میخوام پروسه ترک شیر دخترمو واس باقی مامانا بگم شاید سوال یکی باشه..من خودم این حرف ک کم کم حجمشو کم کن یا رقیق کن رو دخترم تاثیر نداشت اصلا..پاستوریزع هم دادم بجای شیر بدتر وابسته شد..کلا تصمیم گرفتم یهویی قطعش کنم..اشتهای دخترمم افتضاح بود هیچی نمیخورد وزنش هم کمه زیر ۱۱هست.اومدم از شب شروع کردم عصرش گذاشتم هروی دوسداشت شیر بخوره بعد دیگه ندادم اومدم شام دادم و یکم هله هوله .دم خواب گفت میمی اهمیت ندادم اب دادم بهش بعد یکسال گذاشتم رو پام خوابوندمش..اون شب تا صب خوابید..روز بعد کلی براش هله هوله و تنقلات خریدم اماده.صب گفت میمی ندادم..بجاش هله هوله تنقلات دادم..برام مهم نبود وعده ها اصلی بخوره یا نه فقط میخواستم فکر شیر نباشه این وسط به غذای بچه گیر ندید.اگه رانندگی میکنید بزارید تو ماشین ببریذ پارک دورش بزنید و مدام تنقلات بذید دورشم شلوغ کنید از بچه من روز اول رو کلا با بچه بیزون بودم مدام تنقلات میدادم میبردم پارک چنباری گفت میمی نق زد گوش ندادم همش دور زدن و بازی.شب هم رو پا‌خوابوندمش یبار گفت میمی شب خوابوندم .روز بعد تنقلات کمتر دور زدن کمتر خودشم کمتر گفت میمی..و به همین صورت تا الان روز چهارمه خداروشکر خوب شده کنار اومده..امیدوارم یه مادر استفاده کنه به کارش بیاد♥️

۳ پاسخ

و طفلی بیچاره پسر شیر خشکی من هیج اعتراضی نکرد بچم مظلومه دلم میخواد گریه کنم ب حالش به جاش تو شیشه بهش شیر پاستوریزه میدم

الان وقتشه با شیر گاومیش بیام‌خونتون 😁

خداروشکر که خوب پیش رفته

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز
مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ سالگی
وای چقد استرس کشیدم الان..واقعا حس یه مادر بی کفایت و بی عرضه رو داشتم و دارم..من واس پوشک گرفتن هنوز میکم زوده چون دخترم بلد نیست قبلش بهم بگه ولی وقتی کارشو میکنه میگه بهم ولی واس از شیر نگرفتنش بشدت عذاب میکشیدم .خودمم خسته و کوفته شدم از بس شیشع شیر شستم و شیر خریدم بخدا روم نمیشه دیگع برم داروخونه..از عصری هی اومدم چیز میز بهش دادم اول شام بعد دوتا خیار و بعد بسکویت و شیر پاستوریزه..بعد گفت میمی ینی شیشع شیرش .اومدم شیشع شیرش رو سرشو جدا کردم نیم ساعت پیش دادم دستش یکمم اب ریختم تهش ک عین لیوان ببینتش دیگه..ابشو خورد بماند ک همه جا خیس کرد بعد سر شیشع رو دید میخواس جا کنه جاش نمیشد چنبار گذاشت دهنش میک زد خوشش نیومد انداخت زمین..بعد گفت بستنی بده ندادم..اومدم گذاشتم رو پام خوابش برد اخع همیشه فقط با شیشع شیرش میخوابه از فردا شیر پاستوریزه میخوام بدم تو لیوان تا عصر برم واسش لیوان نی دار بگیرم..بنظرتون فردا باز گفت میمی همونحوری نشونش بدم شیشع شیرشو دیگع‌ترکش میکنه؟؟؟شب گریع کرد چجوری ارومش کنم؟؟یخورده راهنماییم کنید
مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۳ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم