۶ پاسخ

نه بابا قانون چیه. مهم نیست براشون. رفتار برخوردشون جوریه که آدم. داغون میشه. واقعا موندم. مادر خودت. بهت حرفهای بگه. که. تو. داغون بشی. یا خواهر داری اصلا درکت نکنه. واقعا. حس تنها بودن. دارم. اصلا با خواهرم جور نیستم.

وای منم خوبه بابام بالا میشینم. واقعا خسته شدم. یا بیرونه. با اونا. یا اصلا نمیاد بالا. برخودشون جوری شده. که. میخوان توی روشون. وایسم. بابام که از بچه بدتر کرده. خدا پولی بده بریم جای دیگه

بچه ی منم خونه ی مامانم اینطوری بعد یه کارایی از خودش در میاره که آدم از کجاش در میاره حالمو خیلی بد میکنه

بچه های منم این شکلی

منم تقریبا اینم طبقه پایین مادرشوهرم.
مثلا میبینی قبل غذا بهش شیرو کیک میدن میخوره. منم چند باری گفتم ولی خب یبار گوش میدن سه بار به حرف بچه میرن.
اصلا به بچه نه نمیگن خب طبعا دختر منم دوست داره بره پیش اونا.

وقتی هم که من میرم بالا دخترم میره پایین میگه تو نیا.
دوست نداره اصلا من برم بالا پیشش وقتی خودش بالاست.
منم شرایط تغییر خونه رو ندارم ولی خب فعلا خودمو زدم به بیخیالی 😁

یعنی منو توصیف کردی😂من طبقه بالای خونه پدر شوهرمم پسرم داعم پایین بود اونجام هر کاری دلش میخاست میکرد غذا اصلا نمیخورد هر چی میگفتم بستنی ندین میدادن تا بردم ازمایش اهنش به شدت پایین بود اول با مادر شوهرم بحث کردم که تقصیر شما شده هر چی میگم کاکاعو ندین حرف گوش نمیدین بعد الان نزدیک دوماهه پسرم کلا پیش خودمه اولش سخت بود حوصلش سر میرفت بهونه میگرفت سر گرمش میکردم دوماهه این بچه رو بستم به مواد مقوی مغزیجات صبحونه عصرونه کباب هر چی فکر کنی خوبه فقط شبا یکساعت میره وبذمیگرده دیگه عادت کرده وقتی میره حتی چتد بار زنگ میزنه کی بیام مادر شوهر پدر شوهرم تعجب کردن شرلت اهنش به جا مولتی به جا دکتر گفته سه ماه بده ببر ازمایش خلاصه فقط فقط باید روش زندگیت تغییر بدی اگه سلامتی بچت مهمه .پسر من از بس به حرفش بودن عصبی میشد میزد توی سر خودش حتی مشاورم بردم الان دوماهه اصلااا اینقد اروم شده این بچه چون اهن بچم پایین بود

سوال های مرتبط

مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۵ سالگی
امروز رفتم پارک با پسرم ولی برای اولین بار با یه خانم دعوا کردم: پسرم یه مقدار بازیگوشه مخصوصا وقتی میریم بیرون ، توی پارک هم دوس داره با همه بازی کنه و میره دنبالشون بعضی بچه ها هم مخصوصا دخترا دوست ندارن و همش میگن که چرا میای دنبال ما و پسر منم عصبانی میشه یا هی میره دنبالشون اونام دعواش میکنن. مدامم بهش گفتم با کسی دوس نداره باهات بازی کنه بازی نکن ولی گوش نمیده باز میره میخواد بازی کنه. امروزم یه دختری که حدود ۹-۱۰ سالش بود بهش خورد بعد فرار کرد سمت مامانش پسرم هم رفت دنبالش به حالت هل دادن ولی خیلی یواش به دختره زد و تا من برسم بهش دیدم مامان دختره سر پسر من که کوچیکه با صدای بلند داد میزنه که چرا دختر منو هل میدی و داد و بیداد میکرد سرش پسر منم نشست زمین گریه کردن منم رسیدم عصبانی شدم به زنه گفتم چرا سر بچه داد میزنی گفت چون دختر منو هل میده گفتم هرچی میخواستی بگی به من میگفتی نه سر بچه کوچیک . دست بچمو‌گرفتم بردم دعواشم کردم که چرا هل میدی و …
هنوز اعصابم خورده که چرا بعضی بزرگترا متوجه نیستن که با بچه کوچیک چجور حرف بزنن و حتی بچه هایی که بزرگترن هم درکی ندارن نسبت به بچه های کوچیکتر. من خودم همیشه به پسرم تذکر میدم اگه کار اشتباه کنه یا یا ببینم با بچه ای درحال دعوان میرم باهاشون حرف میزنم حتی اگه اونا مقصر باشن میگم باهم قشنگ بازی کنید هیچوقت دعواشون نمیکنم چون میگم اونا هم بچه ان.ولی بعضی پدرمادرها اصلا انگار نمیتونن به بچه ها بگن با هم تعامل کنن تازه از بچه ها بدتر رفتار میکنن و انگار فقط بچه اونا بچس برای بقیه انگار نیست.
نمیدونم کارم درست بود یا نه اعصابم خورده هنوز . باید چیکار کنم؟؟