۱۱ پاسخ

در مورد حرف اولت، به نظرم ما خودمون انتخاب کردیم که بچه‌دار بشیم و مسئولیت یه انسان دیگه رو بپذیریم. بچه‌هامون هنوز اون‌قدر بزرگ نشدن که بتونن همیشه احساسات و رفتارشون رو کنترل کنن. قرار نیست دوست داشتنمون وابسته به رفتارهاشون باشه،اینم به معنی این نیست که هر رفتاری کردن، قبول کنیم. می‌تونیم رفتارشون رو نپذیریم، ولی همچنان دوستشون داشته باشیم چون ما خواستیم به این دنیا بیاریمشون و دعوتشون کردیم

در مورد غذا هم به نظرم نباید مجبورشون کنیم چیزی رو که دوست ندارن بخورن، ولی قرار هم نیست هر بار غذای جدا درست کنیم. می‌تونیم از همون وعده یه جایگزین ساده مثل نون یا برنج خالی بهشون پیشنهاد بدیم،چون اگه هروعده جدا بپزیم متوقع و بهانه جو میشن و کنترلش سخته

اما در مورد اتفاقی که برات افتاده، واقعاً درکت می‌کنم. گاهی فشار و خستگی اون‌قدر زیاد می‌شه که با وجود همه‌ی چیزهایی که می‌دونیم، از کوره در می‌ریم. من خودمم خیلی این لحظه‌ها رو دارم. بعدش ناراحت می‌شم، ولی سعی می‌کنم خودم رو ببخشم و جبران کنم. تو هم وقتی آروم شدی، می‌تونی بری پیش پسرت، بغلش کنی و بابت حرفات ازش عذرخواهی کن

ما قرار نیست مادرهای بی‌نقصی باشیم،مهم اینه که وقتی اشتباه می‌کنیم، بتونیم برگردیم و رابطه‌مون رو ترمیم کنیم

بعضی وقت ها افکار و توصیه های روانشناس ها واقعا جواب نمیده 😥
یعنی هی صبر هی لج بیشتر و نق بیشتر 🙂
بچه داری خیلی سخته و فرسوده می‌کنه آدم رو ...
روان و جسم آدم نابود میشه تنهایی ...

عزیزکممممم. ببسن من عصبانیتت رو‌ذدرک‌ میکنم. ماهم کم میاریم‌ماهم عصبانی میشیم. انسانیم مادر شدیم‌دیگه نه اینکه سوپر من شدیم و معصوم‌ و‌ مقدس.

اما تنبیه هامون هم باید با سن و روان بچه بخونه. ببین عذاب وجدانتو...
جمله دوست ندارم خیلی آسیب میزنه ب بچه اکه مدامپبهش بگیم. خودتو تصور کن شوهرت هرچندوقت ی بار بگه دیگه دوست ندارم. حااا تو آدم بزرگی. فکر‌کن ی بچه ۲ ساله با روح لطیف‌ و پاکش هی چنین حرف منفی ای بهش بگن انم از طرف کی؟ امن ترین آدم زندگیش. چه حسی در‌مورد خودش داره؟ بزرگ‌ بشه چی؟ در‌مورد خودش چه احساسی داره؟ من دوس داشتنی نیستم. اگه چیزی ک دلم میخپاد و‌حقمه بخوام یا بگم دوستم، دوست دخترم، همسرم... منو دوست نخواهد داشت.
گربه گازت بگیره؟ میترسه ... ممکنه شبا خوابشو‌ ببینه.ممکنی بهت جسبندگی داشته باشه تا آخر عمر از گربه یا تنهایی یا حیاط بترسه.
پشت هر نقی یه نیازی هست. دنبال اون نیاز باش.

ممکنه عصبانی بشیم داد بزنیم. فریاد بزنیم یا حتی خدایی نکرده کتکش بزنیم.

بعد ک ب خودمون اومدیم هم قدش میشیم و‌میگیم. یارا جان؟ ترسیدی؟ من داد زدم. من اشتباه کردم. تقصیر تو‌نبود من داد زدم (مسولیت کاری ک کردیم بعهذه میگیریم‌نمیندازیم گردن اون ک تقصیر تو بود اگه داد زدم) من باید احساسات خپدمو‌منترل کنم. تو فلان کردی من عصبانی شدم و نباید از کنترل خپدم خارح میشدم. بهش میگن ترمیم رابطه

عزیزم تو یه موجودی رو که درک از هیچی نداره رو وارد این جهان کردی خودش نخاست.
پس تو مسئول اون هستی .
معلومه که باید همه جوره دوستش داشته باشیم و قضاوتش نکنیم .باید کنارش باشیم بهش یاد بدیم چجوری زندگی کنه حق داره اشتباه کنه
یه وقتایی بچه ها یه غذایی رو میخورن بهونه میگیرن گاهی انعطاف اصلا باعث بد شدن بچه نمیشه
و اینکه گفتی میبرمت گربه گازت بگیره حقیقتا وقتی خوندم قلبم لرزید ازین حجم از بی رحمی که توکار بعدی که گفتی میزارمت بیرون تکرار کردی.
نمیدونم چی باعث شد اینو بگی چون تو اسییبی بهش زدی که جبران ناپذیره .
میدونم سخته ولی در واقع تو سر اون بچه عقده هاتو (اینو میگم چون این خشم و عقده درون هست)خالی نمیکنی تو داری سر خودت داد میزنی
جبران کن. تو چرخه خشونتی که باتو شده رو بشکن
این رفتارتو دقیقا رفتاری هست که با تو داشتن شاید یادت نیاد این ناخوداگاه تو فکر میکنه رفتار درست با بچه بی پناه همینه که انجام میدی.
لطفا چرخه خشونت رو بشکن.لطفا
فک کن تو ی ادم تو کشور غریبی و یه همراه داری ک مراقبته
تو اشتباهی به خیابون اشتباه میری همراهت ک تنها همزبون دوست تو هست بگه برای چی اشتباه رفتی؟ من تنهات میزارم ترکت میکنم گم شی سگا گازت بگیرن
چه حسی داره؟
لطفا چرخه خشونت بشکون
با جبران از ذهنت بچت پاکش کن.
مادر بودن سخته درسته ولی لطفا تحمل کن با عشق.بهش اسیب نزن بزرگ شه همش باید درگیر افسردگی خشم ترس انتخابای اشتباه باشه.

منو ک بچم روانی کرده دیگه.
فقط نق و گریه.فقطططططط یسره نق گریه
میخاد بخابه گریه
میخاد بیدارشه گریه،بیرونم گریه تو خونم گریه.
دس تنهام.کلااااا فقط گریه.
امروز صب داد زدم دیگه سرش.
ولی میفهمم مشکلم فشارای روحی خودمه ک کم صبرم کرده،از طرفیم انتطار زیاد ازش دارم.
ولی چ کنم.....

بچه داری سخت ترین کار دنیاست بخداا اگه حقوق ۳۰۰ میلبونم بدن کمه🤦🏻‍♀️زیا سخت نگیر اصلا نمیشه همه چیزو مدیریت کرد گاهی وقتا بیخبال باش فقط ببین خودت چجوری راحتی

من‌که دیونم سرم درد میکنه دلم میخوات بمیرم

عیب نداره بچه ها گاهی آدم روبه جنون میرسونن

عزیزم ماهم ادمیم‌،ربات نیستیم ک هرچی بچه‌خواست همون بشه ،
من وقتی میگه فلان غذارو دوس ندارم ،یکم‌ماست یا سس میزنم بهش سرگرمش میکنم تا بخورش ،
وقتی کسیم زد ،با جدیت باهاش رفتارمیکنم تا بفهمه این کار اصلا درست نیس

حق داری واقعا بعضی وقتا نمیشه طبق اصول و قواعد روانشناسی رفتار کرد اما بخاطر رفتار نادرست بچه همون لحظه واکنش تند نشون نده سعی کن حواسشو با یه چیزی پرت کنی تا دست از کارش بکشه اما بعدا براش توضیح بده که کارش بد و زشت بوده و ناراحتی از رفتارش اما خودشو دوست داری و چون دوستش داری تنبیه براش در نظر بگیر من برای دخترم وقت تنبیه دارم اونم سختش نکردم وقتی کار بد میکنه میگم باید ۱۰ دقیقه روی صندلی روبه دیوار بشینی و حق هیچ کاری نداری به هیچ کدوم از اسباب بازیاتم دست نمیزنی...هرچند هیچوقت تا تهش عملی نمیشه اما میدونه که بخاطر کار اشتباهش باید تاوان بده...اینجوری هم تو جمع نشکوندیش و دعواش نکردی هم متوجه کار بدش شده

این کف چیه

سوال های مرتبط

مامان فاطمه خانوم🌼 مامان فاطمه خانوم🌼 ۴ سالگی
مامان آبان مامان آبان ۳ سالگی
امروز آبان رو بردم حموم. معمولا حموم دوست داره و استقبال میکنه ولی همیشه یه کم نگران سر شستنه و چونه میزنه که میشه رو سرم آب نریزی؟ خوشم نمیاد، نمی‌دونم آب میره تو چشمم، چشمم میسوزه و... منم هربار میگم می‌دونم دوست نداری ولی باید موهات رو تمیز کنیم و آدم گاهی مجبوره کارهایی که خیلی دوستشون نداره رو هم انجام بده، به بعدش فک کن که قراره کلی آب بازی کنی و...
امروز وقتی شستنش تموم شده بود و داشت تو لگن برا خودش شالاپ شلوپ می‌کرد، منم با لباس‌های نمدار نشسته بودم رو در توالت، یهو گفت: "مامان من وقتی آب رو سرم می‌ریزی هم دوستت دارم"
خیلی رقیق شدم از شنیدن این جمله. حس کردم این بچه پیچیدگی احساسات انسانی رو درک می‌کنه: تو ممکنه یه کاری کنی که خوشم نمیاد ولی این باعث نمیشه دوستت نداشته باشم. شگفت‌انگیز نیست؟

عکس هم از یکی از کتاب‌های آبانه. به نظرم حس آبان نسبت به حموم شبیه اون رنگین‌کمانه‌ست و شستن سرش اون هیولا سیاهه که رو رنگین کمون نشسته.
همینقدر متناقض، همینقدر پیچیده، همینقدر زیبا
مامان همتا❤️ مامان همتا❤️ ۳ سالگی
سلام مامانا
می خوام یه سوال بپرسم ازتون
باور کنی اصلا نمی خوام توی حرفایی که میزنم کسی روقضاوت کنم یا نفی کنم
همتا یه دوستی داره که تقریبا ۱ ماه ازش بزرگتره
این بچه به شدت لوسه،و هر بار که رفتیم خونشون هر اسباب بازی که همتا برمیداره بازی کنه ازش میگیره و با گریه داد میزنه که ماله منه،حتی وقتی اومدن خونمون هم همین کارو کرد و اسباب بازی های همتا رو ازش می گرفت و می گفت ماله منه
نقاشی که می کشیدن توی صفحه همتا خط می کشید و نقاشی شو خراب می کرد،اگر چیزی به خواستش نباشه همتا رو میزنه یا چنگ میزنه
امروز خونشون بودیم و به شدت عصبانی کرد منو،حتی مامانش هم از دستش کلافه شد،و بهش گفت با این کارات هیچ دوستی پیدا نمی کنی
ولی همتا اصلا از این رفتارا نداره،کسی رو نمیزنه
اسباب بازی هاشو با همه تقسیم می کنه،حتی خوراکیش رو
عاشق بازی کردنه
دوست نداره بچه ایی گریه کنه
حالا مامانش بهم می گفت من دوست دادم دخترم با همتا دوست بمونه و هرجا خواستی مهد ثبت نام کنی به منم بگو
حالا اگر شما باشید این کارو می کنید
با توجه به اینکه این بچه امروز همتا رو کلافه کرد و نمیذاشت بازی کنه و گریه همتا رو درآورد
من حتی تصمیم گرفتم دیگه خونشون نرم
چون امروز بدجور بچم رو زد😭
همتا خیلی گریه کرد
تو رو خدا فکر نکنید من مامانی هستم که ایرادهای بچم رو نمی بینم،نه
ولی هرچی از این بچه گفتم خود واقعیش بود
ببخشید طولانی شد
#بچه
#پوشک
#اعصابخوردکن