۶ پاسخ

حسابدارم فقط۲۰روز نرفتم قبل زایمان تا۱۳روزگی اریا
حسابدار طلافروشیم بخاطر قیمتا خرید و فروش خیلی کم شده اگرنه اصلا نمیرسیدم
هفته ای دوروز میرم
شوهرم میبره میاره اریارو نگه میداره
اریا پدرسوخته بازی درمیاره جیغ میزنه اونجا
خلاصه خیلی سخته
شوهرم غر میزنه حقوق کم میده همونم همه رو خرج زندگی میکنم از بس گرونیه.هرماه نه مثلا یدفه لازم میشه وام درومد خاستیم ماشین بخریم کم داشتیم کل حقوقام گذاشتم😭
صابکارمم غر میزنه کم میای فلان در کل شرایط بدیه
هرچیم میگم یکیو بگیر من نمیخوام بیام نمیشه میگه من زندگیم به کی بسپارم

حسابدارم و یک هفتست میرم سرکار بچمم پیش مامانمه و خیلی سخته

کیک خانگی کیک تولد میپزم خامه ای و فوندانت قبلا کافه قنادی داشتیم جمع کردیم تو خونه میپزم

دانشجو معلمم
پرستار گرفتم واسه نلین ۸ ساعت در هفته کلاسای تدریسمه
گاهی هم واسه کلاسای خودم مامانم نگه میداره
آسون نیست همراهی میخواد اگه همسر همراه داشته باشی خوب میشه

من از ۲ماهگی رفتم سرکار و واقعااا پدرم درومده🤣

من
معلمم
از ۹ ماهگی لیام یعنی از اسفند مرخصیم تموم میشه و باید برگردم سرکلاس
خوبیش اینه که ساعت کارم کمه و ۴ روز در هفته کلاس دارم
ولی خب در کل سخته دیگه
از الان غصه ام گرفته برای جدایی از پسرم
چند ماه و قراره مامانم بیاد پیشش
از مهر سال آینده هم خدا بزرگه. اگر مامانم شرایطش و داشته باشه که خودم واقعا ترجیحم اینه مامانم بیاد و اگر شرایطش و نداشته باشه مجبورم مهد بذارم

سوال های مرتبط