۷ پاسخ

خب براچی رفتی قهر؟مگه نرفتی که طلاق بگیری؟از اولش میدونستی میخوای طلاق بگیری و بچه تم بچه طلاق بشه دیگه الان چرا ناراحتی؟ول کن این مردو برو پی زندگیت

خودت پیشرفت میکنی ماشین میخری بچه میبری مدرسه خودت هم سرکار میری.دنیا اینجور نمی مونه.طلاق بگیز اون قدر پیشرفت کن که شوهرت بسوزززه فقط

ببین بعضی وقتا از دستت انقد عصبی میشم خودتم نمیدونی میخای چیکار کنی والا یا بفکر خودت باش یا اون بچه ... فعلا بچه تا ۷ سال پیش تو بعد ۷ سالم طرف زن بگیره بچه تورو نکه نمیداره برمیگردونه بهت ول کن اخه این چ زندگیه میخوای برگردی

برو شکر کن از زندگیت میخاد بره چجور تحملش کردی

برو سرکار بچتم خودت حضانتشو بگیر به نظرم

اونکه نیازهاشو بیرون با ج ن د ه پولی رفع می‌کنه

چقد مریضه،..
مهسا دیگه طلاق هم این چیزارو داره
اره منم از چیزایی ک میگی حدس میزنم اون زن میگیره
توافق کن مسالمت امیز جدا شو ک بچه هم بتونه پیش باشه
ببین بچه بزرگ بشه خودش بفهمه میره سمت تو یا باباش …

سوال های مرتبط

مامان آراد نور زندگیم 🧸💙 مامان آراد نور زندگیم 🧸💙 ۳ سالگی
بیاین یکم حرف بزنیم
منم ی اتفاقی ک دیروز افتاد رو براتون تعریف کنم ببینید تا چ حد حق داشتم

دیروزی پسرمو بردم شهره بازی اراد با ی ماشین بازی می‌کرد حسابی مشغول بود ی بچه کوچیک تر اومد سوارش شه اراد اجازه نداد منم گفتم عزیزم نوبتیه تازه نشسته خلاصه اون بچه دو سالش بود با ی داداش شش ساله دیدم وایسادن رو سر اراد دارن بهش حرف میزنن ک پاشو و فلان خیلی بهم برخورد بعد دیدم داداش بزرگه داره اراد رو نیشگول میگیره و مادره اصلا دخالتی نمیکرد منم ب اراد گفتم بازی کن چون خیلی اعصبی شده بود اونا اومدن ک وسیله رو از اراد گرفتن آراد کلی گریه کرد منم ب مربی گفتم سریع اراد رو سوار کن تا دنیارو بهم نریختم اون اراد رو سوار کرد منم هرچیییییییی از دهنم اومد ب مادر و پسر گفتم گفتم شما بی خود میکنید سر بچه من داد میزنین شما کی هستین من بچه بزرگ کردم هر کی از اینو میاد هرجوز دلش میخاد رفتار کنه ی جیغ محکمممممم کشید سر پسر بزرگ‌تره و بعد چند دیقه بازی کردو از اون محیط دورش کردم و بردمش رستوران و کافه
‌و این دعواها کلا س چهار دیقه بود همش منم
مامان فندق مامان فندق ۳ سالگی
سلام میاین ی نظر بدین ک من اشتبا میکنم یا پذیرش ازمایشگاه ممنونذمیشم کامل بخونین
من دوتا ازمایش داشتم یکیشو امروز میخاستم بدم یکیشو روزای پریودی گفتم انقد نوبت وایستادم دوتاشم پذیرش بشم فقط اون موقع بیام واس نمونه گیری
رفتم نشستم دوتا کد دادم میگ توی جفتش ازمایش تیرویید هست میخواین الان تیروییدو نده اون موقع بده واس هزینه ش میگفت
گفتم باش الان کلا ازمایشو میدم اون موقع ک اومدم توی تیرویید فقط -Tshک مهمه میدم
چون الان قرصامو درست نخوردم میخام تست بدم از فردا ک قرصامو مرتب خوردم اون موقع ببینم تنظیم شده یا ن
من هرچقد اینو میگفتم متوجه نمیشد اون ب من میگفت متوجه حرفم نمیشی توی دوتا ازمایشات تیروییدات مشترکه
ب نظرتون من اشتبا میکنم یا اون خانم؟
اخرسرم گفتم همینو فقط بزنین اون یکیو اون میام پذیرش میشم عصابم خورد شد اومدنی اروم جوری ک بغل دستیم فک کنم شنید گفتم آیکیو صفره
بعد گذشت اومدم اینور کس دیگه نشسته بود پذیرش بشه اون خانم تلفنی ک جلوش هست برداشته بود ی لحظه ترسیدم گفتم میشه اسممو بگه توی ازمایشم دست ببرن 😕