۱۰ پاسخ

اخ جااانم کی بشه دندون های پندار بیینم

ای جانم

ای جونم مبارکش😘

مبارک باشه عزیزم

پسر منم دوتا از دندوناش دراومده
خیلی یهویی دراومد اصلا انتظار نداشتم الان دربیاد
دو هفته میشه دوتا صدفاش دراومده❤❤❤

ای جان دلم 😍😍مبارک باشه عزیزم

مبارکه عزیزم ❤️
پسر من هنوز دندونش درنیومده .. نمی‌دونم نگران باشم یا نه ؟

باه باه مروارید اش مبارک باشه
با همینا گازت بگیره

الهی 😍مبارکه
پاشو مامانی آش دندونی بپز برا پسرگلی

قویییی

سوال های مرتبط

مامان ❤️ائلوین ❤️ مامان ❤️ائلوین ❤️ ۶ ماهگی
تاریخ۱۴۰۵/۰۷/۱۷🥰😍
نمی‌دونم چرا هم ناراحتم ،هم خوشحال
ته دلم هم نگرانم ،هم شاد 🥹😍
نصف امسال رو باهم گذروندیم قلب من
پسر قشنگم ،خوش قدم و خوش شانس مادر
اولین پاییز زندگیت مبارک عشق مادر ،زندگیت مثل بهار زیبا وبا طراوت و شاداب و مثل تابستان پر بار و پر محصول باشه عزیزم
پارسال این موقع حاضر میشدم برای سونو آنتی ..و اولین بار چهره نازنینت رو دیدم و فهمیدم پسری ،، اول عشق دختر داشتم و حتی شنیدم پسری دلگیر شدم ، ولی الان میفهمم روح من و تو به خواست خدا در کنار هم قرار گرفته تا با هم مسیر تکامل رو پیش بگیریم ، ما نمی‌دونیم ولی کائنات و خالق کائنات دو روح رو برای رشد کنار هم قرار میده و تو و من باهم در مسیر تعالی و رشد قرار گرفتیم ،خوشحالم از این بابت که منو به عنوان مادر انتخاب کردی و امیدوارم مادری شایسته باشم 🥰
ولی دلگیرم🥲🥲🥺 از زمان که به سرعت میگذره و در کنار شادی بزرگ شدنت و سپری مراحل رشد تو ، از بزرگ شدنت حس ناراحتی میگیرم ،میگم این پاهای کوچولو که تا الان توان بلند شدن نداشتن ، این آخرین سالی هست که تو رختخواب نوزادی سر می‌کنه 🥹🥹🥹 ولذت این لحظه ها رو از دست میدم
از وقتی پا گذاشتی تو زندگیم ، دوباره فهمیدم میشه کسی رو بیشتر از خودم دوست داشته باشم ، زندگی و عشق من 😘😘🧿🧿💐💐💐
همیشه خواسته قلبیم این بوده دوستای خوبم که فعلا لذت مادرشدن رو‌نکشیدن به خواست خدا به زودی خبر بارداریشون رو بشنوم 🥹🥰🤲🤲آمین
مامان نلین مامان نلین ۸ ماهگی
اولین شب تولدیه که خوشحال نیستم، ذوق تولدم رو ندارم و نشستم دارم گریه می‌کنم…
درسته که توی این سال، شیرین‌ترین حس دنیا، یعنی مادر بودن و داشتن دخترم رو تجربه کردم، اما بین تمام ۲۷ سال زندگیم، امسال سخت‌ترین سالی بود که گذروندم.
گریه‌های بی‌وقفه‌ش برای من طاقت‌فرسا بود…
روزها و شب‌هایی که نمی‌دونستم چطور آرومش کنم، خستگی‌ای که تمومی نداشت و خودم که هر روز بیشتر از قبل خسته می‌شدم.
با تمام وجودم دوستش دارم و مادر شدنم یکی از شیرین‌ترین اتفاق‌های زندگی منه، اما حقیقت اینه که این سال خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم سخت بود.
امسال بیشتر از اینکه منتظر رسیدن روز تولدم باشم، خوشحال بودم که روزها دارن می‌گذرن…
امیدوارم سال جدید زندگیم مهربون‌تر باشه.
امیدوارم سهمم از روزهای آینده، آرامش بیشتری باشه، لبخندهای بیشتری باشه و شب‌هایی که به جای گریه، با دلِ آروم بخوابم.
امیدوارم دوباره برای زندگی و برای خودم ذوق داشته باشم.
مامان ماه تابان مامان ماه تابان ۱ سالگی