۸ پاسخ

الان ک نمیشه کاری کرد عزیزم بگو ب یکی بیار کمک هر وقت هم اومدن خواستن کاری کنن اصلا مقاومت نکن بزار کار هاتو بکنن شام هم کباب چیزی درست کن ک شوهرت کباب کنه تو برنج دم بزاری

بعضیا واقعا بی درکن
چیزی هم بگی میگن ما هم چند تا بچه آوردیم همه کار میکردیم!
ولش کن دیگه خداروشکر گذشت
منم از اول بارداریم همش مهمون داشتم

چقدر یه سریا بی درک و شعورن واقعا
به مادرشوهرت میگفتی بیاد کمکت

آدم های بی درک😔
بگو لکه بینی دارم دکترم گفته استراحت کن بذار خودشون کار کنن

همه همینجورین بخدا من خواهر شوهرم یه هفته اومد خودشو انداخت خونمون دست به سیاه و سفید نزد آخرش تیکه انداختم که پاشد رفت بعد از اونور من مادر شوهرم اینا رفته بودن شهرستان داشتن برمیگشتن من خواهر شوهرم گفت دست به سیاه و سفید نزن میام خودم جمع میکنم خونشونو منم میدونم الکی میگه خب پاشدم رفتم خونه مادر شوهرم و جمع کردم فرداش خواهر شوهرم زنگ زد آره نتونستم بیام ولی برای شام میام😑😂 منم خدایی میخاستم غذا درست کنم بخاطر مادر شوهرم البته اونم تو خونه خودم نه پدر شوهرم نمیتونم همش وسایل بیارم ببرم که رفتم خونه خودم و هم تمیز کردم دیگه خسته شدم تا نداشتم تکون بخورم به شوهرم گفتم مرغ بخر گفت دیر میام به اون گفتم مرغ بخر گفت دیر میام منم گفتم به درک ننه بابای شما میان من چرا خودمو انداختم تو هول و ولا اومدن گفتن آره ناهار نخوردیم فلان گفتم من شرمندم فقط املت میتونم آماده کنم من دوست داشتم ازتون پذیرایی بکنم ولی برای بقیه مهم نبود منم شرایطم سخت بود مادر شوهرم خودش پاشد غذا درست کرد طفلی بعد که شما آماده شد خواهر شوهرم از قصد دیر اومد بعد بدو جاروبرقی گرفت دستش وای مامان خونه چه کثیفه بزار جارو بکشم گفتم نمیخاد عزیزم خونه رو دیروز تمیز کردم نصف شبی زایه شد نشست سر جاش 😑🥲 شعور هم چیز خوبیه

از دست شوهرمم اعصابم خرده به هرکی می‌رسه میگه تو رو خدا تشریف بیارید و اصلا نمیاید این ورا و...
خب اون فکر می‌کنه تو جدی میگی و اگه نیاد ناراحت میشی

الهی بگردم خب بگو نیستم

کیا ؟
چیشده عزیزم

سوال های مرتبط

مامان آدریان مامان آدریان ۱۰ ماهگی
دوستان به نظرتون من دارم عجله میکنم؟
من برای سیسمونی هیچ توقعی از خانواده ام از اول نداشتم و کلا خجالت میکشم در موردش باهاشون صحبت کنم، ولی خودشون از اول اصرار داشتن که خودشون می‌خوان سیسمونی بخرن. همسرمم کلا هیچ نظری نداشت.
مامانم میگفت شما پولاتون رو جمع کنید برای بیمارستان و هزینه های بارداری.
تو این هفت ماه من دیدم هیچ خبری نیست. دیگه ماه پیش 30 تومن برای زایمان کنار گذاشته بودم رو رفتم وسایل بهداشتی و ضروری بچه رو خریدم، از قبل هم چند لباس خریده بودم. اون موقع خانواده ام همش میگفتن داری عجله میکنی و به ما فرصت نمیدی که پول دستمون بیاد
دیگه هفته دیگه من می‌خوام برم تو 8 ماه و باید وسایل اتاق ها رو جابجا کنم برای تخت بچه، دیدم فرصتی نمونده و ممکنه ماه آخر نتونم برم خرید، دیگه می‌خوام این هفته برم تخت کنار مادر بخرم، از کمد و دراور خودمونم یه خرده فضا خالی کنم که لباس بچه و وسایلش رو بچینم، چون دیگه هیچ پولی برای کمد برام باقی نمی مونه.
به مامانم که گفتم بازم ناراحت میشه و میگه بابات گفته عجله نکن تا ما پول دستمون بیاد براش بخریم. خب به نظرتون کار درست رو من انجام میدم یا باید صبر کنم ببینم کی پول دست اونا میاد؟