تجربه سزارین پارت 2
درازکشیدم تا اون موقع ماما آومد گفت باید معاینت کنم سریعی بری اتاق عمل منم ترس داشتم گفت درد داره من نمیزارم 😂😂
بعد گفت با دست معاینه نمیکنم با یک پلاستیک مانند معاینه کرد خدایی درد زیادی نداشت
خلاصه معاینه کرد گفت کیسه آبت پاره نشد با اینکه من بلند میشدم بازم آب میومد ازم مامانم شوهرم گفتن این کیسه آبش پاره شد چطوری میگین پاره نشد گفت من معاینه کردم پاره نشده
بعد شوهرمو فرستاد تا تست کیسه آب بگیر بیاره برام ببین پاره شده یا نع
شوهرم رفت آمد منم تا اون موقع زیر آن اس تی بودم واسه ضربان قلب بچه خلاصه ماما دوبارع اومد بالا سرم گفت پاهاتون باز کن تقریبا یک چیزی شبیه گوش پاکن ولی بلند تر کرد داخل
بعد کرد داخل یک ظرف چند دقیقه بعد گفت کیسه آبش پاره نشده مارو مسخره میکنن
منم کمر درد داشتم نمیتونستم تکون بخورم گفتم من کیسه آبم پاره شد مسخره چی بعد گفت برو بالا اتاق مادر نوزاد
اثر انگشت اینا گرفتن رفتیم تا دکتر خودم بیاد
رفتیم بالا هم رسیدم انجوکتم کع وصل کرد از زایشگاه زنگ زدن بفرستین بیاد پایین تا اون موقع کع بریم پایین شوهرمو فرستاد لباس اتاق عمل بگیره کاری بیمه رو انجام بده منم رفتم پایین دیدم یک این ماما کع منو معاینه کرد داره با دکتر دعوا میکنن
به من گفت بیا درازبکش ضربان قلب بچه رو بگیریم
من درازکشیدم اینا صدا شون رفت بالا خیلی مادرشوهرم آمد داخل گفت اگه بچه ما چیزی بشه بیمارستان خراب میکنم رو سرتون 😂🤭
دکتر آمد بالا سرم گفت بخواب معاینه کنم گفتم من نمیخوام معاینه کردین

۲ پاسخ

بزار❤️

کدوم بیمارستان رفتی

سوال های مرتبط

مامان کوروش 🩵 مامان کوروش 🩵 روزهای ابتدایی تولد
مامان جوجه🩵 مامان جوجه🩵 ۱ ماهگی
مامان بردیا مامان بردیا ۱۶ ماهگی
پارت ،2دیگه هیچی معاینه کرد گفت یک سانت باز شده من درد نداشتم دیگه تا وقتی کارامو انجام داد کاغذ بازی اینا شد همون 2دیگه باز معاینه کرد گفت بریم زایشگاه باهمون یک سانت دیگه مادرم رفت تو استراحت گاه منم باماماخودم رفتم تو زایشگاه شانس خودم مامام همون شب شیفت بیمارستان بود دیگه هیچی رفتیم تو زایشگاه من رفتم تو اتاق مامامم رفت گفت تا 4 سانت باز بشه میام رفت بیرون اتاق ولی همونجا بود دیگه یه ماما دیگی اومد سرمو وصل کرد قلب بچه رو ازاون چیزا گذاشت که همجوری بزنه دیگه رفت من همجوری که دراز کشیده بودم هی درد داشتم کم دیگه تا ساعت 3ونیم بعد اومد دوباره معاینه کرد گفت شدی 3 سانت گفت رحمت خیلی خوبه نرم عالی دیگه رفت شد ساعت 4,20دقیقه اومد یه سرم زد گفت توش داروی آمپول فشار چون کیسه آب پاره باید زودتر زایمان کنی دیگه دیگه رفت من موندم با آمپول فشاردیگه کم کم هی درد می‌آمد فقط شکم سفت میشد کمرم درد میکرد تو کشام اینا فشار می‌آمد دیگه مامام اومد معاینه کرد گفت شدی 4 سانت دیگه بود نرفت دیگه منم هی دردا زیاد میشد تا ساعت 6
مامان محمد🌥️🤎 مامان محمد🌥️🤎 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی