک ترکیدن این همه گریه داره؟ مثل بچه ها نشستی داری گریه میکنی..یکی دیگه شو میخریم
اینطوری یاد میگیری چهارچشمی مراقب وسایلت باشی
خداحافظی خواهیم کرد.
تایید احساس کودک حاوی این‌ پیام است که ما تو را همین طور که هستی دوست داریم:
خیلی درد داشت مگه نه؟
تو اون بادکنک رو خیلی دوست داشتی...
اصلا فکرشم نمیکردی سینا دستکشتو پاره کنه...چه ناراحت کننده

میتوانیم به راحتی ارتباط عمیق تری با فرزندمان برقرار کنیم
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
پارت ۳۲
تکه هفتم " حتما در خانه قوانین مشخصی وضع کنید"
داشتن قوانین در خانه حیاتی است.شناگری را در نظر بگیرید که تازه شنا کردن را آموخته.اگر به او بگویند قسمت عمیق و کم عمق آب نشانه گذاری نشده، شناگر احساس ناامنی میکند و ممکن است از شنا کردن در آن استخر صرف نظر کند.
کودکان ما هم نیاز دارند چهارچوب های مشخص و البته محدودی را در زندگی تجربه کنند‌.این چهارچوب ها به آن ها احساس امنیت میدهد.
اما چند نکته مهم در مورد قوانین:
▪︎وضع قوانین تا حدود چهارسالگی، تقریبا یک طرفه و از سوی والدین است اما با ورود به دنیای استقلال چهارسالگی، برای اینکه او را ترغیب به رعایت قوانین کنیم باید برخی قوانین را با تبادل نظر با خود کودک وضع کنیم.
▪︎تعداد قوانین نباید زیاد باشد. زیاد بودن قوانین همان قدر مضر است که نبودن قوانین.
▪︎همانطور که گفتیم در هر شرایطی باید دو پیام را به فرزندمان منتقل کنیم:
درکت میکنم و در کنارت هستم.باید مراقب باشیم نگاه از بالا به پایین نداشته باشیم.هر چه ارتباط عاطفی ما عمیق تر باشد کودک بیشتر به قوانین احترام میگذارد.
▪︎همه اعضای خانواده باید به قوانین عمل کنند.وقتی قانون برای همه باشد کودکان بیشتر تمایل به رعایت دارند.
▪︎اگر قانونی وضع میکنید، مقتدرانه باید به آن عمل کنید.اگر دیدید قانون کارایی لازم را ندارد انعطاف پذیر باشید و قانون رو تغییر دهید.

یادتان باشد هدف ما از وضع قانون ایجاد امنیت و آرامش بیشتر است اما بعضی قوانین، بیشتر از آن که آرامش ما را تامین کند، باعث ناراحتی و دلخوری و کشمکش در خانه ی ما میشوند.
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
پارت نهم
چه چیزی باعث میشود در عمل نتوانیم احساس کودکمان را تایید کنیم؟
ما میترسیم احساس کودکمان را تایید کنیم.چون نگرانیم آن ها با تایید احساسشان پررو شوند و اوضاع بدتر شود.از این رو طبق ساده ترین راهی که به ذهنمان می رسد عمل میکنیم.روشی که دائما از کودکی تا همین حالا با ما برخورد شده است.اغلب ما با این روش ها بزرگ شده ایم.
مطمئنا هیج عجیب نیست که در همدلی و تایید احساس فرزندانمان مهارت نداشته باشیم و ناخواسته و بارها و بارها آن ها را به رگبار انکار و سرکوب و کنترل ببندیم.ما انتخاب میکنیم فرزندمان، طبق خواسته ما عمل کند.این راه حل، ساده و همچنین کم دردسرتر است.
متاسفانه ما غافلیم که این تصمیم ما چه نتایجی در پی خواهد داشت
ما غافلیم که با انتخاب روش کنترل از بیرون فرزندمان، چه فرصت مهمی را برای رشد مغز او از دست می دهیم.
ما میتوانیم با استفاده از رویدادهای ساده روزانه و تبدیل آن ها به فرصتی برای رشد کنترل گر درونی فرزندمان را فعال کنیم و با تحمل سختی کوتاه مدت، آسوده خاطری خود و فرزندمان را در دراز مدت تضمین کنیم.
برای رسیدن به این هدف باید صادقانه پذیرای احساسات فرزندانمان باشیم و آن ها را تایید کنیم.
چگونه؟
برای تایبد احساس فرزندمان باید با او هم دل شویم.
در دل فرزندم چه میگذرد؟
همدلی یعنی درک کردن آنچه دیگری در دل دارد و همدلی با کودکان به زبان ساده یعنی در هر ارتباطی با فرزندمان دو پیام را منتقل کنیم
درکت میکنم
درکنارت هستم
همدلی یک مهارت است پس اگر بلد نیستیم همدلی کنیم( که اغلب بلد نیستیم) جای نگرانی نیست چون با تمرین کافی میتوانیم.
همدلی یکی از موضوعاتی است که به شدت روی آن توهم دانش وجود دارد.یعنی اغلب افراد با اینکه بلد نیستند همدلی کنند، فکر میکنند بلدند.
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
پارت دوم
" مغز فرزندتان را به شکل دلخواه بیارایید"
اگر قرار باشد در یک جمله به سوال چگونه مغز شکل میگیرد ؟پاسخ دهم، خواهم گفت ورودی های مغز، آن را شکل میدهد
تمام ورودی های ذهن یعنی تمام آنچه می بینیم و می شنویم مانند انواع موسیقی ها و صداها، مهمانی هایی که شرکت میکنیم، کتاب هایی که میخوانیم، نوع برخورد دیگران با ما، روش تربیتی که دریافت میکنم و ارتباطی که با دیگران برقرار میکنیم عمیقا بر مغز ما تاثیر میگذارد
در واقع هر ورودی که خواسته یا ناخواسته وارد ذهن ما میشود مغز را شکل میدهد و درنتیجه عملکرد ما را به شدت تغییر میدهد.
به همین دلیل است که وقتی فرزندمان کارتن های خشن میبیند، به مرور زمان دچار رفتارهای پرخاشگرانه و اضطراب میشود.
نوع ورودی، تاثیر ویژه ای بر شکل گیری مغز دارد و تکرار میتواند این تاثیر را عمیق تر کند.
مغز هر نوع ورودی را بدون تحلیل و تشخیص ثبت میکند

همه این ها در کنار هم میتواند نقش والدین در شکل گیری مغز را روشن کند.
یعنی علاوه بر ساختار اولیه مغز که با تغذیه و خواب مناسب رشد میکند، برخورد و رفتار والدین در هر شرایطی تاثیر فراوانی بر شکل دهی مغز و در نتیجه شکل دهی شحصیت فرزندان دارد و میتواند آن ها را قوی و موفق یا ضعیف و شکست پذیر کند.
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
پارت ۲۳
تکه دوم : " منظور خود را کوتاه و ترجیحا در یک کلمه بیان کنید
کودکان هیچ حوصله و تمایلی برای شنیدن سخنرانی های طولانی ما ندارندمتاسفانه ما عادت داریم زیاد و به وفور حرف بزنیم.شاید به این دلیل که خوب حرف زدن خیلی راحت تر از خوب عمل کردن است.
فرزند ما در ابتدا خصوصا هنگامی که مرتکب اشتباهی شده و در حال موعظه هستیم ممکن است از صحبت های طولانی ما برنجد یا حتی از حرف های ما به گریه بیفتد.اما به مرور زمان راه بهتری انتخاب خواهد کرد.او خیلی زود یاد میگیرد که حرف های ما را نشنود.با حرکات صورت و چشم و ابرو متوجه بی تفاوتی او خواهید شد.یا حتی ممکن است کمی جسارت به خرج بدهد و بگوید : وای چه قدر غر می زنی
فرزند ما با وجود تذکرهای متوالی و تلاش های ما، منظم تر نمیشود.با اینکه دوازده ساله شده هنوز در حال جمع کردن لباس ها و وسایل شخصی اش از گوشه و کنار منزل هستیم
واقعیت علمی حاکی از آن است که کودک ما فقط ابتدای حرف های ما را میشنود.به ادامه ی آن توجهی نمیکند.
مغز در حال رشد کودک ظرفیت محدودی برای پردازش کلمات دارد.ممکن است منظور اصلی شما بین کلماتی که به کار میبرید گم شود
پس بهترین راه کوتاه و ساده صحبت کردن است
🚫من از صبح تا شب دارم لباس های تو رو از گوشه و کنار خونه جمع میکنم.از صبح تا الان یک لحظه هم ننشستم.من آدمم استراحت لازم دارم.اگه یک بار دیگه این بی نظمی ها رو ببینم نمیذارم کارتن ببینی
✅ پسرم لباسات