سلام خانوما‌ امیدوارم حال خودتون و تو دلیتون خوب باشه 🙂❤️
من توی37 هفته و 2 روز زایمان کردم و وزن بچم 2900 بود
ساعت 7 عصر دل درد و کمر درد داشتم ولی خیلی کم حس میکردم بخاطر خستگیه تا ساعت 9 صبر کردم ول میکرد و می‌گرفت ولی بازم زیاد نبود قابل تحمل بود ساعت 10 رفتم بیمارستان معاینه کرد گفت 3 سانتی برو دیر تر بیا رفتم خونه تا ساعت یک و نیم صبر کردم دردام بیشتر شده بود نمی‌تونستم دراز بکشم و در فقط راه میرفتم رفتم بیمارستان معاینه کرد گفت 5 سانتی تا 6 سانت نشی بستری نمی‌کنیم توی بیمارستان راه رفتم تا ساعت 3 معاینه کرد گفت 7 سانتی بیا کارای بستری رو بکنیم تا سه و نیم طول کشید دردام زیاد شده بود و دیگه راه رفتن هم برام سخت بود رفتم لباس پوشیدم و آماده شدم ، رفتم توی اتاق زایمان و روی تخت دراز کشیدم ماما اومد معاینه کرد کیسه آبم ترکید شروع کردم به زور زدن ساعت 4 و 5 دقیقه بچم به دنیا اومد 🙂❤️
بخیه زدن درد نداشت چون آمپول بی حسی زد
برش هم خوردم اما درد زیاد نداشت چون درد زایمان داشتم بعد به دنیا اومدن بچه همه دردام تموم شد سبک شدم یه چند بار ماساژ شکمی دادن خیلی هم درد نداشت قابل تحمل بود بعد یه ساعت بچه رو دادن شیر بدم دادم بعد منو بردن بخش ، بلند شدم رفتم دستشویی خودم تنها یکمم راه رفتم شب هم مرخص شدم اومدم خونه کارامو خودم میکنم دستشویی و دارو و کارای بچه همرو 🙂❤️
اونقدر ها هم ترسناک نیست و قابل تحمله بچه که به دنیا بیاد همه درداتون تموم میشه انگار نه انگار درد داشتین ، شما هم امیدتون به خدا باشه خدا براتون آسون می‌کنه امیدوارم به سلامتی نینی هاتون رو بغل بگیرین ❤️
اگر درد زایمان داشتید شربت خاکشیر بخورید باعث میشه رحم لغزنده بشه و بچه لیز بخوره زودتر به دنیا بیاد

تصویر
۱۱ پاسخ

مبارک باشه عزیزم
ولی برای هرکس متفاوته من مردم و زنده شدم🙂

مبارکه باشه عزیزم قدم نو رسیده😍😍😍❤


فقط،یه سوال پیاده روی رو از کی شروع کردی منظورم چن هفته ؟؟؟

منم طبیعی ام

بسلامتی عزیزم مبارک باشه
معاینه درد نداره؟

مبارکه عزیزم
واقعا تا 6 سانت بستریت نکردن؟
منو سه سانت بستری کردن

ازز من ب تو نصیحت زیاد نشین درسته میتونی اما استراحت کن من ۶ سال از زایمان اولم میگذره بخیه زایمان اولم بیشتر اذیت می‌کنه تا این یکی

مبارکه عزیزم
مرسی گلم از تجربت گفتی
راستش من خیلی میترسیدم خوندمش انگار یکم خوب بود برام

عزیزم 😍 انشاالله زایمان برای همه راحت باشه

عزیزم خداروشکر که زایمان راحتی داشتی بیمارستان دولتی بودی یا خصوصی چیکار کردی دردات شروع شد ؟
منم میخوام طبیعی زایمان کنم دارم وارد ۳۸ هفته میشم وزن نی نی هم داره میره بالا میخوام تو همین هفته زایمان کنم راهکاری دارین ؟

مبارک باشه بانو
إلهی شکر
جز اون عده خانمای خوش زایمانی ماشالا
برا. ماهم دعا کن ♥️

قبلش ورزش و پیاده‌روی هم داشتی یا نه

چه زایمان اسونی داشتی قدم نو رسیده مبارک گلم دست راستت سر همه ما
میگم خواهر من رو بچه اولش بودنی همون یکی دو سانت بود بستری کردن تا رحمش باز شه دو روز شد چطور تورو بستری نمی‌کردن قانون جدید بیمارستانه فداتشم

سوال های مرتبط

مامان 🍓Liana🍓 مامان 🍓Liana🍓 ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1


حدودا ساعت۶ صبح بود که دردام شروع شد در حد پریودی خیلی کم هر ۷ دقیقه یه بار ۶ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد گفتم حتما دردام تازه شروع شده تا ساعت ۳ بعد از ظهر صبر کردم و نرفتم بیمارستان ۳ ظهر وقت دکترم بود رفتم سونو بچه رو نشون بودم که گفت مایه بچه کمه بستری مینویسم ساعت ۵ رفتم بیمارستان بستری شدم معاینه کردن گفتن ۱ سانتی بعد از نیم ساعت گفتن ۲ هستی آمپول فشار رو زدن دردام شروع شد هر ۵ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد رفته رفته شدید تر شد هر ۳ دقیقه یه بار میشد اومد معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی گفت تا صبح شاید زایمان کنی رفتم دسشویی مدفوع داشتم رفتم دردام خیلی شدید بود مامانم هی کمرمو ماساژ میداد بعد یکم راه رفتم بعدش دوباره رفتم رو تخت که دردام قابل تحمل نبود خیلی زیاد شد زور اومد بهم زور زدم کیسه آبم پاره شد به مامانم گفتم نگاه کرد گفت همراه با خون هست رفت ماما رو صدا کرد اومد گفت بچه داره میاد مامانمو بیرون کردن اینم بگم نفس عمیق خیلی تاثیر داره تو زایمان حتما انجام بدین
مامان حسنا مامان حسنا ۱۲ ماهگی
مامان دلارام مامان دلارام ۱۴ ماهگی
سلام مامانا من اومدم تجربه زایمان براتون بگم خلاصه شو
من از پنج شنبه صبح بیدار شدم گفتم بزار چای با زعفران با خرما بخورم شاید دیدی دردام شروع شد 39هفته 3 روز بودم خوردم شب که شد دردام شروع شد و ب 5 دقیقه رسید ساعت 1 شب رفتم بیمارستان گفت هنوز 1 سانتی و بستری نمی‌کنیم میخوای برو نوار قلب بگیر بیار رفتم آبمیوه خوردم ساعت 3 رفتم نوار قلب خوب بودم ولی درد داشتم گفت برو ساعت 6 باز بیا معاینه کنم باز 6 رفتم گف 1 نیم سانتی وای خیلی حالم بده بود دردام ولی دهانه رحم باز نمیشد گفت بری خونه راحت تری اینجا اذیت میشی دیگه اومدم خونه یکم خوابیدم گفته بودن شب بیا باز انقد پیاده روی کردم رفتم تو وان 10 دقیقه نشستم با آب گرم خیلی خوب بود دردم کم میکرد دیگه از شدت درد ساعت 10 شب رفتم باز بیمارستان گفت 2 سانتی وای خیلی دیگه حالم بده بود گفت ساعت 5 صبح باز بیا بستری میکنیم دیگه اومدم خونه نمی‌تونستم دردام کنترل کنم ساعت 1 رفتم گف 3 سانت 40 درصدی زنگ زدن ب دکترم کف بستری کنید دیگه بستری شدم
بقیه پارت بعدی
مامان علیرضا و الینا مامان علیرضا و الینا روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان 😆

زایمان قبلیم تا ۸ سانت دردی نداشتم و‌ ماما که کیسه ابمو پاره کرد و امپول فشار زد دردم گرف اونم مثل پریودی فقط ۲ ساعت درد کشیدم تا بچم دنیا اومد
زایمان دوم فک میکردم مثل اولی باشه ولی خیلیییی بد بود 😢

یکشنبه درد داشتم رفتم بيمارستان گفتن ۲ سانتی برو دردات بیشتر شد بیا منم اومدم خونه شام نتونستم بخورم درد داشتم روز بعدم شوهرم نرفت سرکار ظهر دردام شدت گرفت رفتیم بیمارستان معاینه شدم ۳ سانت ولی خییلی درد داشتم
بستریم کردن ساعت ۳ بعدازظهر ساعت ۴ قرص دادن بهم دردام زیاد شد ولی پیشرفت نداشتم🥲تا ساعت ۷ که شیفت عوض شد دوبار معاینه شدم ولی کلا یکسانت بیشتر اضاف نشده بود شیفت بعدی هم یه قرص دیگه داد‌ دردام خیلییی زیاد شد طوری که به زور تحمل میکردم ولی دهانه رحم هنوز سفت بود ساعت ۱۰ دکتر گفت امپول بزنین درداش خیلیه تا به سرمم امپول فشار زدن کیسخ ابم پاره شد و حس مدفوعع شدید اومد سراغم ساعت ۱۱ بود که دخترم به دنیا اومد ولی بس زور زده بودم پاهام قفل شده بود نمیتوستم تکون بدم بخیه هم کم خوردم ولی رگ های پشت پام همش گرفته بود از درد پاهام نمیتونستم راه برم ساعت ۲ اوردنم بخش و روز بعد ساعت ۱۲ مرخص شدم


هنوز که فشار به پاهام میاد خاب میرن و درد میکنن و دکتر گفته عادیه چون اذیت شدی اینحوری شده کم کم درست میشه
مامان جوجه😘 مامان جوجه😘 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1
روز 16شهریوررصبح ساعت 6صبح از شدت درد بیدار شدم خلاصه درد داشتم راه رفتم تو خونه قرار بود عصر فیلم بردار بیادخونه خروج ازم فیلم بگیره ک بعد زایمان بیاد بیمارستان
خلاصه من تحمل کردم تا ساعت 3بعدازظهر درد هام هم میزد ب کمرم فیلم بردار اومد و رفت دیگ تحملم تموم شد
زدم ب گریه دیگ آماده شدیم رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت 3سانتی گفت برو دو ساعت دیگ بیا معاینه کنم
دیگ خلاصه من پله پایین بالا رفتم لبه جوب راه رفتم راه رفتم
خلاصه دردم هم می‌گرفت میزد ب کمرم
بعد معاینه کرد بستری شدم ساعت 10شب معاینه کرد ساعت 11بستری شدم
رفتم تو زایشگاه بهم نوار قلب وصل کردن خلاصه بعد نیم ساعت دکتر بیهوشی اومد اپیدورال زد بهم ماما همراه گرفته بودم خلاصه اومد شروع کردیم یکم ورزش کردن
ولی اصلا آمپول اپیدورال درد نداشت و درد هم نداشتم چرا داشتم ولی زود دردم تموم میشد مثل درد کاذب بود 4سانت بهم آمپول اپیدروال زدن دیگ ورزش میکردم معاینه کردن خوب پیش رفت کرده بودم موقع معاینه هم بی حس بودم شل می‌گرفتم قشنگ معاینم میکرد و باعث تحریک میشد از نظر خودم خلاصه کیسه ابم خراش دادن
دیگ ورزش کردم دوباره معاینه شدم گفتن بیاین ببرین رو تخت زایمان دکترم هم زنگ زدن اومد خلاصه ساعت 4رفتم رو تخت زایمان و 4و 45دقیقه زایمان کرده بودم خیلی زایمان خوبی داشتم
از بیمارستان و ماما و دکترم هم خیلیییی راضی بودم
حتما حتما زایمان طبیعی داشتین از آمپول بی حسی اپیدورال بزنین
انشاالله شماهم زایمان راحتی داشته باشین